کد خبر: ۱۲۴۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹:۴۳-02 November 2019
شاید جالب باشد که بدانیم هیتلر کتابخوانی حرفه ای بوده و گرایش به بسیاری از نویسندگان معروف و مکتب های ادبی داشته است.
یک قرن پیش، آدولف هیتلر با درجه نظامی سرجوخه در جنگ جهانی اول می جنگید. او در این جنگ دو بار زخمی شد و شش مدال گرفت. اما نکته جالب اینجاست که او در همین جنگ نوشته‌های آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، را به همراه داشت.

آگوست کوبیزک دوست دوران نوجوانی هیتلر درباره او می‌گوید: من آدولف را بدون کتاب‌هایش نمی‌توانستم تصور کنم. همیشه در خانه‌اش تلی از کتاب کنارش ریخته بود. او آنها را دور خودش می‌چید. هیتلر همیشه در همه جا یک کتاب با خودش داشت.

کوبیزک می‌گوید هیتلر پس از جنگ در سه کتابخانه در شهر لینز و آستاریا عضو بود و وقت زیاد خودش را در کتابخانه مرکزی هاپسبورگ در وین می‌گذراند. او می‌گوید کتاب‌ها همه جهان او بودند.

اینکه افراد علاقه‌مند به کتاب تبدیل به سیاستمداران خشن تاریخ بشوند اتفاق نادری نیست. پل پوت دیکتاتور کامبوج، مدرکش را در پاریس گرفت و پس از برگشت به کامبوج در یک کالج خصوصی ادبیات فرانسه و تاریخ درس می‌داد.

اسامه بن لادن فارغ التحصیل مهندسی عمران بود و آثار دینی سید قطب را می خواند. بن لادن در دانشگاه عربستان همواره در سخنرانی‌های برادر سید قطب شرکت می‌کرد.

و در نهایت جوزف گوبلز مرد اول تبلیغات نازی‌ها و دستیار هیتلر نیز در پنج دانشگاه مطرح در آلمان درس خواند و از دانشگاه هایدلبرگ آلمان مدرک دکترای فلسفه گرفت.

هیتلر مردی جوان، باهوش، ایده آل گرا و با انگیزه بود. اما در همان جوانی درگیر فرضیات غلطی شد که او را از مسیرش منحرف کرد.

آنطور که به نظر می‌آید هیتلر نه تنها کتاب جمع می‌کرده بلکه او کتابخوانی جدی و منظم هم بوده است. در کتابهای به جا مانده دست نوشته‌هایی از هیتلر به چشم می خورد که در آنها وی با چند رنگ مختلف زیر نوشته‌هایی که با آنها موافق یا مخالف بوده خط می‌کشیده است.

گفته می‌شود او بیشتر فلسفه می‌خوانده است. آثار کانت، هگل، مارکس و نیچه همواره از کتاب‌های مورد علاقه او بوده است. همچنین هیتلر شیفته یونان و روم به خصوص فرهنگ، اقتصاد و سیستم نظامی آنها بود. او همچنین در موسیقی شیفته واگنر بود و در نقاشی و هنر رامبرانت را می‌پسندید.

هیتلر همچنین به کتابخانه‌اش هم خیلی علاقه داشت و پس از اینکه در دهه 1930 میلادی وارد سیاست شد افرادی که به ملاقات او می‌آمدند معمولا برای او کتاب هدیه می‌آوردند. او همه کتابها را می‌خواند و صفحات آنها را پر از خط کشی و علامت سوال و سایر نشانه‌ها می‌کرد!

البته همه اتفاق نظر دارند که او مفسر خوبی نبود و از چیزهایی که می‌خواند برداشت‌های غلط می‌کرد!

درباره کتابخانه هیتلر

گفته می‌شود کتابخانه هیتلر حدود 16 هزار و 300 نسخه کتاب داشت. مورخان می‌گویند دو سوم کتاب‌های کتابخانه او دست نخورده باقی مانده بودند. کتاب‌های او و نظراتش درباره کتاب‌ها عقاید مستبدانه او و غیر منعطف بودن او را نشان می دهد.

همچنین گفته می‌شود او به مطالعه آثار آلمانی بیشتر علاقه داشته و شیفته نیچه بوده است. با این وجود او همیشه آثار شکسپیر نمایشنامه نویس انگلیسی را بسیار فراتر از گوته شاعر آلمانی می‌دانست و در کتابخانه خود نسخه‌ای از آثار ترجمه شده به آلمانی این نویسنده داشت.

او همچنین در کتابخانه اش نسخه‌هایی مصور از رمان‌های معروف دن کیشوت و رابینسون کروزوئه و سفرهای گالیور و کلبه عمو تام نگه می‌داشت. گفته می‌شود هیتلر خواننده‌ای حریص بوده است. او باید هر شب حداقل یک کتاب می خواند. او همواره از طرف زنان خویشاوندانش کتاب هدیه می‌گرفت.

حالا این پرسش مطرح است كه چگونه می‌توان جهانی را به آتش كشید و میلیون‌ها نفر را به كام مرگ فرستاد و در عین حال آثار بزرگان فلسفه و اندیشه و ادبیات را با عطشی بی پایان خواند؟!

اشتیاق آدولف هیتلر، دیكتاتور سابق آلمان به كتاب خواندن مثال زدنی بوده است، چنان‌كه می‌گویند‌ عطش وی به مطالعه به حدی بود كه طی جنگ جهانی اول ترجیح می‌داد با چند مارك حقوق خود به عنوان یك سرباز به جای خرید سیگار و یا پرداختن به دیگر تفریحات، كتاب بخرد.

وی بیشتر اوقات در سنگر می‌نشست و برای مثال رساله یك منتقد معماری را كه از خود باختگی فرهنگی برلین ــ‌ به خاطر ساختمان‌های غیر آلمانی ــ‌ شكایت كرده بود، مطالعه می‌كرد. اما این‌كه این منتقد معماری اهل آلمان یك یهودی بوده است؛ هیتلر یا نمی‌دانست و یا از این موضوع هرگز احساس ناراحتی نمی‌كرد!

ولـع خـوانـدن در هـیـتـلـر رونـدی مـنـحـصـر بـه فرد و روشمندانه‌ای داشت؛ به این ترتیب كه او كتاب‌هایش را موشكافانه و در كمال دقت مورد مطالعه قرار می‌داد؛ این كار بیشتر تا نیمه‌های شب و بعضی وقت‌ها حتی تا ساعات اولیه صبح نیز به طول می‌انجامید، وی این سبك زندگی نامتعارف را حتی در سال‌های طولانی حاكمیت خود به عنوان دیكتاتور رایش آلمان نیز همچنان ادامه می‌داد.

یك بار هیتلر در خانه خود واقع در برشتسگادن در حالی‌كه عینك مطالعه‌اش را به چشم زده و چای می‌نوشید مشغول مطالعه كتاب بود كه همسرش اوا براون وارد اتاق شد. هیتلر او را با ناسزا‌های بسیار ركیكی از اتاق بیرون كرد!!

اوا در حالی‌كه بشدت برافروخته شده بود، از پله‌های جلوی اتاق هیتلر سكندری خورده و به پایین سقوط كرد. در صبح شبهایی كه هیتلر تا دیروقت كتاب می‌خواند حوصله اطرافیان وی به سرمی رفت چرا كه هیتلرعادت داشت همیشه كتاب جدیدی را كه تازه به پایان رسانده بود، مو به مو تعریف كند.

هـیتلرعلاقه خاصی به كتاب‌های مرجع داشت. یك‌بار بین او و چند نفر از دوستانش درباره شخصیت ناپلئون جر و بحثی درگرفت. هیتلركه پاسخ دقیق را می‌دانست، بلافاصله به اتاق كناری رفت و با یك دایره المعارف بزرگ بازگشت.

آدولـف هیتلـر تنهـا یـك كتـابخوان نبود بلكه‌ یك مجموعه‌دار بزرگ كتاب نیزبه شمارمی رفت.

یــانــت فــلامــر نــویـسـنــده و روزنـامـه‌نگـارآمـریكـایـی درسال 1935 در نشریه نیویوركر چنین نوشت: این دیكتاتور كتابخانه‌ای مشتمل بر6 هزارجلد كتاب داشت كه چند سال بعد موجودی آن به 16 هزار و 300 جلد افزایش یافت.

كتابخانه شخصی این دیكتاتور در مقر حكومتی وی در شهرهای مختلف نظیر مونیخ، برلین و برشتسگادن تقسیم شده بود. امروزه تنها 1200 جلد كتاب از این مجموعه باقی مانده است. در میان این كتابها آثاری از كارل می (نویسنده آلمانی 1912ـ‌ 1842)، ویلهلم بوش (شاعر و نقاش آلمانی 1908ـ‌ 1832) و كارل ماركس فیلسوف و روزنامه نگار آلمانی (1883ـ‌ 1818) نیز دیده می‌شود. كتاب‌های باقیمانده هیتلر هم اكنون در قفسه‌های ساده و فولادی كتابخانه مجلس در شهر واشنگتن آمریكا قرار دارند!

تیموتی ریباك مورخ متولد 1954 بتازگی تحقیقات گسترده‌ای را درباره كتاب‌های هیتلر در این كتابخانه انجام داده است. وی پس ازجستجوی دقیق درحاشیه‌ها و یادداشت‌های نوشته شده توسط خود هیتلر در صفحات این كتاب‌ها در نهایت نتیجه بررسی‌های خود را در قالب «شرحی بر كتابخوانی هیتلر» و با عنوان «كتابخانه شخصی هیتلر؛ كتاب‌هایی كه زندگی او را شكل دادند» به رشته تحریر درآورد.

اما هر كس جرات سقوط به جهنم را دارد ـ‌ به قول دانته ــ‌ نیازمند یك راهنمای سفر به عبارت بهتر نیازمند یك كتاب راهنماست. راهنمای سفر تیموتی مورخ نیز هنگام سقوط به جهنم والتر بنیامین (1892) نام دارد كه خود از قربانیان هیتلریسم است و در سال 1940 خودكشی كرد. اشتیاق به مطالعه در این نویسنده و روشنفكر آلمانی ــ یهودی نیز دست كمی از هیتلر نداشت. وی از اعضای مکتب فرانکفورت بود.

والتر بنیامین معتقد بود یك كتابخانه شخصی به منزله كلید روح صاحب آن است. به عقیده وی از طریق كتاب‌هایی كه یك نفر در طول زندگیش دور خود جمع می‌كند می‌توان در نهایت خود او را نیز به اصطلاح مطالعه كرد. البته همان‌گونه كه جغد مینروا (خدای روم) به گفته هگل پرواز خود را به هنگام غروب آغاز می‌كند و همان‌گونه كه درباره ذهنیات زمانی یك دوره ادبی تازه وقتی می‌توان قضاوت كرد كه آن دوره به طور قطعی به پایان رسیده باشد، لذا در مورد یك كتابخانه نیز زمانی می‌توان به كنه روح صاحب آن پی برد كه مدت زیادی از مرگ او گذشته باشد.

البته در خصوص هیتلر این زمان كمی طولانی‌تر هم شده است. بنابر این باید دید كتاب‌های هیتلر درباره او چه می‌گویند؟ آیا هیتلر ازآن كتابخوان‌هایی بوده كه خود هیچ ایده‌ای در سر نداشته و تمامی نظریاتش برگرفته از ایده‌های دیگران در این كتاب‌ها است؟ آیا او هر آنچه كه به دستش می‌رسیده، می‌خوانده است؟ البتـه بسیـاری از یـافتـه‌های تیموتی مورخ درباره كتاب‌های هیتلر چندان هم غافلگیركننده نیست مثلا تیموتی كشف كرده است كه نیمی از كتابخانه هـیـتـلــر را ادبیـات تخصصـی ارتـش تشكیل می‌دهد.

شیفتگی به كارل می

علاقه هیتلر به كتاب‌های كارل می، نویسنده آلمانی (1912ـ‌ 1842) كـه مـحـوریت موضوعی اغلب آثارش داستان‌های تخیلی درباره سرخ پوستان است، بر كسی پوشیده نیست. زمانی‌كه اوضاع جنگ به تدریج علیه هیتلر تغییركرد، وی آنچنان در آثار تخیلی كارل می غرق شده بود كه گویی به یك دژ نظامی پناه برده و از مخمصه نجات پیدا كرده است.

هـیـتـلر آشكارا امیدوار بود گردان‌های پروانه پیر (شخصیت‌های تخیلی آثار كارل می) بتوانند امپراتوری او را در لحظات آخر با یك ترفند نظامی شگفت‌انگیز از دســت قـبـایـلی سـرخ پـوسـتـ یـا بـهـتـر بـگـویـیـم از شـر بمب‌افكن‌های آمریكایی نجات دهند.

به گفته كارشناسان، این موضوع كه هیتلر نوشته‌های پــاول دلاگــارد، فـیـلـســوف و شــرق شـنـاس آلـمـانـی منزجرازیهود (1891ـ‌ 1827) را با جدیت و پشتكارمورد مطالعه قرارمی داد و یا این موضوع كه رنی ریفن اشتال هنرمند آلمانی (2003ـ‌ 1902) یك جلد از آثار فیلسوف آلمانی یوهان گوتلیب فیشته (1814ـ‌ 1762) را كه یك سوسیالیست ملی منزجر از یهودیان بود به هیتلر تقدیم كرد؛ هیچ یك از اینها در مقایسه با این مساله اهمیت ندارد كه ما چطور باید بپذیریم هیتلر كم و بیش به انجیل معتقد بوده و حتی یك جلد از سخنان مسیح را نیز در قفسه كتاب‌هایش داشته است؟!

ما چطورمی توانیم بپذیریم او به آثاری چون رابینسون كروزوئه، دن كیشوت و یا حتی سفر‌های گالیور علاقه وافری داشته و یا حتی برای شكسپیر بیشتر از گوته و شیللر ارزش قائل بوده است. لابد به این دلیل كه هرچه باشد، هر دوی این شاعران بزرگ آلمان یعنی گوته و شیللر نبوغ خود را با روایت داستان‌هایی درباره قاتلان كودكان تلف كرده‌اند، اما شكسپیر برعكس آنها محور اصلی تاریخ یك ملت را شكل داده است!

‌كارشناسان‌ معتقدند‌ ‌منظور هیتلر از نوشتن یادداشت‌های حاشیه ای کتابها، خود وی بوده است هیتلر بسیار علاقه‌مند بود كه نقل قول‌هایی از ژولیوس سزار و هملت را به رخ دیگران بكشد. برای مثال گاهی می‌گفت: در فیلیپی (ویرانه‌های باستانی یونان) دوباره همدیگر را خواهیم دید و یا بعضی وقت‌ها تكرار می‌كرد: بودن یا نبودن ، مساله این است (شکسپیر – هملت).

هیتلرِ نویسنده

ناگفته نماند که هیتلر خود نویسنده بوده کتاب "نبرد من" را در زندان پس از شکست کودتای سال ۱۹۲۴ در قلعه لندربرگ نوشت و دربرگیرنده اصول و جهان بینی سیاسی هیتلر است که بعدها در سیاست های حزب ناسیونال سوسیالیسم (نازی) آلمان به کار گرفته شد.

اضافه می کنم که هیتلر به عنوان پیشوا توسط دانشمندان متخصص فلسفه، پزشکی و جز آن که از اساتید دانشگاه و بعضی فیلسوف بودند، همیاری می شد. نمونه های فراوانی هست که به چند مورد بسنده می کنم.

فیلسوف شهیر زمان مارتین هایدگر بیش از سایر فیلسوفان پذیرای نازیسم بود. وی ریاست دانشگاه فلسفه را داشت.

هاینریش هیملر، فرمانده اس اس دارای تحصیلات و تخصص دانشگاهی بوده و از تئوریسین های حزب نازی بود.

هیملر از نوجوانی به عرفان و رمز علاقه‌مند بود. او این علاقه‌مندی را به فلسفه نژادی مربوط کرده و دنبال اثبات برتری نژاد آریایی بود. او یک فرقه پرستش پیشینیان را به عنوان ابزاری برای محافظت از خلوص نژادی آلمانی‌ها، در میان اعضای اس اس ترویج می‌کرد. او فرایند جایگزینی مسیحیت با یک آئین رفتاری جدید را آغاز کرد، که انسانگرایی یا اومانیسم و مبحث ازدواج را به چالش می‌کشید.

آلفرد روزنبرگ تئوریسین بزرگ حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بود. روزنبرگ در کل دوره حکومت ناسیونال سوسیالیسم در آلمان رئیس دفتر سیاست خارجی حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بود.

وی معتقد بود تنها راه نجات آلمان در بازگشت این کشور به سنت‌های نژاد آریایی است و کتابی نیز با نام افسانه قرن بیستم در همین مورد نوشته بود که در کنار کتاب نبرد من آدولف هیتلر مهم‌ترین کتاب ایدئولوژیک رایش سوم به شمار می‌رفت. وی در کتابش دین اصلی نژاد آریایی را ادیان باستانی قوم ژرمن معرفی می‌کند و ادیان اسلام و مسیحیت را به عنوان دینهای یهودی نفی می‌کند!

در تهیه این مطلب از مقاله روزنامه دی ولت آلمان در این رابطه استفاده شده است.
برچسب ها: هیتلر و کتاب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان