کد خبر: ۱۲۵۱
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۲-16 December 2017
در دنیای کنونی اگر بنابراین باشد که دین حضور فرهنگی داشته باشد، حضور فرهنگی چیزی نیست جز حضور در درون آدمیان و در ذهن و ضمیر آدمیان و در ساحت روان آدمیان. نه به معنای حضور در کتاب‌ها و کتابخانه‌ها و نه به معنای نوشته شدن مقالات فراوان و برگزاری کنفرانس‌های زیاد درباره دین.

در دنیای کنونی اگر بنابراین باشد که دین حضور فرهنگی داشته باشد، حضور فرهنگی چیزی نیست جز حضور در درون آدمیان و در ذهن و ضمیر آدمیان و در ساحت روان آدمیان. نه به معنای حضور در کتاب‌ها و کتابخانه‌ها و نه به معنای نوشته شدن مقالات فراوان و برگزاری کنفرانس‌های زیاد درباره دین. 
حضور فرهنگی حضور در درون آدمیان است به این معنا که هم در باورها، هم در احساسات و عواطف و هم در خواسته‌های آدمیان نقش داشته‌باشد. حالا سخن بر سر این است که به گمان من اگر دین بخواهد چنین حضوری در زندگی داشته باشد، یعنی باطناً کسانی را در درون هدایت بکند، باید لااقل سه شرط را احراز کند. اگر یکی از این سه شرط را نداشته باشد آن وقت دیگر در درون حضور فرهنگی نخواهد داشت بلکه ممکن است تنها در بیرون مناسک و شعائر دینی وجود داشته باشد، اما در درون متدین واقعی وجود نخواهد داشت. آن سه شرط به این قرار است:

 دین نباید با عقلانیت ناسازگاری داشته باشد. نه به این معنا که همه آموزه‌های دینی باید خردپذیر باشد. این توقع بسیار بسیار بالایی است. بلکه به این معنا است که در آموزه‌های دینی آموزه خردستیز وجود نداشته باشد. همین‌که آموزه خردستیز وجود نداشته باشد خواه آموزه خردپذیر باشد خواه خرد گریز اما خردستیز نباید باشد. اگر دینی ناسازگاری صریح و آشکار و هویدا و روشن با عقلانیت داشت در این صورت اقبال این دین برای حضور در درون آدمیان از بین رفته است. ممکن است آموزه‌هایی خرد پذیر یا خرد گریز ــ یعنی فوق خرد آدمی ــ باشد اما مخالفت با خرد آدمی نمی‌تواند داشته باشد.

 شرط دوم موافقت دین است با اخلاق جهانی. برای این‌که حضور فرهنگی داشته باشد باید با اخلاق جهانی ناسازگاری نداشته باشد.

  شرط سوم این‌که دین باید با حقوق بشر هم ناسازگار نباشد. مرادم از حقوق بشر فقط مواد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیست. این مواد مثل هر متن دست نوشته دیگری می‌توانند جرح و تعدیل و بیش و کم شوند. اعلامیه جهانی حقوق بشر طی دو سال فراهم شده و به تصویب رسیده و بر اساس آن سازمان ملل شروع به کار کرده و قطعاً ممکن است خطاهایی داشته باشد. اما مفهوم حقوق بشر یعنی دو مفهوم:
 یکی این‌که انسان‌ها به صرف انسان بودنشان بدون این‌که مقید به هیچ قید و شرطی به غیر از انسان بودن باشند حقوق لایتخلف دارند. و نکته دوم این‌که هیچ چیزی که در تو باشد و بدون علم و  اراده در تو پدید آمده باشد نه می‌تواند در تو وجه امتیازی نسبت به من باشد و نه می‌تواند تو را نسبت به من محروم‌تر کند. اگر چیزی از مواهب خداداده را دارا باشیم بدون آن‌که گزینشش کرده باشیم، این چیز در ما نه می‌تواند امتیاز و نه محرومیت نسبت به دیگری ایجاد کند. (مثل جنسیت)
حضور فرهنگی دین متوقف بر این سه تا است. اکنون می‌خواهیم به شرط دوم یعنی موافقت دین با اخلاق جهانی 
بپردازیم. 

▪️سه تفسیر از اخلاق جهانی 
اخلاق جهانی سه تفسیر بزرگ دارد:
 اخلاق جهانی گاهی یعنی اخلاقی که به اقتضای یک استدلال عقلی خدشه‌ناپذیر، انسان‌ها احکام و قواعد آن را استخراج و استنباط کند که به آن قواعد می‌گوییم اخلاق جهانی.

اخلاق جهانی، احکام و قواعد اخلاقی است که همه انسا‌ن‌ها فارغ از تفاوت‌های فرهنگی و تمدنی و اجتماعی و فارغ از این‌که در چه مکان و زمان و اوضاع و احوالی زندگی می‌کنند، همگی نسبت به آن قواعد شهود درونی دارند. شهود درونی ما پشتوانه و مؤید اخلاق جهانی است.

 اخلاق جهانی فصل مشترک همه مکاتب و نظام‌ها و نظریه‌های اخلاقی است. در طول تاریخ سه مکتب بزرگ اخلاقی به وجود آمده و در دل آن تعداد زیادی نظام و تعداد زیادی نظریه اخلاقی در دل این نظام‌ها پدید آمده‌اند که همگی در یک سری احکام و قواعد اخلاقی شریک هستند و اتفاق نظر دارند. 
این‌جا کاری نداریم که کدام تفسیر صحیح است، اخلاق جهانی حاصل هر کدام از این سه که باشد به هر حال چیزی است که همه به آن پذیرش و اقبال دارند. 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان