کد خبر: ۱۲۵۲۰
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۶-06 November 2019
پس از حکومت، ما قدری از ایشان فاصله داشتیم، 
البته تا مدتی، هفته ای یکی دوبار با ایشان تماس می گرفتم و مطالبی را بطور فشرده عرض می کردم چون از آغاز مبارزات تعیین وظیفه شده بود، لیکن دیگر به حضورشان رسیدن به آسانی مقدور نبود. 

یکبار از شورای مدیریت برای رسیدن به حضور ایشان تلفن کردند (ظاهراً در یکی از اعیاد بود) گفتم مراسمی دارم که نمی توانم بیایم. آقای خلخالی به من گفت، قبول دارم اما برای چه شما اینقدر خود را عقب می کشید؟ گفتم آمادگی ندارم. 
آقای اعرابی داماد امام با جمعی به منزل ما آمدند و گفتند که چرا نمی آیی؟ گفتم منصبی که نمی خواهم، حرف هایمان هم دیگر خنثی می شود. گفت امام به شما علاقمند است، ولی شرایط شرایط حکومت است و با مرجعیت فرق دارد. می خواهید همان مطالبی را که می گویید و عمل نمی شود بنویسید تا برای امام ببرم؟ من هم پذیرفتم و در کاغذی بدون عنوان دوازده مطلب را نوشتم که مربوط می شود به گماردن مأمورینی جدا از تشكيلات رسمي  برای اطلاع شخصی خودشان از اوضاع مردم، خطر انحراف حکومت به تک حزبی شدن، ضرورت بکارگیری افرادی چون مرحوم سلطانی و مرحوم حائری بعنوان اطرافیان خود و مطالب دیگر. 
آقای اعرابی بعداً تماس تلفنی به من گفت وظیفه شما خیلی سنگین است. گفتم چرا؟ گفت من ندیده ام که امام به نوشته کسی اینقدر عنايت  کند. وقتی کاغذ را بردم امام خواست بگیرد. گفتم کاغذ مُندرسی است و عنوان هم ندارد. اجازه بدهید خودم برای شما بخوانم. امام فرمود بالاخره خط فلانی است، بده خودم می خوانم. ....

بعداً هم بوسیله نامه مطالبی را برای تذکر به عرض می رساندم، ولی احساس سابقم تأیید شد که شرایط حکومت چیز دیگری است.
...

منبع :خاطرات حضرت آیت الله گرامی 
صفحه: 274
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان