کد خبر: ۱۲۳۴۸
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۰-24 October 2019
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ: ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﻢ میگذره! ﻧﮕﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ میشه! نخواید ﺑﺎ جوک‌های ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻭﻧﯿﺪﺵ! نمیخواد ﺑﺨﻨﺪﻩ،...
آدم غمزده و افسرده یک چیزی مثل حناق میچسبد زیر گلویش که لامصب نه بیرون می آید که تفش کند و نه پایین میرود که قورتش دهد.

یک چیزی که مثل آدامس کش می آید و مثل اسفنج جمع میشود و عینهو بومرنگ هرکاری میکنی دوباره برمیگردد سرجای اولش.
حتی نمیگذارد آب دهانت را راحت قورت دهی. لعنتی، چیزی که یک عمر به آن بی توجه بودی را هم برایت میکند مساله.

این گرفتگی گلو معلوم نیست چیست. یکجور عفونت است؟ خلط مجاری تنفسی است؟ رسوبات حنجره است؟ چرک سینوسهاست؟ بازگشت محتویات معده است؟ تکه ای از نسوج گلوست؟ ...
خدا میداند چه کوفتی است.

اما قدیمی ها اسمش را می گذاشتند بغض. میگفتند یک بغضی گلویم را گرفته که نه میترکد و نه فرومیرود.

اینجور آدمها را که دیدید شروع نکنید نصیحت کردن. فرت و فرت راهکار ندهید. مدام از تجربیات و شاهکارهای خودتان نگویید. به قول اشتاین بک، کفشی که برای پای تو مناسب است ممکن است پای دیگری را زخم کند.
این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم!
همیشه آن چه در ذهن تو می گذرد، اصلِ مطلق نیست...

بگذارید خیالتان را تخت کنم. اینها خسته تر ازین حرف ها هستند. با این چیزهای نامربوط فقط میسوزانیدشان. آنوقت است که دیگر هیچ کاری نمیشود کرد.
آدمی که پوستش سوخته را حتی نمیشود بغل کرد. دست به او بزنی دادش بلند میشود. 

حتی گاهی یک ملت هم دچار این خستگی و بغض میشود. همان حناق توی گلو که نه پایین میرود و نه بالا می آید. برای همین است که حساس و زودرنج میشود. بی اعصاب میشود. بدبین و بیخیال میشود. ناامید میشود. احساس میکند هزارسالش است. و منتظر است. یک انتظار لعنتی که آنقدر طول میکشد که حتی از آن هم خسته میشود و به احتضار می افتد. آنوقت است که تمام جهان بینی اش در یک چیز خلاصه میشود: گور بابای همه. ... لق همه.
نه از روی برج بلند بیخیالی و استثمارگری. بلکه از ته چاه ناامیدی و احساس بیچارگی.

اینجور آدمها بغض دار را که دیدید؛ یا اصلا به قول آرون بک در کتاب "عشق هرگز کافی نیست":

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ: ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﻢ میگذره! ﻧﮕﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ میشه! نخواید ﺑﺎ جوک‌های ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺨﻨﺪﻭﻧﯿﺪﺵ! نمیخواد ﺑﺨﻨﺪﻩ، خنده‌ش ﻧﻤﯿﺎﺩ، ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻩ، ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺯ فلسفه‌ی ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺮﻑ نزنید؛ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺘﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ بزنین، ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ! ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ و به چشم‌هاش ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ. ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ، ﺑﺮﺍﺵ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﭙﺰﯾﺪ، ﺑﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﺵ، بعد حرف نزنین، بذارین اون حرف بزنه و شما فقط گوش کنید.

ﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺪﯼ میافته،

ﺷﻤﺎ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ. ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ. ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ، ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﮔﻪ ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ میزنه. و این بزرگترین کمکه!

 دکتر محسن زندی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان