کد خبر: ۱۲۲۹
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۱-11 December 2017
دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاب ریاست‌جمهوری اظهار کرده بود که سیاست خارجی را با شعار «اول آمریکا» دنبال خواهد کرد.


ژاکوب هیلبرون

دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاب ریاست‌جمهوری اظهار کرده بود که سیاست خارجی را با شعار «اول آمریکا» دنبال خواهد کرد. قرار بود ترامپ از طریق این سیاست، تشکیلات شکست‌خورده‌ دولت‌های قبلی که آمریکا را به یک جنگ طولانی‌مدت و پرهزینه برون‌مرزی سوق داده بود (مانند جنگی که با رسوایی در عراق رخ داد) به‌عنوان یک سیاست شکست‌خورده افراطی نشان دهد. از نظر ترامپ به‌جای این اقدامات شکست‌خورده، دیگر وقت آن رسیده بود که آمریکا روی بازسازی کشور خود تمرکز می‌کرد.

اکنون حدود یک سال ریاست‌جمهوری ترامپ چگونه به نظر می‌رسد؟ دو بخش از مقالات منتشر شده در روزنامه وال استریت ژورنال، به‌طرز چشمگیری قضاوت‌های متفاوتی را ارائه می‌کند. «والتر راشل مید»، کسی که ستون هفتگی این روزنامه را می‌نویسد، قدری نسبت به کارهای ترامپ خوشبین بوده و اولین بخش مقاله را با عنوان «ترامپ سیاست خارجه را به زمین برگرداند» نوشته است. به گفته مید «سیاست خارجی آمریکا باید به دور از انتظارات کاذب و اهداف غیرواقعی اداره شود، اما دولت ترامپ اقدامات دور از انتظاری را انجام می‌دهد که همواره در تاریخ، سرابی بیش نبوده‌ و تأثیر بخصوصی بر نفی حقایق دیرینه ندارند. در نهایت، آقای ترامپ بر سر توانایی‌ها و ضعف‌هایش قضاوت می‌شود تا عملکرد خود را بهتر کند.»

«رابرت زولیک»، متخصص برجسته دیپلماسی و تجارت بین‌الملل که سمت‌هایی مانند رئیس بانک جهانی و نماینده تجاری ایالات متحده آمریکا را در کارنامه خود دارا بوده و در مقام معاون وزیر امور خارجه آمریکا نیز خدمت کرده، با توجه به سوابق ترامپ طی سال گذشته، اتهامات سنگینی را علیه او صادر کرده و در مقاله‌ای با عنوان «مخاطرات سیاست خارجی پوپولیستی ترامپ» قضاوت‌های بسیار متفاوتی را درباره او بیان کرده است. او هیچ‌یک از خوشبینی‌هایی را که والتر مید نسبت به ترامپ دارد، ندارد. رابرت زولیک، ترامپ را به‌عنوان پوپولیستی می‌شناسد که در تدوین سیاست‌هایش تنها اهداف سیاسی خود را می‌بیند نه منافع ملت را. به اعتقاد او ترامپ به سبک پوپولیستی کلاسیک، قصد نشان‌ دادن خواسته‌های مردم و تمرکز روی دشمنان مخالفش را که برای او مانع‌تراشی می‌کنند، دارد. حتی گفته می‌شود که ترامپ مرتبا نهادهای غیرقانونی که بین او و مردم وجود دارد را از میان برمی‌دارد.

شکی نیست که پیامدهای ناشی از توئیت‌های نفرت‌انگیز ترامپ چیزی جز بی‌اعتباری او نیست. برای مثال، او یک‌تنه روابط بین بریتانیا و آمریکا را دچار بحران کرده است. مجلس عوام بریتانیا اخیرا مطرح کرده بود که آیا درخواست ترامپ برای سفر به بریتانیا برای پاسخ به بازنشر و توئیت کینه‌جویانه ویدئو‌های ضد اسلامی گروه‌های راست افراطی موسوم به «اول بریتانیا» را لغو کند یا خیر؛ این ویدئو به دروغ شهروند هلندی را به‌عنوان یک مهاجر مسلمان نشان می‌دهد، درحالی‌که این شهروند نه مسلمان بوده و نه مهاجر. ترزا می، نخست‌وزیر انگلیس نیز طی سخنرانی در اردن بیان کرد که بازنشر توئیت ضداسلامی این گروه افراطی توسط ترامپ کار اشتباهی بود.

اما رابرت زولیک در ستون خود تصادفا به یک موضوع جالب اشاره می‌کند که آن هم ‌خطر پذیرش شیوه‌های سخنرانی خالی از نزاکت ترامپ در سخنرانی‌هایش درباره مسائل سیاست خارجی است. آیا ترامپ واقعا مانند یک پوپولیست عمل می‌کند؟ یا بسیاری از سیاست‌هایی را که چهره‌های سیاسی قبلی آمریکا در طول دهه‌های گذشته از آنها طرفداری می‌کردند، پذیرفته است؟ آیا ترامپ برخلاف رئیس‌جمهورهای پیشین آمریکا یک سیاست‌مدار افراطی شکست خورده است؟

با کابینه دولت ترامپ شروع می‌کنیم. انتخاب «جیمز متیس» به عنوان وزیر دفاع، «ایچ. آر. مک‌مستر» به عنوان مشاور امنیت ملی، «رکس تیلرسن» به عنوان وزیر امور خارجه نشان‌دهنده پایه‌های تفکر پوپولیستی و تهاجمی ترامپ هستند. افزون بر این حضور افرادی مانند «استیون منوچین»، بانکدار سابق شرکت «گلدمن ساکس» به‌عنوان وزیر خزانه‌داری آمریکا در کابینه دولت ترامپ نشان‌دهنده‌جمهوری‌خواه‌ترین تیمی است که باید تصورش را کرد.

این تیم برخی از انگیزه‌های ناگهانی و بی‌پرده ترامپ را محدود کرده است. کشور افغانستان را در نظر بگیرید: قرار بود آمریکا تحت هدایت ترامپ از افغانستان عقب‌نشینی کند. او در ماه سپتامبر با ناراحتی تمام، به اعزام هزاران سرباز به افغانستان پایان داد، اما اکنون اعلام کرده که عقب‌نشینی از افغانستان بدتر از ماندن در افغانستان بوده است.

نوبت می‌رسد به روسیه. چه شد آن هیایوی پر سر و صدا بر سر بهبود روابط با روسیه که ترامپ ادعای آن را داشت؟ اکنون می‌بینیم که همان روابط آزاردهنده و همیشگی بین آمریکا و روسیه باقی‌مانده است. اساسا ترامپ به‌دلیل تحقیقات کنگره آمریکا و رابرت مولر، بازپرس ویژه پرونده دخالت ادعایی روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و همچنین بر سر تیم سیاست خارجیش در تنگنا قرار گرفته است. در برابر نابسامانی به‌وجود آمده پیرامون سوءظن‌های اولیه‌ ترامپ نسبت به پیمان ناتو و و بند پنج آن (بندی که برمبنای آن حمله به یک کشور حمله به همه است)، حمایت مسئولان آمریکایی از این بند بسیار واضح بود.

برای نمونه، چند روز پیش تیلرسون در مرکز مطالعات ویلسون جایی که میزبان خانم جین هارمن، عضو سابق کنگره آمریکا بود، سخنرانی کرد. او صراحتا از ناتو حمایت کرده و زرم‌آرایی‌ کینه‌توزانه روسیه را محکوم کرد. به اعتقاد تیلرسون روسیه با اختلال‌پراکنی و ایجاد بی‌نظمی در خارج از کشور و جلوگیری از آزادی در داخل کشور در حقیقت یا در راستای منزوی و فاقد ‌قدرت کردن خود حرکت می‌کند یا تبدیل به قدرتی می‌شود که آزادی مردم روسیه و ثبات منطقه اوراسیا را تقویت کند. اساسا ترامپ به جای اینکه مبادرت به مصالحه قلمرو نفوذ دو کشور یا لغو تحریم‌های مسکو بکند، در عرصه سیاست مثل یک خلبان خودکار دیپلمات که به کمک هیچ‌کسی نیاز نداشته عمل کرده است. در شرایطی که کنگره، تحریم روسیه به شکل «قانون مقابله با آمریکا از طریق تحریم‌ها» را سخت کرده است، ترامپ از روی لجاجت لایحه تحریم علیه روسیه را در ماه آگوست امضا کرد.

طبق‌گزارش منتشر شده در روزنامه گاردین به نظر می‌رسد این لایحه چیزی شبیه بمب ساعتی را دربرداشته باشد. زیرا با نگاه دقیق به این لایحه دیده می‌شود که بخش 241 آن حاکی از شنیدن یک خبر تکان‌دهنده در آینده درباره ساختار هرمی قدرت پوتین است. در واقع این بخش تصریح می‌کند که تا ماه فوریه سال 2018، نهادهای آمریکایی باید‌ گزارشی دقیق به کنگره ارائه دهند که شامل شناسایی اعضای جرگه‌سالاران یا اُلیگارش‌های روسیه و ارتباط آنها با پوتین، مدارک هرگونه فساد درباره این افراد، دارایی خالص تخمینی و منابع درآمد آنها باشد. کسانی که شامل این معیارها باشند باید تحت تحریم‌های شخصی مانند مسدود کردن دارایی‌شان و محدودیت‌های مسافرتی قرار بگیرند. علاوه بر ثروتمندترین افراد روسیه، اعضای خانواده آنها و افرادی که در کشورهای غربی با آنها تجارت می‌کنند نیز تحت بررسی موشکافانه و بی‌سابقه دولت آمریکا قرار می‌گیرند. بر این اساس، محدوده این لایحه بیش از آنچه را که به‌منظور آن (تحقیق درباره دارودسته پوتین) تصویب شده است، در بر می‌گیرد.

و اما درباره چین. ترامپ سرسختانه‌ درباره تجارت صحبت می‌کند، اما هیچ‌گونه اقدامی که نشان‌دهنده شکاف واقعی بین رویکرد او و دولت‌های قبلی در برابر پکن باشد انجام نداده است. او درواقع برای جلوگیری از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای کره‌شمالی به دنبال تجارت با چین است. ترامپ‌ به‌رغم سرسختی‌هایش به نظر می‌رسد نسبت به رئیس‌جمهورهای قبلی طرح‌های جزئی و کوتاه‌مدت برای مقابله با کره‌شمالی دارد. در حقیقت توئیت اخیر ترامپ با متنِ « به‌نظر می‌رسد سفیر چین که از کره شمالی برگشته است، هیچ تأثیری بر مرد راکتی کوچولو نداشت. کیم جونگ اون آنقدر سنگدل است که مردم و ارتش خود را درک نمی‌کند و با وجود شرایط خطرناک شمشیر خود را غلاف کرده است. روسیه و چین پرتاب موشک توسط کره‌شمالی را محکوم کرده‌اند» مثل نفس سوزناکی روی طرح‌هایش در مقابل کره‌شمالی بود.

ادعای زولیک درباره تجارت آزاد به قوت خود باقی است. ترامپ از شراکت ترانس پاسفیک خارج شد. اقدامی کورکورانه که هزینه‌های سنگینی را متوجه واشنگتن خواهد کرد. اما در مورد پیمان نفتا (قرارداد تجارت آزاد آمریکای ‌شمالی) و قرارداد تجارت آزاد کره-آمریکا، هنوز هیات منصفه سکوت کرده است.

مقالات مید و زولیک نشان می‌دهند که جنجال‌های پیرامون سیاست خارجی آمریکا از جنجال‌های پیرامون خود ترامپ پیشی گرفته است. ترامپ تشویش‌های گسترده در کاخ‌سفید پیرامون جهانی‌شدن را که تنها محدود به آمریکا نیست بلکه به دلیل افزایش عقاید پوپولیستی او در اروپا و جاهای دیگر خود را نشان می‌دهد، سرکوب و مهار کرده است. این بحث‌ها به همان اندازه که متوجه جناح راست آمریکا می‌شود متوجه جناح چپ نیز خواهد شد. چه ترامپ باشد و چه غیر ترامپ، جنگ لفظی بر سر اهداف آمریکا در خارج از کشور به این زودی‌ها تمام شود.

منبع: نشنال اینترست

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان