کد خبر: ۱۲۵۱۲
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۸-06 November 2019
واژه‌ی پیرنگ از هُنر نقاشی به وام گرفته شده و به‌معنای طرحی است که نقّاشان بر روی کاغذ می‌کشند و بعد آن را کامل می‌کنند، طرح ساختمانی که معماران می‌ریزند و از روی آن ساختمان بنا می‌کنند.
عصراسلام:
واژه‌ی پیرنگ در داستان به‌ معنی روایت حوادث داستان با تأکید بر رابطه علیّت می‌باشد. «شاه مرد و بعد ملکه مرد» داستان است زیرا فقط ترتيب منطقی حوادث برحَسَبِ توالی زمانی رعایت شده است. اما «شاه مرد و بعد ملکه از غصه دق کرد.» پیرنگ است زیرا در این بیان، بر علیّت و چرایی مرگ ملکه نیز تأكيد شده است.

آنچه مولانا در حکایت شاه و کنیز گوید:

گفت معشوقم تو بودستی نه آن
لیک کار از کار خیزد در جهان

ناظر به همین رابطهٔ علت و معلولی است.

به سخن دیگر، پیرنگ، طرح منسجم و همبسته‌ای است که از جایی آغاز می‌شود و به جایی ختم می‌شود و میان این دو نقطه حوادثی رخ می‌دهد که با یکدیگر رابطهٔ علت و معلولی دارند. به دلیل تأكيد بر چرایی حوادث، پیرنگ با خلاصهٔ داستان تفاوت دارد.

برای نمونه، خلاصهٔ داستان داش آکل/صادق هدایت چنین است:

«وقتی در شیراز دو تا لوطی بودند به نام‌های داش آكل و کاکارستم که دومی چشم دیدن اولی را نداشت. روزی داش آکل را خبر کردند که حاجی آقایی او را در موقع مرگ به عنوان قیم خانواده‌اش معرفی کرده است. 

داش آكل قیومیت خانواده را قبول کرد. بعد دختر حاجی را دید و عاشق او شد اما عشق خودش را پنهان کرد. بعد از چندی دختر را به اولین خواستگاری که برای دختر پیدا شده بود، شوهر داد و قیمومیت خانواده را به شوهر دختر واگذاشت. بعد در نزاعی که با کاکارستم کرد، کشته شد.

اما پیرنگ داستان چنین است:

وقتی در شیراز، دو تا لوطی بودند به نام‌های داش آکل و کاکارستم که کاکارستم چشم دیدن داش آکل را نداشت برای این که وقتی می‌دید مردم به او احترام می‌گذارند و به خاطر خصلت‌های جوانمردانه‌اش، او را دوست می‌دارند به او حسادت می‌ورزید. 

آن وقت یکی از حاجی‌های معروف شیراز، در لحظهٔ مرگ، «داش آکل» را به علت اعتمادی که به او داشت، وکیل و وصی خود کرد. «داش آکل» از اين وصیت حاجی در دل خشنود نبود زیرا که با زندگی آزاد و بی‌قید و بند او نمی‌خواند. اما خلاف جوانمردی می‌دانست که بر طبق وصیت حاجی عمل نکند. 

کاکارستم که دلش می‌خواست به جای داش آکل باشد و به اموال باد آورده و مفتی برسد، از حسادت هرجا می‌نشست شایع می‌کرد که «داش آكل» أموال حاجی را بالا کشیده است. «داش آکل به علت تعهدی که قبول کرده بود، از کشمکش و درگیری با او صرف نظر می‌کرد.

در این میان «داش آکل»، گرفتاری دیگر نیز پیدا کرد و عاشق دختر حاجی شد اما برای آن که فکر می‌کرد اگر دختر را به زنی بگیرد برخلاف جوانمردی و لوطی‌گری رفتار کرده، عشق خود را به او از همه پنهان می‌کرد. آن وقت خواستگاری برای دختر پیدا شد. 

«داش آكل»، با این که خواستگار از خودش مُسن‌تر بود موافقت کرد و دختر را به او شوهر داد و اموال حاجی را به او سپرد بعد چون دیگر زندگی برایش معنا و مفهومی نداشت، در برخورد با «کاکارستم» که همیشه مغلوب «داش آکل» بود از خود دفاع نکرد و خودش را به دست او به کشتن داد.

تعریف پیرنگ در اصل، از فن شاعری ارسطو مایه می‌گیرد. ارسطو، ضمن بحث از تراژدی، پیرنگ را متشکل از سه بخش می‌داند: آغاز که حتماً نباید در پی حادثه دیگری آمده باشد، میان که هم در پی حوادثی آمده و هم با حوادث دیگری دنبال می‌شود، و پایان که پیامد طبیعی و منطقی حوادث پیشین است.

از نظر ارسطو، پیرنگ ایده‌آل از چنان همبستگی و استحکامی برخوردار است که اگر حادثه‌ای از آن حذف یا جابه‌جا شود، وحدت آن به‌کلی در هم می‌ریزد.

پیرنگ با عناصری چون شخصيت و کشمکش پیوستگی و رابطه نزدیکی دارد و ممکن است به واژگونی و کشف منتهی شود.

در برخی داستان‌ها با نمایشنامه علاوه بر پیرنگ اصلی، پیرنگ فرعی نیز حضور دارد.


سیما داد 
فرهنگ اصطلاحات ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان