کد خبر: ۱۲۰۶۱
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۸-02 October 2019
به تعریف ساده کاتارسیس یعنی "مدیریت احساسات انباشته خود از طریق هنر و یا برون ریزی خشم و عواطف".
عصراسلام:
قرن‌ها قبل از پیدایش نظریه‌های پیش‌رو روان‌شناسی در اروپای قرن ۱۹ و ۲۰ ، در یونان باستان در‌بارۀ مدیریت پدیده‌ای به نام " کاتارسیس Catharsis" برون‌ریزی احساسات و عواطف" نظریه‌پردازی می‌کردند ، اما در جامعۀ ما هنوز این یافته‌های ارزش‌مند بشری در عمق کتاب‌ها و ترجمه‌ها مدفون مانده‌اند و مجالی برای بروز در عرصه مدیریت جامعه نیافته‌اند.

جوان بیست و چند ساله‌ای که نفس‌هایش به شماره افتاده و با هر ندایی تمام وجودش فرو می‌ریزد و منتظر اجرای حکم اعدامش است، شاید اگر بستر مناسبی برای تخلیه هیجانش فراهم بود، مسیر کوتاه زندگی‌اش از نزاع خیابانی و قتل هیجانی عبور نمی‌کرد.

ارسطو در کتاب معروفش Poetica "کاتارسیس" را موزون کننده شخص در جامعه می‌داند و می‌نویسد: "روح انسانی باید از احساسات مازاد آن تطهیر شود ". ارسطو معتقد بود یکی از مهم‌ترین کارکردهای نمایشنامه‌های تراژدی، برون‌ریزی احساسات و عواطف و رسیدن به نوعی از کاتارسیس است.

در یونان باستان اهمیت زیادی به نمایشنامه‌های تراژدی و حتی کمدی می‌دادند و آمفی تاترهای متعددی برای اجرای نمایشنامه‌ها، فستیوال‌ها و جشن‌های موسیقی با تکیه بر همین پشتوانه نظری ترتیب می دادند. پس از دوره قرون وسطی در قرن ۱۶ میلادی نمایشنامه‌های تراژدی با آثار شکسپیر دوباره رونق گرفتند و تا به امروز در کنار سالن‌های اپرا بخش جدایی‌ناپذیری از catharsis فرهنگی و هنری جوامع مختلف غربی شده‌اند. 

بارها در تلویزیون ملی خودمان تصاویر فستیوال گوجه فرنگی در اسپانیا را دیده‌ایم که با لحنی انتقادی خبر از اتلاف و هدر رفت ده‌ها تن گوجه فرنگی در چند ساعت در فلان فستیوال پخش شده است! غافل از اینکه چنین فستیوال‌هایی ارزش بسیار بالایی از نظر برون ریزی و تخلیه روانی و کاتارسیس دارند که به نحو احسن جبران مافات می کنند. 

بنابراین فستیوال‌ها گذشته از پتانسیل بالا برای جذب گردشگر و درآمدزایی کارکرد بسیار ارزنده ای از نظر سلامت روحی و روانی جامعه بازی می کنند؛ کارکردی که جامعه ما با خلا جدی آن روبروست. بر اساس همین دیدگاه هست که فوتبال و همه هیجانات پیرامونش نقشی به مراتب عمیق تر از یک ورزش را در جامعه بازی می کند. 

پدیده "کاتارسیس" بعدها در مباحث روانشناسی مدرن به طور جدی مطرح شد و مبنای روانشناسی تحلیلی psychoanalysis قرار گرفت. روانشناسان مکتب فروید از متد cathartic method برای درمان تروماها استفاده می‌کردند. ژوسف برویه و برنولد ریمه تحقیقات گسترده‌ای در مورد آثار مثبت کاتارسیسم در نیمه قرن بیستم انجام دادند.

جامعه ما هم از منظر دگماهای سنتی شکل گرفته و هم از منظر امکان اندک بروز رفتارهای احساسی جامعه‌ای non-cathartic است. کودک ۱۰ ساله ای که بارها و بارها می‌شنود "که مرد که گریه نمی کند!" و یا دختربچه ای که می شنود "شما دیگه خانمی شدی برای خودت نباید گریه کنی! " آموزش می بینند که انبوهی از احساسات سرکوب شده را در وجودشان انبار کنند، و بعدها در جامعه نیز فرصت بروز احساساتشان را نمی‌یایند. 

آمار تاسف آور نزاع های خیابانی

حتی جوامعی که از نظر شاخصه های رشد و توسعه در جایگاه مناسبی قرار دارند نیاز اساسی به تخلیه‌های هیجانی (کاتارسیس) دارند چه برسد به جامعه بسیار جوان ایران با انبوهی ازجمعیت تحصیل کرده جویای کار که اژدهای اعتیاد و افسردگی و خودکشی در کمین‌شان نشسته است. 

واکنش های شدید از فرمول ABC تبعیت می‌کنند که A محرک ها (activating agents) با تاثیر بر روی باورها B (Beliefs) منتج به C(Consequences) عواقب وخیم می‌شوند که می شود با آموزش باورهای درست و تخلیه عاطفی آنها را کاهش داد و مدیریت کرد. (لین کلارک-مدیریت خشم و اضطراب- ۲۰۰۱) 

بر طبق آمار سازمان نظام پزشکی ایران روزانه ۱۶۰۰ پرونده نزاع خیابانی منجر به جرح و خونریزی در این سازمان تشکیل می‌شود. جای شگفتی است که این آمار فقط در بین طبقات پایین با تحصیلات پایین نیست! 

اگر جامعه را بستری پویا بدانیم باید در پی علت العلل این معلول بگردیم و چه علت العللی مهمتر از فقدان برنامه ریزی مناسب برای مدیریت کنترل احساسات و خشم و عواطف در بین جوانان!

کلوب‌های خنده laughter clubs، رؤیاپردازی dreaming، تماشای نمایشنامه‌های درام ، ورزش‌های رقابتی ، تورهای ویژه طبیعت‌گردی، روابط موفق زناشویی، عبادات و پرستش‌های گروهی نمونه‌هایی هستند که می توانند یک جامعه non-cathartic را به جامعه‌ای سالم از نظر تخلیه‌های احساسی و عاطفی تبدیل کنند. 

 امروز اثبات شده است که کنترل احساسات و عواطف هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی در موفقیت فرد و جامعه تاثیر شگرفی دارد. پرورش EQ یا هوش هیجانی که امری اکتسابی است در جایگاه بسیار بالاتری از IQ یا هوش ارثی است. روان‌شناسان دریافته‌اند که هوش هیجانی بازیگر اصلی موفقیت یا ناکامی شخص در زندگی است که باید در بستر جامعه شکل بگیرد. 

در حدیثی از پیامبر اکرم آمده است که " جوانی شاخه‌ای از جنون است" که اگر ترجمه‌ای امروزی از کلام ایشان بخواهیم انجام دهیم معنایی جز این نخواهد داشت که جوان پر است از انرژی انباشته که باید مدیریت شود.




دکتر امید خزانی
عصرایران
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان