کد خبر: ۱۲۲۹۷
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۵-20 October 2019
شام سال ۱۳۶۵ بود که یکبار دروازه زندان باز شد و گفتند تبریکی میگوییم به زندانیان هرکس نامش خوانده میشود ایستاد شود و بستره خودرا بگیرد،
از جمله شهدا که نام چند تن شان یادم است هریک؛ 
* شهید مولوی عبدالحفیظ ولد ملا عبدالصمد ولایت پنجشیر ولسوالی خنج 
* حاجی عظمت الله ولد حاجی محمد نسیم، قریه متاع ولسوالی خنج ولایت پنجشیر 
* حاجی میر حسن ولد حاجی عبدالحسین، قریه رخ ولسوالی خنج ولایت پنجشیر 
* عبدالجمیل ولد ملا کریمداد باشنده اصلی مرکز خنج ولایت پنجشیر 

* و دیگر زندانیان از ولایات وردگ، غزنی، قندهار، لوگر و کابل 

به تعداد ۱۲۶۵ نفر را داکتر نجیب الله زمانی که رییس خاد بود طوری به شهادت رساندند که زنده خون تمام بدن ایشان را گرفتند و به نیروهای دولتی به نام خون کمک شده توسط سارندوی تسلیم کردند و در تلویزیون ملی هم اعلام کردند که سارندوی نظامی به نیروهای دولتی خون اهدا کردند.

یک هفته بعد وقتی مادرم آمد دیدن من به زندان از وی پرسیدم که مولوی صاحب شان از زندان خلاص شدند حالا چطور هستند خبر شدی یا نه؟ 
مادرم در جواب گفت: بچیم، یک هفته است که لباس های ملاقاتی اینهاره نمیگیرن.
من اونوقت متوجه و حیران شدم.

وقتی دوباره به پشت سلول های زندان آمدم، یکی از مولوی ها از قندهار بود ازو پرسیدم که ای دوست های ماره لباس هایشانه زندان نمیگیرن چی فکر میکنین مولوی صاحب چی علت است.

مولوی صاحب به بسیار آرامی برم گفت، معلم صاحب اینهاره شهید میکنند اما قبل از شهادت برشان میگن شما آزاد میشوید، وقتی هفته دگه جویای احوالشان شدیم، گفتند تمام خونشان را گرفته اند و به تعداد خیلی زیاد از زندانی هاره شهید ساختند.

اونوقت بخاطری خون اینهارا میگرفتند که روس ها اجازه فیر را به نیروهای دولتی نمی دادند.

خاطرات زندانی بلاک دوم، زون مرکزی 
نوشته استاد احمدعلی فیضی، ولایت پنجشیر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان