کد خبر: ۱۲۲۱۷
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۵-14 October 2019
« روز کارگر » براساس رمانی به همین نام نوشته خانم جویس مینارد ساخته شده است. خانم مینارد رمان مذکور را در سال 2009 منتشر کرد و بازخوردهای مثبت بسیاری را هم دریافت کرد که از جمله آنها می توان به تمجید جودی پیکولت از وی اشاره کرد که عنوان کرده بود : « « روز کارگر » رمانی هست که نمی توانید از دستش بدهید! »
. البته جویس مینارد سالهاست که در عرصه نویسندگی فعالیت دارد و مقالات متعددی را هم به چاپ رسانده اما عمده شهرت او به دوران دانشجویی اش باز می گردد یعنی زمانی که او تنها 18 سال داشت. در این زمان مینارد به شکل عجیبی تبدیل به معشوقه دی جی سلینجور افسانه ای شد ( نویسنده کتاب مشهور « ناطور دشت » که در ایران با دو ترجمه احمد کریمی حکاک و محمد نجفی منتشر شده است. ). نکته جالب در رابطه میان میانرد و سلینجر این بود که در این رابطه سلینجر 53 ساله بود و مینارد تنها 18 سال داشت!

داستان فیلم در تعطیلات روز کارگر رخ می دهد و از دید پسری سیزده ساله به نام هنری ( گتلین گریفیت ) روایت می شود. هنری نوجوانی است که شاهد جدایی پدر و مادرش بوده و حالا که مادرش ( کیت وینسلت ) تبدیل به فردی گوشه گیر و منزوی شده، قصد دارد تا جای خالی پدر را برای او پُر کند. اما در یک روز که هنری و مادرش در یک فروشگاه مشغول خرید هستند، با مردی به نام فرانک چمبرز ( جاش برولین ) مواجه می شوند که زخمی و مضطرب است و به کمک نیاز دارد. فرانک پس از صحبت با هنری و اَدل ، این دو را مجاب میکند که او را به خانه شان ببرد و در خانه نیز اَدل که از وضعیت روحی خوبی برخوردار نیست، می پذیرد که فرانک برای مدتی نزد آنها بماند؛ این در حالی است که فرانک یک محکوم به زندان فراری است و...

« روز کارگر » حاوی مضامین ارزشمندی نظیر عشق و توجه به بنیان خانواده و شاد زیستن است و همانطور که خانم مینارد هم گفته، او فردی همواره خوشحال و سرزنده هست که سعی دارد دنیای پیرامونش را تبدیل به دنیایی بهتر از دیروز کند. این نگاه زیبا و رویایی به زندگی، در کتاب « روز کارگر » نیز به خوبی نمود پیدا کرده و خوانندگان نیز از آن استقبال بسیار خوبی بعمل آورده اند. اما آیا تمام این مقوله ها که عیناً به فیلم « روز کارگر » هم منتقل شده، توانسته از این فیلم اثری ارزشمند بسازد یا خیر؟ جواب مسلما خیر است!

« روز کارگر » بصورت غیر عامدانه شباهت فراوانی به فیلم « هیچکدامشان بیگناه نیستند / Ain't Them Bodies Saints » پیدا کرده است. فیلمی که در سال 2013 به نمایش درآمد و ریتم کند و لحظات زائد پر دقایقش صدای تقریباً هر تماشاگری را در آورد. اما « روز کارگر » در مقایسه با فیلم مذکور از ضرباهنگ مناسبت تری برخوردار است و با حوصله تماشگر بازی نمیکند. جیسن ریتمن با تجربه و باهوش، به خوبی توانسته از کند شدن ریتم فیلم جلوگیری کند و اجازه ندهد که تماشاگر تصاویر کلیپ واری را به همراه پس زمینه ای حاوی موسیقی ، بار دیگر در « روز کارگر » تجربه کند.

با اینحال « روز کارگر » علی رغم شعارهای دلنشینی که در لایه های زیرین فیلمنامه ذخیره کرده و به مخاطب ارائه می کند، اما این پیامها به شکل آزار دهنده ای تبدیل به شعار شده اند.متاسفانه شعار زدگی در « روز کارگر » پر رنگ تر از آن است که بتوان از آن چشم پوشی کرد و سکانس های عجیب و غریبی که به بهانه اشاعه عشق و محبت در فیلم گنجانده شده، علناً هیچ کمکی به درک بهتر تماشاگر از موقعیت داستان نمی کند. در لحظاتی از فیلم ما شاهد این موضوع هستیم که فرانک در حال آموزش دادن بازی بیسبال به هنری است و این سکانس به اندازه ای غلو شده به تصویر کشیده شده که هر تماشاگری قادر به درک ضعف آن است.

لحظات دو نفره میان فرانک و اَدل هم که فیلم را مدام از حالت درام به ملودرام و بالعکس تبدیل میکند، بخشی از فیلم است که گهگاهی تبدیل به نقطه قوت می شود اما در لحظاتی بعد مخاطبش را بطور کامل ناامید میکند. جیسن ریتمن که در سال 2009 گفته بود از اینکه قرار هست فیلمی براساس داستان خانم جویس مینارد بسازد بسیار هیجان زده است، به نظر می رسد که در ساخت فیلم هم تحت تاثیر فضای به شدت رمانتیک رمان قرار گرفته و به همین جهت همان فضا را عیناً به فیلم منتقل کرده است. از جمله این نماها سکانس سه نفره کیک درست کردن اَدل و فرانک و هنری است که قرار بوده یکی از نقاط عطف فیلم باشد اما نحوه اجرای آن به حدی لوس و کلیشه ای انجام گرفته که علناً تبدیل به نقطه ضعف فیلم شده است. فلشبک هایی هم که ریتمن چند باری به زندگی گذشته فرانک می زند، قرار بوده که در راستای توسعه شخصیت فرانک باشد اما بی نظم بودن و بی مناسبات بودن ورود این فلشبک ها در مقابل دیدگان مخاطب، باعث شده که شخصیت پردازی فرانک هم دچار ضعف شود.

با اینحال فیلم از بازی های قدرتمندی برخوردار است که توانسته اند « روز کارگر » را از سقوط نجات دهند. بهترین بازی فیلم متعلق به کیت وینسلت است که در نقش مادری منزوی و افسرده، بازی فوق العاده ای از خود به نمایش گذاشته اما نامش در میان نامزدهای اسکار خالی است. شاید بتوان ضعف تهیه کنندگان و کمپانی سازنده فیلم در تبلیغات را عامل اصلی عدم حضور کیت وینسلت در میان نامزدان اسکار 2014 برشمرد. شیمی میان جاش برولین و کیت وینسلت نیز باورپذیر از آب درآمده و اگرچه شخصیت برولین و رفتارهای عاشقانه اش در حالی که یک مجرم است و در حالت فرار بسر می برد کمی دور از ذهن و منطق به نظر می رسد، اما با اینحال تماشاگر در برقراری ارتباط با فرانک به مشکلی بر نمی خورد. گتلین گریفیت هم که داستان از دیدگاه او روایت می شود، بازی خوبی در این فیلم ارائه کرده و خوشبختانه به شیمی باورپذیر میان برولین و وینسلت آسیبی وارد نکرده است.

« روز کارگر » اثری آکنده از شعار است. فیلم می توانست یک درام قوی باشد و جهش های گاه و بی گاهش به ملودرام و بالعکس را هم می شد به نوعی هضم کرد، اما سکانس های پر تعداد رمانس فیلم که ارتباط مشخصی با موقعیت افراد ( مخصوصا فرانک ) در جریان فیلم ندارد، به شدت فیلم را خراب کرده و اگر بازی های خوب بازیگران فیلم نبود، « روز کارگر » به راحتی تبدیل به یک اثر سطحی درام می شد. جیسن ریتمن که از سابقه درخشانی در هالیوود برخوردار است، اینبار به نظر می رسد که به شدت تحت تاثیر رمان خانم مینارد قرار داشته و از این نکته غافل شده که او یک کارگردان بزرگ هست و باید این رمان عاشقانه را تبدیل به اثری باور پذیر در پرده نقره ای مبدل کند!

میثم کریمی/موی مگ
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان