کد خبر: ۱۲۴۲۷
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۱-29 October 2019
کیچ (به آلمانی: Kitsch) وام‌واژه‌ای آلمانی به معنی پرزرق و برق، چشم پرکن، آبکی، قلنبه‌سلنبه و پرطمطراق است.
عصراسلام:
این واژه به آثار هنری‌ای اطلاق می‌شود که در مقیاس انبوه تولید می‌شوند و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند.

میلان کوندرا این معنی را سوء تعبیر می‌داند و معتقد است با این معنا، «کیچ» چیزی جز اثری ساده و ناشی از بدسلیقگی نیست.

کیچ در آثار میلان کوندرا 

کیچ یکی از مفاهیم محوری در رمان «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» اثر میلان کوندرا است. وی در این اثر نمونه‌های «کیچ» را نشان می‌دهد. او راهپیمایی و جشن اول مه را که هر سال به مناسبت القای عقاید کمونیسم در کشورش چکسلواکی برگزار می‌شد، کیچ می‌داند. برای روشن‌تر شدن این مفهوم به یک نمونهٔ دیگر آن در این رمان اشاره می‌کنیم.

وقتی سابینا یکی از شخصیت‌های اصلی رمان به همراه سناتوری آمریکایی و چهار دختر و پسر خردسال او به گردش می‌روند، سناتور با دست کودکان را که در زمین چمن می‌دوند و بازی می‌کنند نشان می‌دهد و می‌گوید: آنان را نگاه کنید، معنی خوشبختی همین است. سابینا با خود فکر می‌کند سناتور چطور می‌داند که آنها خوشبختی را تداعی می‌کنند؟ اگر همان لحظه سه نفر از بچه‌ها یکی از آنها را به باد کتک بگیرد باز همین معنی را تداعی می‌کند؟

کوندرا از این ماجرا چنین نتیجه می‌گیرد که وقتی قلب، لب به سخن باز می‌کند، شایسته نیست که خرد اعتراض کند. در قلمرو «کیچ» دیکتاتوری قلب حاکم است. البته باید اکثریت مرم در احساساتی که توسط «کیچ» برانگیخته می‌شود، سهیم باشند. «کیچ» آنچه را که غیرعادی و نامتعارف است، کنار می‌گذارد و خواستار تصوراتی است که عمیقاً در ذهن انسان نقش بسته‌ است: دختر حق ناشناس، پدر رها شده، کودکانی که در چمن می‌دوند، خیانت به وطن، خاطرهٔ نخستین عشق.

«کیچ» ما را پیاپی به رقت وامی‌دارد و دوباره می‌گریاند. نخستین اشک می‌گوید: چقدر زیباست کودکانی که روی چمن می‌دوند! دومین اشک می‌گوید: چقدر زیباست، هیجان و رقتی که از مشاهدهٔ کودکان همگام با تمامی بشریت احساس می‌کنیم. تنها دومین اشک بازتاب «کیچ» حقیقی است. دوستی و برادری میان افراد بشر فقط بر اساس «کیچ» به وجود می‌آید.»

حال به این بیاندیشیم که ما در زندگی تا چه حد گرفتار «کیچ» هستیم. ما در زندگی روزمره‌مان و در رابطه با اطرافیانمان همواره به دنبال استعاراتی زیبا هستیم که احساسات ما و دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد یا بر روی دیگران اثری که می‌خواهیم بگذارد؛ استعاراتی که جز دروغ زیبا هیچ نیست.

میلان کوندرا جمله‌ای را که روی سنگ قبر توما یا فرانز از شخصیت‌های اصلی داستان نوشته شده، «کیچ» می‌داند: «او می‌خواست زمین عالم ملکوت باشد/ پس از گمراهی بازگشت به سوی او» و می‌گوید پیش از آنکه فراموش شویم، به صورت «کیچ» در می‌آییم. «کیچ» ایستگاه ارتباطی میان هستی و فراموشی است.

کیچ با عجین شدن با لحظه‌های زندگی ما، روی حقایق زشت را می‌پوشاند. زشتی مرگ، زشتی حقارت و زشتی ضعف بشری را. «کیچ» پرده‌ای است تا ما بدان وسیله هرچیزی را که با مذاق عاطفی‌مان سازگار نیست بپوشانیم. تصور کنید زنی سال‌ها با شوهر خود ناسازگاری دارد اما از او جدا نمی‌شود در حالی که آرزوی آن را دارد. 

اما به ضعف زن بودن خود ایمان دارد و علیه آنچه حقش نیست نمی‌تواند بشورد. او برای پنهان کردن این ضعف از «کیچ» استفاده می‌کند، از این جمله: «من به خاطر بچه‌هایم حاضرم با این مرد زندگی کنم» این جملهٔ تأثیر برانگیز «کیچ» است چرا که قطعاً این زن در نهان خود آرزو می‌کند که بچه‌ای وجود نداشت تا او به خاطرش آن‌گونه که نمی‌خواهد زندگی نکند. از این نمونه‌ها در زندگی روزمره ما فراوان به چشم می‌خورد. فقط کافیست پرده را برداریم و کمی با خودمان روراست باشیم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان