کد خبر: ۱۲۶۳۹
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۹-16 November 2019
خواهرزاده‌ی همکارم که دختری پنج ساله است مثل بسیاری از بچه‌های دنیا منتظر قسمت دوم "یخ‌زده" است که از هفته‌ی بعد در سینماهای دنیا اکران خواهد شد.
دخترک کوچک قسمت اول را در نوزادی دیده است، با چشمانی بسته، در سینمای تابستانی. از قسمت اول هیچ یادش نیست جز چند اسم؛ آنا، السا، کریستاف. اوه، اولاف فراموشم شد، آدم‌برفیِ دماغ‌هویجیِ خُل و چِل. 

دخترک تمام سال اخیر را منتظر بوده است تا قسمت جدید یخ‌زده برسد پدر و مادر دست او را بگیرند و به سینما بروند.
اما مشکلی وجود دارد. او چند ماه پیش با علائمی به بیمارستان برده شد و تشخیصِ پزشکان، سرطانی مهلک بود. آیا بچه می‌ماند دکتر؟ پاسخ منفی‌ست. آیا سال جدید میلادی را خواهد دید دکتر؟ نمی‌دانیم.

دخترک به سال جدید میلادی نخواهد رسید. دیگر همه می‌دانند. پدر و مادر خسته‌اند. شب‌بیداری در بیمارستان و اندوهِ عظیمی که خرد شدنِ آن پیکرِ نحیف بر شانه‌های‌شان می‌گذارد قدرت فکر کردن را گرفته است. روزهای آخر رسیده است. کسی می‌گوید آخرین آرزوی دخترک را چه کسی برآورده خواهد کرد؟ نمی‌دانیم. آخرین آرزوی او چیست؟ تماشای یخ‌زده‌ی دو، دست در دستِ پدر و مادرش. آیا او به تماشای یخ‌زده‌ی دو در هفته‌ی آینده در روز 22 نوامبر می‌رسد دکتر؟ تو را به خدا نگویید نمی‌رسد. سِرُم بزنید شیمی‌درمانی کنید پرتو بتابانید. او فقط بماند تا این فیلم را تماشا کند.

پاسخ منفی‌ست.

فرصتی باقی نیست. کسی چیزی دراین‌باره در صفحه‌ی مجازی‌اش می‌نویسد، پرستاری، دوستی، آشنایی. خبر دهان به دهان می‌چرخد. از تورنتو به شیکاگو، از شیکاگو به لس‌آنجلس، از لس‌آنجلس به هالیوود. پرستارِ بخش داروی تازه را در رگ‌های ناپیدای بچه تزریق می‌کند.

امروز صبح راس ساعت پنج صبح به وقت تورنتو هواپیمایی در فرودگاه این شهر به زمین نشست. در این هواپیما مردی بود که کیفِ کوچکی را با خود حمل می‌کرد. او تاکسی گرفت و خود را به بیمارستان کودکان رساند. ساعتی با پزشکان بخش صحبت کرد.
پزشکان سریع خود را به بالین دخترک رساندند. چشم‌های پف‌کرده‌ی مادر و پدر هراسان شد. آیا آن لحظه رسیده است؟ دستگاه‌ها را از بچه جدا کردند. تزریق آرامبخش‌ها متوقف شد. اسکرین بزرگی جلوی دخترک گذاشتند و مسافری که امروز صبح از هالیوود رسیده بود با تن‌پوشی از اولاف، آدم‌برفیِ دماغ‌هویجیِ خُل و چِل فایل کامپیوتری را اجرا کرد‌‌. 

مردی که امروز صبح راس ساعت پنج در فرودگاه تورنتو از هواپیما پیاده شد فرستاده‌ی شرکت دیزنی بود که برای دخترک اکرانی فوق‌العاده ترتیب می‌داد. ساعتی خنده و شوخی و موسیقی، ساعتی السا و آنا و کریستاف، ساعتی غرق شدن در رویایی انفرادی، پدر و مادر و دخترک دست در دست هم، رویایی که بچه‌های جهان منتظرش هستند.

فیلم که تمام شد دخترک چشمانش را بست. او هنوز چند روز دیگر فرصت دارد. می‌تواند تا آن روز رویای شاهزاده‌های یخی و گوزن‌های قطبی را ببیند. اگر از پنجره بیرون را تماشا کند خواهد دید برف هم در حال باریدن است.

حامد اسماعلیون
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان