کد خبر: ۱۱۷۷۹
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۶-13 September 2019
✅روز دهم سپتامبر برابر با نوزده شهریور ماه روز جهانی پیشگیری از خودکشی می باشد.
چند هفته قبل فردی ۳۹ ساله در یکی از روستاهای شهرستان ساوجبلاغ استان البرز خود را به دار آویخت و همه اهالی روستا را در بهت فرو برد.

این روستا 120 خانوار و 600 نفر جمعیت دارد، و تا آنجا که پیرمردان و پیرزنان روستا به یاد دارند و یا از اجدادشان شنیده اند، تا به حال در این روستا خودکشی سابقه نداشته و این اولین بار است که این اتفاق می افتد. 

این جوان در آستانه میان سالی که دست به خودکشی زد، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده بود. او و همسالانش همزمان با آغاز  جنگ ایران و عراق متولد شدند با جنگ کودکی را پشت سر گذاشتند و تمام عمر سایه شوم تحریم را بر سر خود احساس کردند. هیچگاه داشتن شغل مورد اطمینان و پایدار را تجربه نکردند.

جوان رنج کشیده ما با مشکلاتی برخورد کرد که او را به سوی مرگ رهنمون کرد. او شغل دائمی نداشت و این سالهای آخر بیکار بود گاه با ماشین پرایدش مسافر کشی می کرد و شغل های متعدد کوتاه مدت را تجربه کرد ولی حاصلی نداشت. ازدواج کرد اما متاسفانه فرزند  اول بیمار بود هزینه زیادی پای او ریخت اما کودک پنج سالگی فوت کرد، همسرش طلاق گرفت و برای مدتی از زندگی وی خارج شد. اما پس از مدتی مجددا آشتی کردند و زن به خانه شوهر برگشت. فرزند دوم هم بیمار بود هزینه های زیادی صرف او کرد و کودک زنده ماند و اکنون دختری 13 ساله است. تمام زندگی اش را که خانه ای محقر  همراه با حیاط بزرگ بود فروخت ، در این میان خریدار هم ناتو از آب درآمد و سرش کلاه گذاشت و قرض و بدهی هایش بالا رفت. همسرش دوباره طلاق گرفت و برای همیشه رفت .حالا او مانده و دختر سیزده ساله بدون خانه، به خانه مادرش برگشت و با او زندگی می کرد. مادری که چند سال پیش همسرش را ازدست داده و مثل بسیاری از زنان روستایی رنج فراوانی کشیده است. 
جوان ناکام از زندگی ما با مقداری پول قرضی تعدادی جوجه می خرد تا با بزرگ کردن آنها مرغ ها را بفروشد و بخشی از بدهی هایش رابدهد اما تعدادی از این جوجه ها از بیماری تلف شدند.

صبح یکی از روزهای اواخر مرداد ماه مادر به همراه یکی از فرزندان جهت خرید به شهر می رود و "جوان در فکر خودکشی" با برادرش منزل بودند پس از خوردن صبحانه برادر که از کار شیفت شب آمده بود و خسته بود جهت استراحت به داخل خانه می رود و وی  طناب را برمی دارد به باغ می رود،طناب دور گردن انداخته و خود را حلق آویز می کند تا برای همیشه از دنیا و رنج هایش خداحافظی کند. مادر وقتی در حیاط را باز می کند قامت فرزند رشیدش را می بیند که ایستاده.  به فرزند همراهش می گوید"ببین پسر رشیدم ایستاده و مراقب جوجه هایش است"! نزدیکتر که می شوند ضجه ها بالا میرود و همسایه ها می آیند و ..... اولین خودکشی در روستا رقم می خورد.

او از خود یادداشتی بجا گذاشته و ضمن شرح برخی نامرادی ها و حلالیت طلبیدن از مادر و دیگر اعضای خانواده، چند سطری  را هم به خریدار کلاهبردار زمینش اختصاص داده است و در اینجا غمگنانه نامه یک درمانده تمام می شود.                                                                                                                                                         سعید معدنی 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان