کد خبر: ۱۲۲۹۴
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۶-19 October 2019
«تارا»؛ زنی که شوهرش طعمۀ دریا شده است. برادری نابرادر به طمع به چنگ آوردن زنِ زیباروی او، دست به برادرکشی می‌زند، به تیغ تبر، قایق برادر را در دریا غرق می‌کند.
 زنی بی‌کس، با دو فرزند از «مردی‌ که یک بار به دریا رفت و دیگر نیامد». پدربزرگ هم که تنها پناه بازمانده زن است در غیاب او می‌میرد. شمشیری در اشیای بازمانده از پدربزرگ است که افسانه‌ای را بیدار می‌کند. مردی جنگاور، مجروح، خون‌چکان، تیری در پهلو و تیری در قلب، برای بازپس گرفتن شمشیر از دوران گذشته به امروز می‌آید. اما سرنوشتی شوم‌تر از مرگ در انتظار این جنگاور خون‌چکان است؛ او که پیش‌تر مرده است، این بار به تیر نگاه «تارا» دوباره می‌میرد: او دل می‌بازد و دیگر میل بازگشت به اسطوره را ندارد. شمشیر ریسمان پیوند مردِ مُرده با «تارا»ست. 

مرد می‌گوید: «به دشمن بگو هزار زخم دیگرم بزند، باکی ندارم اگر مرا از تیرهایی برهاند که دیدگان این زن پرتاب می‌کند.» در آغاز زن مرد را به تندی می‌راند؛ جنگجوی افسانه‌ای، بیدارشده از خواب هزارسالۀ اسطوره، با تیری در پهلو، به زن می‌گوید: «من می‌روم تارا و نگاه تو تنها چیزی است که با خود می‌برم.» اما مرد اسیر است؛ اسیر نگاه زن. توسنی هیچ سودی ندارد و تنها ریسمان عشق به گردن مرد تنگ‌تر می‌شود. نه؛ نمی‌تواند برود. جنگجوی مرده برای زن از قبیله‌اش می‌گوید: «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است. ما بودیم و دشمنانی هزار اسب». وقتی زن به مرد می‌گوید، چنین قبیله‌ای هیچ‌گاه وجود نداشته، مرد جنگاور ندا می‌دهد و لشکری از مردان از دریا، از دل امواج سر بر می‎‌آورند. 

مرد می‌گوید: «طایفۀ من برای مردم جنگید، اما ایشان راه پنهان را به دشمن نشان دادند.» مرد جنگاور در برزخی میان دل و ایمانش فرومی‌افتد. سرانجام می‌گوید: «در زمین چیزی نیست که مرا دلبسته کند و عزم بازگشت به اسطوره می‌کند که زن خویش را عریان می‌کند و مرد به زانو درمی‌آید و می‌گوید: «افسوس چرا نمی‌شود دوباره مُرد؟» از دردی ناپیدا به خود می‌پیچد و می‌گوید: «به من یک میدان بده، در آن سواره منم! اما این جنگ نه! این عادلانه نیست! تو قوی‌تری و این شمشیر من است، افتاده به نشانۀ تسلیم...» تکان‌دهنده است، وقتی مرد به زن می‌گوید: «من برای تو چه آوردم؟‌ من فقط زخم‌هایم را آوردم که از آن‌ها خون می‌چکید» و مرد از این می‌سوزد که حتا اگر زن به او راه دهد، «همسر مردی مُرده‌ شدن ناممکن است»...

«چریکۀ تارا» فیلمی پیرامون اسطوره است. اسطوره و پیوند آن با زندگی روزمره. فیلم جدالی است میان خیال و واقعیت، میان تن دادن به اسطوره و گریز از آن، میان هم‌آغوشی با اسطوره و پس زدن آن. مرد جنگاور در جایی می‌گوید «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است» و این درست ویژگی اسطوره است. در فیلم مردمان را می‌بینیم که در مراسمی آیینی برای «چهل‌تن» سوگواری می‌کنند. اکنون فرمانده آن جنگاورانِ شهید، با تنی پر از جراحت، از اسطوره بازگشته و بر «تارا» عاشق شده. اما نکتۀ مهم این است که زن راهی به مردِ اساطیری ندارد و مرد اساطیری نیز از این رنج می‌کشد که در جهان مردگان است و راهی به زن ندارد. 

اسطوره مانند روحی در زندگی مردم جاری است، اما جز خیال و آیین، هیچ نسبتی با زندگی عادی ندارد. نسبتی عینی و واقعی میان این روح و تن وجود ندارد. تارا باید انتخاب کند: می‌تواند زن مردی عادی شود و این‎‌چنین زندگی عادی‌ای داشته باشد؛ یا می‌تواند زن آن مرد جنگاور شود که بهای آن «خون» است؛ خون خویش؛ باید بمیرد. مرد جنگاور در حرف‌هایش جمله‌ای مهم می‌گوید که نسبت میان این روح (یعنی اسطوره) و این جسم (مردمان) را فاش می‌کند. او می‌گوید: «مردم راه پنهان را به دشمن نشان دادند!» مسئله این است! «اسطوره» روحی است که مردمان آن را فقط در حد همان روح می‌خواهند. مردم، اساطیر را خود می‌کُشند و آن‌گاه بر آن‌ها می‌گریند و اگر چنین می‌کنند، بدکار و پلید نیستند، بلکه این ذات اسطوره است که تراژیک و بدفرجام است و با زندگی عادی سازگاری ندارد. و این «گسست میان اسطوره و زندگی، گسستی ابدی است».

گفتگوهای فیلمِ «چریکۀ تارا» نفس آدمی را بند می‌آورد. جمله‌ها جمله نیست، تیغی است بُرنده که فکر را می‌شکافد و بر ذهن می‌نشیند. هرگز خود را از دیدن این فیلم بی‌نظیر که از افتخارات سینمای ایران است محروم نکنید. «چریکۀ تارا» ۱۳۵۷ ساخته شد، اما توقیف شد و هیچ‌گاه اکران نشد. این اولین فیلم ایرانی بود که در جشنوارۀ کن شرکت کرد. 


«چریکۀ تارا»
کارگردان و نویسنده: بهرام بیضایی (۱۳۵۷)
بازیگران: سوسن تسلیمی، منوچهر فرید، رضا بابک

مهدی تدینی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان