کد خبر: ۱۲۱۲۱
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۲۱:۵۰-06 October 2019
یک نگاه متفاوت/
دهم مهر امسال، هفتادوهشتمین سالگرد تاسیس «حزب توده‌ ایران» بود. «حزب توده» قدیمی‌ترین تشکّل ِ سیاسی ِ «هنوز موجود» ِ ایران است. 
درتاریخ «حزب توده» در واقع تاریخ ایران نوین هم هست. با اشغال وحشیانه‌ی ایران از سوی متجاوزین (شامل سه کشور اساسی امریکا، شوروی و انگلیس) و تبعید «رضاشاه پهلوی» و آغاز یک دهه فضای باز سیاسی، ده‌ها گروه و سازمان و حزب سربرآوردند که از آن میان، «حزب توده» تنها سازمانی است که بعد ِ هشت دهه هنوز هست. 

این حزب تا سال ۱۳۶۲، دست کم سه انشعاب بزرگ و شش سرکوب بزرگ را از سر گذراند، صدها نفر از رهبران و اعضایش را از دست داد و در طول سال‌های پسادهه‌ی شصتی، به چندین گروه کوچک و بزرگ تجزیه شد که هر یک ادعای اصالت و مشروعیت خود و انحراف گروه‌های دیگر را دارند. هم‌اکنون علاوه بر «حزب توده‌ی ایران» (دارنده‌ی نشریه‌ی «نامه‌ی مردم») که اسماً و رسماً وارث تاریخی هفتادوهشت‌ساله‌ی «حزب توده» است و در سطح جهانی و میان احزاب همسو به رسمیّت شناخته می‌شود، گروه‌های کوچک اما موثری هم وجود دارند که آن حزب یا گروه‌های دیگر ِ مدّعی را منحرف دانسته و خود را وارث راستین می‌دانند. این گروه‌ها عمدتاً در سایت‌هایی چون «عدالت»، «راه توده»، «ده مهر» و «توده‌ای‌ها» متمرکز شده‌اند و اغلب با هم در حال رقابت و تخریب یکدیگر هستند. 

البته انبوهی افراد «مستقل» و «مسن» هم وجود دارند که سابقه‌ی کمابیش توده‌ای دارند و خود را توده‌ای یا هوادار حزب توده می‌دانند امّا هیچ ارتباط معناداری با هیچکدام از گروه‌های بالا ندارند. این‌ها اغلب، هم به نعل می‌کوبند و هم به میخ، و در حالی که سالگردهای رسمی حزب را تبریک می‌گویند و یاد جانباختگان حزب را گرامی می‌دارند، عملاً هیچ سودی جز زیان برای «حزب توده» ندارند.

راز  عمر طولانی «حزب توده»، در این است که انسان ِ ایرانی (در معنای عام، نه در استثناهای گاه قدرتمندش)، وقتی می‌خواهد چپ بیندیشد و چپ عمل کند، «توده‌ای» می‌اندیشد و «توده‌ای» عمل می‌کند، حتّی وقتی رسماً توده‌ای نیست یا با «حزب توده» مخالف است! «توده‌ای‌-منشی» در واقع «چپ‌-منشی» ِ انسان عام ایرانی است. خطوط عمده‌ی «توده‌ای-منشی» (بدون داوری و ارزش‌گذاری) که «چپ» ِ عمده‌ی ایرانی تابع آن است (و در واقع ویژگی‌های عمده‌ی انسان ایرانی است)، کم و بیش، این‌ها هستند:
۱
در «هر» وضعیّت و موقعیّتی «سازگار» و «بردبار» است. یعنی به جای این‌که آفریننده‌ی موقعیت‌ها و وضعیّت‌ها باشد، «تابع» آن‌ها و سازگار با آن‌‌هاست. این ویژگی می‌تواند دو رویه‌ی مثبت یا منفی داشته‌باشد: رویه‌ی مثبت این‌که، همواره بر زمین و زمینه‌ی واقعیّت‌ها و عینیّت‌ها قرار دارد و از تخیّل‌گرایی و اراده‌گرایی رومانتیک مصون می‌ماند. در رویه‌ی منفی اما، هیچ‌گاه نمی‌تواند «سروری»ِ خود را بر جریان‌ها و حرکت‌های اجتماعی حاکم گرداند، بلکه همواره دنباله‌رو-ی جریان یا جریان‌هایی خواهدبود که پیش از او شکل و قوام مسلّط و عامِ خود را به دست آورده‌اند. در چنین احوالی همواره دو خطر اساسی او را تهدید خواهد کرد: یکی این‌که فرصت، ابتکار و توانِ تصمیم‌گیری‌های اساسی را از دست دهد، و دو دیگر، ممکن است توسط همان جریانِ مسلّط، به بازی گرفته‌شده و صرفاً در حکم قربانی یا پلّکان قدرتِ دیگران باشد.
۲
«انقلابی» نیست، خواهانِ تغییرات و تحولّات ضربتی نیست، اصلاح‌طلب است، صلح‌جو است، معمولاً طرفدار این یا آن جناحِ طبقات حاکم است، هیچ گاه «همه»‌ی داده‌ها و هنجارهای حاکم را نفی نمی‌کند، به راحتی می‌تواند در نظام پادشاهی و در دولت ضد کمونیستیِ «قوام‌السلطنه» وزیر داشته‌باشد، همانطور که در نظامِ ولایت فقیه نیز می‌تواند از کاندیداتوری «صادق خلخالی» در «هر نقطه‌ای» از ایران حمایت کند و به او «رای» بدهد. او همواره در حال «اولویت‌بندی» و «انتخاب» این یا آن است.
۳
«مخفی‌کار» و «رند» است. اغلب زیر ِ پوسته‌ی ظاهری و قانونی‌اش، قانونی را که قبول کرده دور می‌زند. می‌تواند به مصلحت و تناسب موقعیّت،‌ سیاست عوض کند و در جانبی قرار بیابد. بدون این‌که نیازی به قبول اشتباه یا خطا احساس کند، می‌تواند خطا و اشتباهش را اصلاح یا فراموش کند. اغلب سربسته و «عام» سخن می‌گوید.
۴
«روحیه»ی مذهبی دارد: در هر دو ساحت کارکردیِ مذهب: یعنی هم این‌که او «احساساتی» است، «مقدّسات آیینی» دارد و خروج از آن‌ها را کفر می‌شمارد، و هم این‌که با خودِ «مذهب» همدل و هم‌سو است، یا دست‌کم، با آن هیچ مشکلی ندارد. سکولار نیست و هیچگاه «نقد مذهب» را مهم یا ضروری یا حتّی «مباح» نمی‌داند.
۵
«قدرت سیاسی» و کسب ِ حتّی کم‌ترین سهم از آن، برای‌اش همواره در اولویّت بوده‌است، چرا که ذهنیّت ایرانی، اغلب، انجام ِ هر تغییر اساسی را تنها از طریق کسب و تصرّف قدرت، ممکن می‌داند. او کم‌تر دغدغه‌ی آزادی‌های دموکراتیک و مدنی دارد، و معمولاً در پی کسبِ هرچه بیش‌ترِ  اهرم‌های «پیدا و پنهان»ِ قدرت برای تاثیرگذاری در جهت آرمان‌های خود است. 
۶
انتقادناپذیر است، و تقریباً در همه‌ی موارد، انتقاد‌ها (یا اختلاف‌ها)ی درونی را ناشی از انحراف فکری یا آیینی، و انتقاد‌های بیرونی را نشان دشمنی می‌داند. در برخوردش با منتقدان و مخالفان، از موضعِ «خطاناپذیر» و «همواره حق به جانب» سخن می‌گوید و در منتسب‌‌کردن منتقدان و مخالفان به انواع اتهام‌ها و وابستگی‌‌ها درنگ نمی‌کند.
۷
«حزب توده» محصول کمونیسم ِ استالینی است: یعنی همان که خود «مارکسیسم-لنینیسم»اش می‌نامد. در تمام دوران فعّالیتش تا زمان سقوط اتحاد شوروی، «حزب توده» همواره تابع سیاست‌های حزب کمونیست شوروی (به عنوان مرکز کمونیسم جهانی) بوده و آن را تایید کرده‌است. در واقع سیاست‌های داخلی «حزب توده» نه بر اساس مصالح جنبش سوسیالیستی و کارگری ایران،‌ بلکه طبق مصالح و دستورات حزب کمونیست شوروی بوده‌، آن‌هم نه به علّت ِ بی‌توجّهی به وطن (چرا که چپ عام ایرانی همواره «وطن‌پرست» بوده)،‌ بلکه به علّت وفاداری به کمونیسم جهانی (با تعریف اردوگاهی سابق) و یکی دانستن سرنوشت وطن و جهان (به مرکزیّت اتحاد شوروی). یکی از اساسی‌ترین دلایل شکست‌ و افول احزاب همسوی «حزب توده» در همه‌ی دنیا، همین وفاداری به شوروی، و مرجّح‌دانستن مصالح شوروی بر مصالح سوسیالیستی ِ خودی بود. چرا که اتحاد شوروی، خود، نه بر اساس مصالح سوسیالیستی بلکه بر اساس منافع ملّی کشور و «دولت-ملّت»ی به نام «شوروی» با دیگر کشورها و احزاب و گروه‌ها طرف می‌شد، که آن‌هم اغلب لزوماً با منافع و مصالح جنبش‌های سوسیالیستی آن کشورها و گروه‌ها یکی نبود.
۸
«حزب توده» خود را وارث سنّت دیرینه‌ی کمونیسم ایرانی می‌دانست و می‌داند: یعنی وارث احزاب و سازمان‌هایی چون «همّت»، «عدالت» و «حزب کمونیست ایران». امّا واقعیّت آن است که تنها سه چهار سال قبل از تشکیل «حزب توده»، بزرگ‌ترین رهبران و نظریه‌پردازان «حزب کمونیست ایران» (همچون دکتر حسابی، نیک‌بین، سلطان‌زاده، دوستدار، علوی و...) در تصفیه‌ها و کشتارهای هولناک دهه‌ی سی میلادی شوروی به دست «استالین» قتل‌عام شده‌بودند و دیگر جز نام، هیچ نشانی از کمونیسم «لنینی» بر اتحاد شوروی و نیز بر احزاب همسو، باقی نمانده بود. بنابراین از همان آغاز، «حزب توده» نه یک حزب کمونیستی،‌ بلکه یک حزب «سوسیال دموکرات استالینی» بود:‌ یعنی حزبی حتی‌الامکان قانونی و دولت‌گرا و مصالحه‌جو (البته با مخفی‌کاری‌های معمول) برای تعامل و رقابت اردوگاه «کمونیسم شوروی» با جهان.


خالد رسول پور 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان