کد خبر: ۱۱۸۶۱
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۶-18 September 2019
وقتی در اوج قدرت بود نامش تن و بدن دولتمردان را می‌لرزاند. می‌توانست با پرونده‌سازی و چهار گزارش ساختگی دودمان پرنفوذترین دولتمرد و سیاستمدار را هم به باد دهد.
مردی که پنج سال رئیس نظمیۀ ایران بود: محمدحسین آیرُم. تقی‌زاده، سیاستمداری که از انقلاب مشروطه (۱۲۸۵) تا هنگام مرگ (۱۳۴۶) شصت سال در بالاترین سطح سیاسی ایران ایفای نقش کرد، در زندگینامه‌اش در بارۀ آیرم می‌گوید: «آیرم لعنت‌الله علیه که بدترین آدم‌ها بود، از شمر و یزید بدتر که هیچ، در دنیا آدم از او شقی‌تر نبود!» این در حالی است که تقی‌زاده حتی در مورد مخالفانش هم کم‌وبیش به نیکی سخن می‌گوید! 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! پس عجیب نیست که آیرم سرانجام سر رضاشاه را هم کلاه گذاشت، جوری که رضاشاه دندان به هم می‌سایید و به گفتۀ اشرف پهلوی اگر آیرم را گیر می‌آورد با دست خود خفه‌اش می‌کرد. اما ماجرا چه بود؟

محمدحسین آیرم (متولد ۱۲۶۱) نظامی بود و در قشون قزاق مدتی آجودان لیاخوف بود. کار نظامی را رها کرد و به روسیه رفت. حوالی ۱۳۰۰ به ایران و کار نظامی بازگشت. اول فرمانده هنگ مازندران شد و بعد فرمانده قشون مستقل شمال. مدتی فرمانده لشکر آذربایجان بود و پس از مدتی بی‌کاری رئیس دژبانی تهران شد. باز مدتی به فرنگ رفت و وقتی بازگشت کارهای جُزء، مانند بازرسی، انجام می‌داد. در همین اثنا در زندان قصر شورشی شد و فضل‌الله زاهدی از ریاست نظمیه برکنار شد و آیرم ناگهان و نامنتظره به ریاست نظمیه انتخاب شد.

در یک حکومت (شبه)پلیسی رئیس‌‌پلیس عملاً به قدرتمندترین شخص تبدیل می‌شود، به خصوص اگر مانند آیرم حیله‌گر باشد. در جریان حذف و زندانی شدن بسیاری از دولتمردان آیرم نقش داشت. برای اینکه با شیوۀ او آشنا بشوید، نمونه‌ای را تعریف می‌کنم. اول باید با دو نفر آشنا شوید: علی‌اکبر داور، وزیر عدلیه و حسین دادگر، رئیس مجلس. یک روز صبح پیش از طلوع آفتاب جوانی مشوش به خانۀ دادگر می‌رود و او را از خواب بیدار می‌کند. شبنامه‌ای به دادگر می‌دهد که در آن علیه حکومت حرف‌های تندی نوشته بود و در نهایت ذکر شده بود، تنها کسی که می‌تواند این اوضاع نابسامان را درست کند، علی‌اکبر داور است. چنین شبنامه‌ای اگر به دست رضاشاه می‌رسید داور بیچاره بود! دادگر آن جوان را مرخص می‌کند و قول می‌دهد هویت او را فاش نکند و بلافاصله به داور تلفن می‌زند و او را بیدار می‌کند. یک ربع بعد داور خود را به خانۀ دادگر می‌رساند. دادگر شبنامه را به داور نشان می‌دهد و ماجرا را می‌گوید. داور که فهمیده بود ممکن است چه بلایی سرش بیاید، هراسان از خانۀ دادگر می‌رود. آیرم، رئیس‌پلیس مخوف، همان روز به خانۀ دادگر می‌آید و از او استنطاق می‌کند!

ماجرا از این قرار بود که داور همان روز صبح خود را به آیرم رسانده بود، خودش کل ماجرا را شرح داده و دست‌به‌دامان آیرم شده بود. آیرم هم مانند رئیس‌پلیسی دلسوز و مردمدار مشکل را حل می‌کند. به چه بهایی؟ به این بها که طبعاً از این پس دست داور برای همیشه زیر ساتور آیرم می‌ماند! حسین دادگر که خود این ماجرا را سال‌ها بعد شرح داده، می‌گوید بعدها فهمید، کل قضیه و حتی آن شبنامه و آمدن آن جوان کار خود آیرم بوده تا داور را مرعوب کند و قلاده‌ای به گردنش بیندازد! این ماجرا شیوۀ آیرم را به خوبی نشان می‌دهد!

آیرم پنج سال در شهربانی هرچه خواست کرد و به خصوص از مال‌اندوزی او چیزهای عجیبی تعریف می‌کنند. اما او می‌دانست به زودی خوش‌خدمتی به شاه دیگر فایده ندارد و شاه به او ظنین شده است. برای همین به فکر افتاد و حیله‌ای عجیب سوار کرد! یک روز صبح ناگهان تمارض کرد که لال شده و نمی‌تواند حرف بزند. پیش شاه از ته گلو خرخرکنان گزارش می‌داد! این لال‌بازی گرفت، دل شاه سوخت و پذیرفت آیرم برای درمان به خارج برود. آیرم تا از کشور خارج شد صدایش هم باز شد!

آیرم به آلمان رفت و شاه هر چه منتظر شد آیرم بازنگشت. رضاشاه بعد از چند ماه فهمید چه گولی خورده است! تلگرافی به او زد و از خدمات او تشکر کرد و هزار لیره هم پاداش برایش فرستاد و توصیه کرد بعد از درمان به ایران برگردد. آیرم هزار لیره را در جیب گذاشت و پاسخ داد پزشکان بازگشتش به ایران را صلاح نمی‌دانند! گویا او موقع رفتن از ایران پولی از رضاشاه گرفت تا به عنوان هدیه به ولیعهد محمدرضا که در سوئیس درس می‌خواند برساند، که آن را هم در جیب گذاشته بود!

آیرم ۱۳۲۷ در لیختن‌اشتاین درگذشت، تصویر او را در پیوست می‌بینید.

منبع: داور و عدلیه، باقر عاقلی؛ بازیگران عصر طلایی، خواجه‌نوری، ج یک؛ بازیگران عصر پهلوی، طلوعی، ج دو.

مهدی تدینی

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان