کد خبر: ۱۱۸۳۹
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۳-17 September 2019
خشونت محصول تبعیض و محرومیت است و در بستر نابرابری و در شرایط فقدان عدالت شکل می گیرد.
در واقع نابرابری ها، تبعیض ها، بی عدالتی و محرومیت هستند که با تلنبارشدن سر فرد و در غیاب نهادهای حمایتی می توانند فردی را که هیچ وقت فکرش را هم نمی کرد دست به اعمال خشونت آمیز بزنند، به ارتکاب جرم بکشند. جرایم مرتبط با کودکان البته از فرهنگ و اخلاق هم به شدت متاثرند. در نظام عدالت کیفری ما شرایطی که منجر به عمل مجرمانه می شود در تعیین میزان مجازات تاثیر چندانی ندارد؛ حتی در مواردی که برای متهم پرونده شخصیت تشکیل می شود، صرف احراز جرم و انتساب آن به مجرم نوع مجازات و اندازه آن را تعیین می کند. در واقع قضات در بیشتر موارد دلایل، زمینه ها و انگیزه عمل مجرمانه را بررسی نمی کنند و مجازات معین و محتوم است.

اما عدالت حکم می کند کسی که در محرومیت و فقر و ناآگاهی مرتکب جرم می شود با انسان آگاه و برخوردار از امکانات اجتماعی در مجازات برابر نباشد و زمینه ها و شرایط اجتماعی موجد جرم در نظر گرفته شود.

در پرونده راضیه هم باید توجه کنیم که یک مادر با تمام فداکاری که در دل نسبت به کودکانش دارد، اقدام به کشتن آنها کرده است. اما این تمام ماجرا نیست زیرا باید دید جامعه چه باری را بر دوش این مادر قرار داده که کار به اینجا رسیده است؟ باید دید کدام محرومیت ها و کدام کاستی ها مادری را به این وضعیت دچار کرده است. خلا قانونی ما در این نقطه خود را نشان می دهد. ما نظام تامین اجتماعی برای حمایت از کودکان، امنیت، بهداشت و تغذیه آنها نداریم و تمام بار این مسائل بر دوش والدین کودکان است. در مواردی هم که پدر و مادر از لحاظ وضعیت مالی، دانش و فرهنگی محروم هستند، کسی به فکر کودکانی که در این میانه فدا می شوند نیست.

محرومیت از حمایت، احتمال خشونت را بالا می برد. در بیشتر کشورهای دنیا یک نظام مالی و حمایتی برای کودکان تعریف شده است و زمانی که والدین توانایی تهیه امنیت، مسکن و بهداشت کودک خود را ندارند، حاکمیت یا جامعه مدنی وارد می شود و به نحوی این قضیه را به عهده می گیرد. اما این مساله در کشور ما مغفول مانده و کودکان به حال خود رها شده اند و تمام بار این مسوولیت بر عهده والدین است.

در خصوص این پرونده هم مادر تمام تلاشش را در قبال فرزندانش انجام داده بود، اضافه کاری و شب کاری کرده بود، تن به استثمار و کار سخت داده بود تا یک دوچرخه دست دوم یا کیف اول مهر مدرسه دخترش را تامین کند. اما می بینیم چنین مادری که نه از اول مجرم و تبهکار بود و نه سر قساوت با کودکانش داشت و به خاطر آنها تن به هرکاری داده بود، چنان تحت فشار قرار می گیرد که در قبال جگر گوشه هایش مرتکب جرم می شود. اما در این میان چه کاری از دست ما برمی آید؟ در واقع هیچ. دست ما در خصوص این پرونده بسته است، موکل تسلیم حکم است و اجرای آن را بی صبرانه انتظار می کشد. او از ابتدا هم قصد خودکشی داشت اما به گفته خودش خدا مرگ را هم از او دریغ کرد، حالا هم از مرگ استقبال می کند و اجازه فرجام خواهی به ما نمی دهد. اما تعداد این مادران کم نیست. کاری هم که ما باید انجام دهیم رساندن صدای این مادران به جامعه است. جامعه مدنی باید بار مسوولیت را بپذیرد و بداند این مادران از محرومیت به چنین نقطه ای می رسند. باید از خود بپرسد چطور ممکن است مادری در ادامه رفتار فداکارانه خود به چنین جایی برسد و چنین رفتاری را مرتکب شود.

نمی توان تمام تقصیر و تمام بار مجازات را به دوش مادر انداخت، جامعه هم باید سهم خود را در فراموش کردن و غفلت بپذیرد.

مرصیه محبی/وکیل 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان