کد خبر: ۱۱۸۶۸
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۵-19 September 2019
50 سال قبل در چنین روزی جلال آل احمد سرشناس ترین نویسنده معاصر ایران درگذشت. کسی که بیشتر از هر کسی بیشترین تاثیر را روی جریان روشنفکری دوران خود گذاشت.
پس از مرگ جلال، طیف وسیعی از اهل قلم زبان به ستایش از وی گشودند. بریدگان از حزب توده و باقیمانده های نیروی سوم در صف اول تجلیل کنندگان از وی قرار داشتند.

 در میان طیف مذهبی هم که کم کم در حال عرض اندام در عرصه عمومی بودند، جلال هوادارانی پرشور یافته بود. بیشتر به اعتبار ارجی که در سالیان آخر عمر از روزنه فرهنگ و هویت به مذهب نهاد و جایگاهی که در گفتمان اصالت معهود آن سالها برایش قائل شد.

▪️اما مخالفانش فقط توده ایها نبودند. امیر پرویز پویان یک رهبر جوان چریک های فدایی خلق که تصادفا همان روزها در حال صورت بندی نظریاتش برای نبرد مسلحانه بود، در مقاله ای به مناسبت مرگ جلال تحت عنوان " از امپریالیسم خشمگین، ترسان از انقلاب" تلاش کرد با مفاهیمی روشن به مرزبندی با وی بپردازد.

پویان ضمن ادای احترام به "تضاد نسبی "جلال با رژیم، او را خرده بورژوایی رفرمیست و اصلاح طلب نامید و خود و دوستانش را در جایگاه انقلابی و برانداز نشاند و بی اعتنایی توده ها به مرگ روشنفکر سرشناس را در قیاس با مرگ قهرمان گونه تختی و صمد نشانه صدق ادعای خود دانست.


کمتر از ده سال پس از این سخنان موتور انقلاب روشن شد، بدون آنکه موتور کوچک ـ چریکها ـ نقش تعیین کننده ای در احتراق آن داشته باشد. طرفه آنکه جلال به روشنفکر شاخص نظام برآمده از انقلاب تبدیل و رژیم انقلابی به ترویج دیدگاه های وی پرداخت. جلال جمهوری اسلامی البته جلالی رتوش شده، گزینشی و با جرح و تعدیل های مشخص در مواضع و فرازهای گوناگون زندگیش بود.
انقلاب بزرگی که پویان "آل احمد عافیت طلب" را متهم به بیم و هراس از آن می کرد، فرا رسیده بود، اما در حالیکه جلال به ستاره تابناک روشنفکری و شهید مبارزاتی آن تبدیل شده بود، حواریونش در کانون نویسندگان و یاران پویان به عاقبتهایی تلخ و مرارت بار دچار شدند.
▪️داستان به اینجا خاتمه نیافت. از اواخر دهه هفتاد در عوالم ادبی و روشنفکری جدالی نفس گیر بر سر بازپسگیری جایگاهی تاریخی آغاز شد که برخی ها معتقد بودند به یمن فضای بسته سیاسی و برقراری استبداد و نبودن گردش آزادانه اطلاعات به کسانی چون بهرنگی، شریعتی و آل احمد و ...اعطا شده است.

تحولات فکری و سیاسی در سطح بین المللی و داخلی در این تغییر دیدگاهها بی تاثیر نبود. در این اوضاع و احوال کسانی مانند شریعتی و آل احمد نه تنها مورد ستایش قرار نمی گرفتند، بلکه بخاطر دامن زدن به هیجان توده ها، قضاوتهای شتابزده و عوام زدگی در شتاب دادن به تحولات سیاسی اواخر دهه پنجاه مقصر قلمداد شده و مورد ملامت قرار گرفتند.

بازخوانی مرگهای اسطوره ای روشنفکرانی که زمانی تصور می شد بدست ساواک کشته شده اند و اکنون معلوم شده، به مرگ طبیعی از میان رفته اند، بخشی از این روند قدسی زدایی از تاریخ اندیشه و روشنفکری است.

آل احمد هرچه باشد یک نام بزرگ در تاریخ روشنفکری و یک خاطره فراموش نشدنی در قرن خورشیدی پرماجرایی است که اکنون در آخرین ماههای آن به سر می بریم.
 روند اسطوره زدایی موصوف اگر با تاریخ نگاری دقیق و با اندیشه کردن در ظروف زمانی غامض و پیچیده انجام شود، می تواند به تکامل نگاه های بیطرفانه و علمی یاری رساند و این نیاز اصلی روزگار امروز است.

صلاح الدین خدیو
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان