کد خبر: ۱۲۳۵۹
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۱-24 October 2019
"مقاله می‌نویسیم پس هستیم. مرا ببینید، من!!! علم سکوی دیده شدن من است و نه دغدغه یا حل مسائل."
عصراسلام:
در حوزه‌ی نشانه‌شناسی با مطالب و نوشتارهایی فراوانی مواجه می شویم که می‌خوانیم و از کنار آنها براحتی عبور می‌کنیم و یا دست کم با دیدن چند اسم و اصطلاح خاص، آن را برای دیگران نیز ارسال می‌کنیم. 

ما در حال انجام چگونه فعالیتی هستیم؟ چه می گوییم؟ چه می خواهیم؟ قرار است به کجا برویم؟ نشانه‌شناس یا پدیدارشناس کیست؟ چیست؟ این همه مقاله و نوشتار با مطالعات موردی متنوع دقیقا چه کاربردی دارد و خواهد داشت؟ بدیهی است که یکی از تعاریف و کاربردهای نظریه، نظام‌مند کردن پدیده‌های جهان پیرامون است؛ یعنی یکی از وجوه نقش علم، تئوریزه کردن کنش‌ها و رویدادها و تجربه‌های زیسته طبیعی است. 

تاریخ علم سرشار از نظریه‌هایی است که محصول تحلیل متون و یا نتیجه نظام‌مند کردن جهان پیرامون و زندگی بشریت بوده است. سوال اینجاست، نشانه‌شناسی باید نوعی منش و شیوه نگرش به متن‌ها و نشانه‌ها باشد یا تحمیل نظریه‌های قبلی به متن و یا متن‌ها؟ نشانه شناس، بینش و منش نشانه‌شناسانه دارد یا صرفا یک نویسنده و گردآورنده‌ی اکادمیک خنثی است؟

وابستگی نظری ما به سنت نشانه‌شناسی و یا هر حوزه علمی دیگر، پیش از اینکه ما را به نشانه‌شناس و یا پدیدارشناس تبدیل کند به راویان و کاربرانی تبدیل کرده است که صرفا با خواندن و حفظ کردن تئوری‌ها به دنبال مصادیقی می‌گردیم که بتوانیم صرفا تحلیلی نظری از آن پدیده یا متن یا رویداد ارایه دهیم. آنچه در این فرایند فراموش شده است سوژه‌ای است که در حال نوشتن مقاله است. 

اینکه کلیسایی در جایی آتش گرفته است واین رویداد، تبدیل به محتوای رسانه‌های مختلف می شود و مبدل به تصویر می‌شود و ناگهان نظریه‌ی وانموده‌های بودریار را به ذهن ما تداعی می‌کند و سپس از منظر بودریار و یا هر اندیشمند دیگری به مطالعه این رویداد می‌پردازیم، بسیار بسیار بدیهی است و ما کاری نمی‌کنیم جز اینکه بدیهیات و کشفیات قبلی را مجددا روایت کنیم و نام این نوع فعالیت را می گذاریم نشانه شناسی. 

کدام نشانه؟ کدام شناخت؟ این بدان معنا نیست که نظریه‌های پیشین مطرودند و یا غیر قابل استفاده. بلکه منظورم این است که نظریه ها برای ما و برای یک نشانه‌شناس، صرفا نقش یک ابزاری مانند آچار را ایفا نمی‌کنند که پیچ‌ها را باز و بسته کند، بلکه آنها می‌بایست به ما بینش بدهند و سپس ما با بینش و جهان‌بینی خود به تحلیل متن بپردازیم در غیر این اینصورت ما فقط تایپیست‌هایی هستیم که در ارجاعات مکرر به اینکه دیگری و دیگری چنین می‌گوید چیزی می‌نویسیم. خب، شما چه می‌اندیشید؟ رویدادها و جهان پیرامون را چگونه می‌بینید؟؟ 

شاید اگر کسی مانند بودریار در قید حیات بود، به ما می‌گفت اتفاقا کل کنش‌های علمی شما در ایران وانموده‌ها و اداهای علمی‌ای بیش نیست چون شما در رونویسی و دوباره نویسی و بازگویی و کپی کردن، بی بدیل و سرآمد هستید. 

به طور مثال هایدگر در تدوین و تشریح فلسفه پدیدارشناسی بر آن نبود که مبانی نظری برای پایان‌نامه و مقاله‌ی ما تدوین نماید و ما در مقالات و نوشتارهایمان مدام در ارجاع به نظریه هایش مدعی تحلیل پدیدارشناختی باشیم، بلکه او به واقع ما را با نوعی جهان بینی و بینش و منشی در خوانش آشنا کرد که نامش پدیدارشناسی است و یا هر حوزه دیگری. 

ابتدا این من هستم که در مواجهه با یک پدیده یا متن، منشی پدیدارشناختی و با نشانه‌شناختی یا جامعه شناحتی اتخاذ می‌کنم و سپس برای قوت بخشیدن به استدلال ها و دریافت‌های خود، به نظریه ها ارجاع می دهم. نه اینکه بدیهیات را مجددا در قالب مقاله بازگویی کنم و یا از کشف تقابل‌های دوگانه‌ای که به وضوح در متن دیده می‌شود تصور کنم کشف مهمی انجام داده‌ام.نشانه‌شناس مولف است و این مولف بودن در سبک و سیاق تحلیل‌هایش آشکار می‌شود.

با استناد به آنچه نوشتم، می توان گفت که علم و فعالیت علمی ما نه به درد جامعه می‌خورد نه مشکلی را حل کرده است و نه تاثیری در زندگی داشته است. اغلب ما آکادمیسین هایی هستیم در لباس اندیشمندان دیگر.

نیازمند بازنگری جدی این روند بی‌حاصلی هستیم که موجب شده قبل از اینکه دغدغه‌های علمی و اجتماعی و فرهنگی‌مان را به بحث و نوشتن بگذاریم در صدد به نمایش گذاشتن خود باشیم و هر کسی هم که از راه می‌رسد با اتکای به محفوظات نظری و فلسفی‌اش خود را نشانه‌شناس معرفی کند.


نویسنده: دکتر صادق رشیدی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان