تعداد نظرات: ۱ نظر
کد خبر: ۱۱۶۱۷
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۷-30 August 2019
چرا عصر جدید تنها یک برنامه تلویزیونی نیست؟
عصر جدید یک برنامه تلویزیونی نیست، عصر جدید اسم رمز دکترین امنیت ملی “جدیدی” است که چند سالی از طراحی اولیه آن می‌گذرد و هم اکنون دوره آزمایشی خود را طی می‌کند.

 درباره آگاهانه بودن این دکترین گمانه زنی‌های مختلفی وجود دارد اما صحنه تحولات عرصه سیاست و فرهنگ در ایران خبر از شکل گیری گفتمانی جدید می‌دهد. به موجب این گفتمان میلیتاریستی سرمایه داری که از دل جریان اصولگرایی برآمده است:

در روزگار بحران عدالت اجتماعی و نابه سامانی در سیاست خارجی تنها راه مهار جمعیت، "سرگرم” کردن و خالی کردن فشارهای اجتماعی به طرق قابل مذاکره است‌. با کم کردن محدودیتها، فروگذاری از حساسیت‌های ایدئولوژیک و افزایش ابتکار عمل در عملیات قضایی رسانه ای امنیتی باید احساس حل مشکل را ایجاد کرد و بدینوسیله جامعه را آرام کرد. 


شکل¬گیری این دکترین نتیجه برخورد دو جریان کم و بیش موازی در جبهه اصولگرایی است. اولین جریان که گرایش به بخش خصوصی و نهادهای نظامی‌دارد حدود سه سال پیش توانست صدا و سیما را به تسخیر خود درآورد.1 جریان دوم از بعد از شکست در انتخابات سال ۹۶ به پوست اندازی جریان اصول گرایی اندیشه کرد و با معرفی مفهوم نو اصول گرایی از تغییر راهبردهای خود پرده برداری کرد. این دو جریان که با شبکه جوانان هواداران غلامعلی حداد عادل، محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی همپوشانی‌هایی دارند همدیگر را در میانه میدان ملاقات کرده و با ائتلاف با یکدیگر راست جدید را رقم زده اند. "عصر جدید” دکترین جدید راست جدید است.

مهدی سالمی،شهاب اسفندیاری،محمد سرشار و مسعود معینی پور
مهدی سالمی،شهاب اسفندیاری،محمد سرشار و مسعود معینی پور

راست جدید:

راست جدید برخلاف تعلقش به جبهه اصولگرایی، در واقع "اصولگرا” نبوده بلکه برعکس به شدت پاراگماتیست و عملگرا است و گرایش به اصول و آرمان خواهی را تنها ذیل عملگرایی و شبکه منافع تفسیر می‌کند. همچنین راست جدید به فرم‌های مدرن و امروزی گرایش دارد و علاقه زیادی به مواجهه معرفتی با مقوله‌های جهان جدید ندارد. راست جدید تنها به این می‌اندیشد که "چه چیزی جواب می‌دهد، چه چیزی می‌فروشد، چه چیزی عمل می‌کند و چه چیزهایی به درد می¬خورد؟” برای راست جدید، اصول گرایی راست سنتی به نوعی محل پرسش است و لذا طبیعت، نیروها، مذهب، سیاست داخلی و خارجی بیشتر در جایگاه ابزار موضوعیت دارند. بنابراین عمل گرایی و استخدام فرمهای امروزی که هر چه بیشتر امکان انقطاع تشابه راست جدید با راست سنتی را ایجاد می‌کنند از ویژگی‌های این گفتمان است.2

مسأله راست جدید:

راست جدید در کنار فساد ساختاری با سه مسأله جدی روبرو است:

  1.  مشکلات اقتصادی و بحران فاصله طبقاتی و عدالت اجتماعی
  2. بحران حل نشده سیاست خارجی و تحریم‌ها
  3. بحرانهای سبک زندگی طبقه متوسط و گرایش جامعه به فرآیند جهانی شدن. راست جدید بر این باور است که از منظر سیاسی امکان حل دو مشکل اول را ندارد چرا که حل ریشه ای این دو، در پس اصلاحات ساختاری ریشه ای و در نتیجه زوال اصول گرایی کنونی نهفته است.

همچنین جامعه ریشه دو مشکل اول را در ناکامیهای اصلاح طلبان می‌داند و لذا فعلاً دامن راست از ناکامیها در دو سطح اول کم و بیش پاک است. بنابراین حضور اصلاح طلبان در قدرت دولتی این فرصت را ایجاد می‌کند تا راست جدید خود را احیا کرده و به ابتکار عمل خود در عرصه کنترل اجتماعی اندیشه کند و اینجا لحظه ملاقات راست جدید با مسأله سوم یعنی گرایش طبقه متوسط به فرآیندهای جهانی شدن است.

راست جدید و فرآیندهای جهانی شدن:

از دیرباز یکی از چالشهای اصلی گفتمان راست، مسأله جهانی شدن بوده است. به دلیل گرایشهای سنتی و مذهبی اصولگرایان، جامعه، راست را مانع فرآیند جهانی شدن و دسترسی به ظواهر دنیای مدرن تلقی می‌کرده و همین باعث شکاف بین این جریان و بدنه اصلی جامعه بوده است. در این میان راست جدید به تکاپو افتاده تا این مشکل دیرینه جریان اصولگرایی را حل نماید و اینجا منش و الگوی مدیریتی محمدباقر قالیباف به عنوان باتجربه ترین سیاستمدار اصولگرایان به شدت کارساز آمده و به عنوان یک الگو نقش آفرینی می‌کند.

بنابراین با تأسی به منش قالیباف، گرایش به فرمها و ظواهر مورد پسند در سیاق فرایندهای جهانی شدن و سرمایه داری گلوبال، التزام حداقلی به معیارهای فقهی برای مهار روحانیت و به حاشیه راندن مباحث معرفتی که به هر نوعی با این راه حل تقابل دارد ارکان اصلی این مدل را رقم می‌زند.راست جدید اما می‌داند که نمی‌تواند تنها به عنوان صادرکننده مجوز گرایش جامعه به فرآیندهای جهانی شدن نقش آفرینی کند که اگر فقط مجوز صادر کند اصلاح طلبان اولین کاندید پیشبرد چنین پروژه ای هستند.

قالیباف و علی عسگری
قالیباف و علی عسگری

در چنین شرایطی تنها یک انتخاب باقی می‌ماند: راست جدید خود به عنوان متولی فرآیند ایجاد ظواهر جهانی شدن و آمریکایی سازی وارد میدان شود. بنابراین اگر راست قدیم مخالف ظواهر جهانی شدن بود، راست جدید خود را متولی تحقق ظواهر آن می‌داند. تبدیل شدن به متولی به جای مخالف با ظواهر جهانی شدن و ترویج سبک زندگی آمریکایی چند کارکرد مهم دارد:

اول) خواهش‌های طبقه متوسط را در شبیه شدن به فرآیند جهانی شدن برطرف می‌سازد.

دوم) پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاستهای کنونی را بر گردن اصلاح طلبان می‌اندازد

و سوم)‌ امکان ارتباط گیری با طبقه متوسط مدرن را برقرار کرده و این امکان را ایجاد می‌کند که راست جدید خود را به عنوان تنها آلترناتیو وضع موجود معرفی کند. اهمیت ایجاد ارتباط با طبقه متوسط شهری، راست جدید را متوجه اهمیت "گفتگو” با این قشر می‌کند و اینجاست که گفتگو نه یک ارزش جامعه مدنی بلکه به عنوان حربه کنترل طبقه متوسط مورد استقبال راست جدید قرار می‌گیرد.

پیشینه و اهمیت گفتگو:

اولین بار سیدمرتضی فاطمی ، سردبیر سابق مجله اصولگرای پنجره و نزدیک به طیف حداد، زاکانی و قالیباف از اهمیت گفتگو در برنامه تلویزیونی شبکه افق صحبت به میان آورد. او شعار برنامه خود را "چاره ای جز گفتگو نداریم” انتخاب کرد هر چند دقیقاً معلوم نبود چه کسی با چه کسی و برای چه هدفی قرار است گفتگو کند. یک نکته اما واضح بود و آن اینکه وقتی مجری شبکه تلویزیونی که بودجه آن توسط دستگاههای نظامی‌تأمین می‌شود از "گفتگو” صحبت به میان می‌آورد، ضمیر محذوف "ما” در جمله "چاره ای جز گفتگو نداریم” اشاره به راست جدید دارد.

شعار "چاره ای جز گفتگو نداریم” یادآوری می‌کند که راست جدید اهمیت پرهیز از تک صدایی و گرایش به گفتگو با دیگری‌های خود و طبقه متوسط را متوجه شده است. البته نقل مکان مرتضی فاطمی‌از مجله به تلویزیون یک تغییر دیگر را نیز برملا می‌کرد و آن به رسمیت شناختن اهمیت صدا و سیما به عنوان یک بستر رسانه ای برای راست جدید بود.

راست جدید که در ابتدا کنش خود را با برنامه‌ها و موضوعات معرفتی آغاز کرد بعد از شکست کامل این حربه در شبکه افق، تاکتیک خود را مورد ارزیابی قرار داد و برای بسط نفوذ خود ورود به عرصه سرگرمی‌را برگزید. مرتضی فاطمی‌نیز که خود در قامت یک ژورنالیست وارد تلویزیون شده بود در نهایت به برنامه عامه پسندی نظیر اختیاریه و ساخت سریال طنز و فیلم سینمایی روی آورد و این قطعاً استعاره مهمی‌در تطور راست جدید محسوب می‌شد. در واقع کیس مرتضی فاطمی‌و آمدن او از روزنامه به تلویزیون و بعد نقل مکان از برنامه معرفتی به برنامه‌های سرگرمی‌و سریالهای طنز از یک تغییر راهبردی هرچند ناخودآگاه در جبهه نئواصولگرایی خبر می‌داد.3

حال با ورود به عرصه سرگرمی‌راست جدید می‌توانست خود را نه سیاه و نه سفید بلکه خاکستری نشان دهد و با مردم وارد "گفتگو” شود.

چرا سرگرمی:

سرگرمی‌به مثابه ژانر چند خاصیت مهم داشت. اول اینکه "سرگرم” می‌کرد دوم اینکه امکان گفتگوی راست جدید با سلبریتیها و کنترل آنها را فراهم می‌آورد و هم اینکه به لحاظ سیاسی و اجتماعی هزینه ای را متوجه جریان اصولگرا نمی‌کرد. البته باید ورود سازمان اوج به ساخت سریال "پایتخت پنج” و ریالیتی شوهای مختلف نظیر "فرمانده” و "خانه ما” را از پیش قراولان این جریان محسوب کرد.4

بعدها محمدحسین مهدویان و محمود رضوی نیز به این خیل پیوستند و مناسبات سرگرم کننده را بر اقتضائات معرفتی در فیلم‌های خود ترجیح دادند. سیدعلی احمدی از نزدیکان قالیباف نیز به خندوانه پیوست تا استندآپ کمدی را به یک ژانر مقبول در سیاست فرهنگ جمهوری اسلامی‌تبدیل کنند. طبیعی است که اینها تنها چند مثال اند، اما همه از یک وفور و گرایش یکباره به ژانر سرگرمی‌توسط راست جدید حکایت می‌کنند. 5

در این میان بود که رئیس بسیج سازمان صدا و سیما نیز به عنوان مدیر جدید شبکه سوم انتخاب گردید، مدیری که معدل جریان قالیباف، جلیلی و حداد بود و حال باید پروژه راست جدید را در پیشبرد ژانر سرگرمی‌تکمیل می‌کرد. او ابتدا شانس خود را با برنامه "برنده باش” و همکاری با محمدرضا گلزار امتحان کرد و همزمان به استخدام ژانر تلنت شو علاقه نشان داد.6

تلنت شو
تلنت شو

تلنت شو:

تلنت شوی تلویزیونی ژانری است با قدمت کمتر از بیست سال که در آن استعدادها روی صحنه رفته و هنر خود را به قضاوت مخاطبان و داوران می‌گذارند. تمرکزتلنت شوها روی هر نوع استعدادی نیست، بلکه تلنت شوها استعدادهایی که امکان سرگرمی‌و مطربی را در گونه‌هایی نظیر خوانندگی، شعبده بازی، اکروبات، شیرین کاریهای خیره کننده هنری و … دارند شامل می‌شود. حضور داوران در تلنت شو نیز استعاره¬ای است از فرآیند پشت صحنه ستاره سازی و قضاوتهایی که هر ستاره در فرآیند ستاره شدن باید تجربه کند.

از این منظر حضور داوران، تلنت شوها را به ریالیتی شو تبدیل می‌کنند چرا که مخاطبان می‌توانند فرآیند انتخاب و حذف استعدادها را شاهد باشند. از آنجا که داوران قرار است شرایط واقعی را رقم بزنند معمولاً چینش داوران منافع کمپانیهای صنعت و فرهنگ، تهیه کنندگان و استعدادشناسان را نمایندگی می‌کند. البته که نوع قضاوت داوران خود قسمتی از شو و وجوه سرگرم کننده آن است و این امکان را فراهم می‌آورد تا مخاطب بین داوران و استعدادها دست به انتخاب و همزاد پنداری بزنند.

کارکرد اصلی تلنت شوها تقویت اقتصاد صنعت فرهنگ سرمایه داری، کشف استعدادها برای معرفی به کمپانیهای فرهنگی اقتصادی و البته سرگرم سازی و کنترل اجتماعی است. تلنت شو‌ها همانند همه ژانرهای سرگرمی‌در عین حال که ارزشهای جهانی شدن را ترویج می‌کنند، "سر” جامعه را "گرم” می‌کنند تا در روزگار نابه سامانیهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توجه جامعه به سمت ستاره‌ها، نحوه تولد آنها و بهره بردن از استعدادهای شان برای سرگرمی‌جلب شود.

تلنت شوها همچنین میل به دیده شدن را در استعدادها ترغیب می‌کنند و به جامعه می‌قبولانند که امکان برابر برای به ظهور رسیدن استعدادها وجود دارد و لذا عدم شکوفایی استعدادها در مناسبات اجتماعی و اقتصادی ریشه نداشته بلکه این "خود” افرادند که مسئولند. این تمرکز بر دیده شدن و خود را محور دانستن و تلاش برای تبدیل به کارآفرین خود شدن، تلنت شو را در ردیف ساز و کار رسانه ای عصر نئولیبرال نیز قرار می‌دهد.

اینکه فرهنگ ایرانی اسلامی‌در پیشینه خود چگونه با مفهوم استعداد هنری روبرو می‌شده است احتیاج به کاوش دارد اما یک مرور کلی مفاهیمی‌نظیر مطرب، نمایش‌های تخت حوضی، نمایشهای موزیکال و تا حدودی فیلم فارسی را به ذهن می‌آورد، مفاهیمی‌که البته همه از منظر نخبگان گونه‌هایی مذموم و وابسته به فرهنگ عامه و سطحی تلقی می‌شوند. اینکه آیا تلنت شوی ایرانی را باید ادامه فرهنگ مطربی قلمداد کرد یا خیر، قابل بررسی است اما نمی‌توان از پیشینه جایگاه سرگرمی‌در فرهنگ ایرانی برای شناخت تلنت شوی ایرانی غافل شد.

عصر جدید
عصر جدید

راست جدید و تلنت شو:


تلنت شو این امکان را به راست می‌دهد که در روزگار نابه سامانی سیاسی و اقتصادی برآمده از ناکامی‌های قدرت در عرصه تحقق عدالت اجتماعی و سیاست خارجی که اصلاح طلبان مسئول آن شناخته می‌شوند با جامعه وارد گفتگو شده و نیازهای طبقه متوسط به فرآیندهای جهانی شدن را ارضا نماید. به واسطه تلنت شو راست جدید به جامعه این پیام را می‌دهد که برعکس تصور غالب، راست نه تنها مانع خواهش و لذت و فرآیند آمریکایی-سازی جامعه نیست، بلکه خود متولی آن است.

در واقع راست جدید این پیام را به جامعه می‌دهد که "اگر می‌خواهید شبیه آمریکاییها زندگی کنید ما خود این امکان را فراهم می‌آوریم.” به واسطه تلنت شو، راست نه تنها نیاز دیده شدن استعدادها را ارضا می‌کند بلکه با ایجاد استاتیکی خنثی از منظر سیاسی، امکان طرح سؤالات در باب اقتصاد سیاسی و وضعیت موجود را به تعویق می‌اندازد و آن را غیر ضروری جلوه می‌دهد. بدین واسطه راست هم می‌تواند "سر” جامعه را "گرم” نماید هم خود را مشروع و البته امروزی جلوه دهد. این لحظه تولد عصرجدید به مثابه یک برنامه تلویزیونی است، برنامه ای که کارکرد آن ذیل یک دکترین کلان هرچند ناخودآگاه برای مدتها مورد جستجو بوده است.

تولد عصرجدید:

البته راست جدید این امکان را داشت تا مفهوم کلی استعدادیابی را از رخدادهای رسانه ای دنیا اخذ کرده و با توجه به نیازهای بومی‌در تعریف استعداد، مواجهه با استعداد، کشف استعداد و بازنمایی آن برنامه ای متفاوت را طراحی کند. این یعنی تلنت شوی ایرانی می‌توانست تلقی جدیدی از استعداد، جایگاه داوران و رابطه مخاطب و مردم به جامعه معرفی کند و به تبع آن به فرم متفاوتی برسد، فرمی‌که تنها در ایده کلی از قاعده جهانی تلنت شو پیروی می‌کرد و در تعریف اینکه استعداد چیست، چگونه باید آن را کشف کرد و به آن پر و بال داد از آموزه‌های بومی‌بهره جوید. تلنت شوی ایرانی می‌توانست با الهام گیری از گونه تلنت شو، تلنت شوی دیگری را طراحی کند و چه بسا باب جدیدی در ساخت تلنت شو به روی جهانیان بگشاید. این اما مسیر انتخابی راست جدید نبود چرا که عمل گرایی راست او را همیشه بر استفاده تعجیل آمیز از ظروف پیش ساخته که امتحان خود را در بازار جهانی پس داده اند ترغیب کرده است.

ترجیح راست جدید بین جنس خارجی و جنس ایرانی پرمشکل همیشه اولی بوده است و در اتخاذ تلنت شو این قاعده نیز رعایت شد و تصمیم راست جدید در گرته¬برداری نعل به نعل از تلنت شوهای جهانی را واجد منطق کرد. این یعنی راست جدید امکان تسخیر جوهره تکنیک تلنت شو و استخدام آن به نفع اقتضائات بومی‌را داشت ولی از آن سر باز زده و ترجیح داد دکترین عصر جدید خود را با کمترین ریسک پیش ببرد. بدین سان عصر جدید متولد گشت، برنامه ای که در فرم شباهت‌های زیادی در میزانسن، حرکت دوربین، دکور، صدای زنگ داورها و … به نمونه‌های مشابه جهانی داشت، پدیده ای که بیش از پیش از تلاش راست جدید برای ارضای سلیقه طبقه متوسط و باج دادن به آن در گرایشهای جهانی شدن پرده برداری می‌کرد. تلنت شوی ایرانی اما سه ویژگی منحصربه فرد داشت:

مجری تلنت شو:

راست جدید مجری و تهیه کننده این برنامه که اعتبار و شهرت رسانه ای خود را از برنامه‌های افطار در ماه رمضان اخذ کرده بود در استخدام دکترین خود درآورد. با این انتخاب، راست جدید از ظرفیتی که قبلاً درخدمت محتوای رسانه ای با محوریت مذهبی-اجتماعی بود به نفع پیشبرد پروژه‌های سرگرمی‌بهره برداری کرد. مجری برنامه نیز از این فرصت استفاده کرد تا برعکس نمونه‌های جهانی که در آن داوران قصه تلنت شو را پیش می‌برند و در عمل تلنت شو بدون مجری است، نقش خود را بسط دهد و طبق سناریوی برنامه همواره در جایگاه منجی در تضاد بین استعدادها، داوران و مخاطب ظاهر شود و همیشه قهرمان قصه باقی بماند. البته این گمانه زنی وجود دارد که راست جدید در شرایط تثبیت در صدد حذف مجری و یا جایگزینی تیم سازنده برآید.


داوران:

داوران این تلنت شو به هیچ وجه فرآیند انتخاب استعدادها در مناسبات واقعی سرمایه داری را نمایندگی نمی‌کردند چرا که سه تن از داوران تنها چهره بودند و درباره پیشینه حرفه ای آنان به عنوان استعداد یاب و ستاره ساز و تهیه کننده اطلاعاتی در دست نیست. داور چهارم این مجموعه نیز که از منظر فرهنگ عامه بیشتر سلیقه راست جدید را نمایندگی می‌کرد در واقع در استعاره تأییدات ایدئولوژیک و سیاسی نقش آفرینی می‌کرد و غیر مستقیم این پیام را مخابره می‌کرد که در فرآیند انتخاب استعداد در ایران، نخبگان ریش دار جایگزین صاحبان کمپانی‌ها هستند.

همچنین این انتخاب این پیام را به مخاطب القا میکرد که راست نه تنها با استعداد و ژانر طرب زاویه ندارد بلکه مقوم و مؤید آن است.

محدودیتها:

در راستای عمل گرایی راست جدید، باید حساسیتهای ظاهری فقهی مورد عنایت واقع می‌شد و لذا تلاش می-شد تا بین گرایشهای حداقلی فقهی و اقتضائات تلنت شو توازن برقرار شود. بنابراین از تربیون رسمی‌این برنامه نیز تلویحاً اعلام شد که تلاش لازم برای مذاکره با محدودیت¬های فقهی انجام شده است و جامعه باید انتظار خود را از عبور از خطوط قرمز فقهی به حداقل برساند.7

اسپانسرها:

برعکس مدلهای جهانی تلنت شو، در مدل ایرانی بانک و اپلیکیشنهای فضای مجازی به عنوان حامیان این برنامه ظاهر شدند و بیش از پیش به صدارت بانکها و زیست الکترونیکی دامن زدند. درباره وضعیت مالی این برنامه، تراکنش‌ها، دستمزد داوران و غیره اطلاعاتی در دست نیست اما خبرها از شکل گیری یک شرکت خصوصی استعدادیابی با نام این برنامه تلویزیونی حکایت می‌کند که البته صحت و سقم آن همچنان محل شک است. اپلیکیشن‌های حامی‌این برنامه نیز همه توسط شرکتهایی اداره می‌شوند که شبکه اقتصادی راست جدید در آن منافع مستقیم دارند.

دکترین عصر جدید:

بدین سان عصر جدید روانه آنتن صدا و سیما گشت و راست جدید توانست با جذب بیننده در ژانر سرگرمی‌که بنایش را قبلاً استندآپ کمدی‌های خندوانه گذاشته بود قدمی‌رو به جلو بردارد. راست در واقع توانست دکترین عصر جدید خود را به محک تازه ای بگذارد، هم منفعت اقتصادی کسب نماید و هم امکان گفتگو با جامعه را آزمایش کند.

راست همچنین توانست مسأله اصلاحات ساختاری، بن بست‌های سیاسی و اقتصادی و گفتگوی سخت و جدی درباره وضعیت حکمرانی را بار دیگر به تعویق بیندازد و با همزمانی فینال این برنامه با بازنمایی بعضی برخوردهای قضایی، تلویحاً این پرسش را از جامعه بپرسد: آیا فکر نمی‌کنید که باید به راست جدید رأی می‌دادید؟ (و یا آیا فکر نمی‌کنید که باید به راست جدید رأی بدهید؟)
آنچه باعث می‌شود عصر جدید در امتداد دکترین آگاه و یا ناخودآگاه راست جدید قلمداد شود غیر از بستر کلان سیاسی و اجتماعی، واکنش راست گرایان به این برنامه بوده است.

در فینال این برنامه چهره‌های شاخص اصولگرا نظیر حاج حسین یکتا، از چهره‌های مؤثر سیاست گذاری فرهنگی در نظام، حجت الاسلام قاسمیان از نزدیکان قالیباف، سعید عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی که خود تخصص دیرینه در فرآیندهای جهانی شدن و نیز رابطه خوبی با شهردار سابق تهران دارد از این برنامه استقبال کردند. جوانان طیف راست جدید نیز در کمپینی منظم به دفاع از این برنامه روی آوردند. محمد ایمانی فعال اصولگرا از لفظ اردوگاه دروغ برای شناسایی مخالفان این برنامه بهره برد و نوشت:
"این حیص و بیص، گل کردن برنامه عصر جدید آن هم با مشارکت خود مردم، نقض غیر قابل چون و چرای ادعای اردوگاه دروغ بود. فارغ از این که به درستی انتظار داشته باشیم عصر جدید در آینده و در عرصه الگوسازی، ارتقا پیدا کند و هرچه ایرانی تر، اسلامی‌تر و معطوف به ظرفیتهای پیشرفت ملی شود.

” مهدی محمدی فعال دیگر اصولگرا نوشت:

"عصر جدید فقط یک برنامه تلویزیونی نیست، علی فروغی هم بیش از یک مدیر شبکه است. این برنامه و شبکه ۳ الگویی است از مسیری که… [راست جدید] در گام دوم به آن سخت نیازمندند؛ مهربان با مردم و اهل ریسکهای بزرگ برای پیوند با همه جامعه بدون عدول از ارزشها و در ضمن انقلابی ماندن.”

در واقع از نگاه محمدی که به عنوان کارشناس امنیت و نزدیک به طیف اصولگرایان کلاسیک شناخته می‌شود عصر جدید فقط یک برنامه تلویزیونی نیست بلکه الگویی است که راست جدید برای تعامل با طبقه متوسط و در عین حال راضی نگه داشتن روحانیت به آن نیاز داشته و در حال آزمایش آن است. محمد سرشار از مدیران جوان تلویزیون نیز عصر جدید را در ادامه پروژه "آتش به اختیار” معرفی کرد و ساخت آن را در امتداد "عصر جدید جنگ” سیاسی اصولگرایان معرفی کرد.

حسین کاظم زاده، روحانی و فعال اصول گرا نیز در صفحه خود نوشت:

"اگر یک حرکتی توسط خود مردم و به صورت خودجوش طراحی شد، باید با آن همدلانه کنار آمد، این قاعده مدارا در برخورد با مردم است… عصر جدید شروع گام دوم است، نیروهای گمنام انقلابی ای که با غلبه گفتمان انقلاب در جبهه ما نقش آفرینی می‌کند.

” حسین لامعی، خبرنگار سینمایی که فیلم مستند او درباره احمد شاملو از شبکه سوم به تازگی پخش شده بود نیز عصر جدید را "کار بزرگی” توصیف کرد چرا که توانست مسیری "برای مردم‌شناسی و بیدار کردن ناخودآگاه قهرمانان‌اش” برای راست جدید به ارمغان بیاورد.

آنچه مابین سطوری که در دفاع از برنامه عصر جدید توسط راست گرایان جدید نگاشته شده است به چشم می‌آید، ارجاع به مفهوم "مردم” به مثابه یک مسأله است، مسأله و مشکلی که همیشه برای راست گرایان وجود داشته و این بار با عصر جدید در حال حل شدن است… همچنین در این رهگذر مفاهیمی‌مانند جنگ، اردوگاه، غلبه و ریسک و بیدار کردن نیز دیده می‌شود که همه از یک موضوع حکایت می‌کنند و آن اینکه عصر جدید تنها یک برنامه تلویزیونی نیست.

اگر برای چارلی چاپلین "مادرن تایمز” و یا عصر جدید نام فیلمی‌بود که در هجو دنیای مدرن و کنترل‌های اجتماعی و سیاسی ساخته شده بود، عصر جدید ایرانی نام عصر جدید راست و دکترین کنترل جامعه از طرق نرم و مهار نارضایتی‌ها در روزگار بی علاقگی مطلق صاحبان قدرت به حل مشکلات در سطح ساختاری است. با دکترین عصر جدید، راست به صحنه آمده که در کنار ساخت شاپینگ مال و ترویج سبک زندگی آمریکایی، این بار در عرصه سرگرمی‌پروژه خود را بسط دهد. ترویج ظواهر زیست آمریکایی، نه تنها امکان گفتگوی راست جدید با سلیقه طبقه متوسط را فراهم می‌آورد بلکه راست را از تراکنش‌های مالی و سیاسی معطوف به تغییر ذائقه عمومی‌جامعه نیز منتفع می‌کند. بدینوسیله راست هم کسب ثروت می‌کند و هم اعتبار سیاسی و هم ابتکار عمل و کنترل شرایط را در دست می‌گیرد و هم خود متولی آن چیزی می‌شود که طبقه متوسط به آن گرایش دارد. 8

سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که راست جدید چگونه می‌تواند آمریکاستیزی خود را به جامعه بقولاند در حالی که خود مونوپولی آمریکایی سازی جامعه از درون را از آن خود کرده است؟ همچنین این سؤال وجود دارد که راست چگونه می‌تواند مرتضی آوینی را به عنوان نظریه پرداز فرهنگی خود معرفی کند حال آنکه مرتضی آوینی بیش از هر چیز به قالبها مشکوک بود و در مذمت ساده انگاری‌ها نسبت به ظروف رسانه ای قلم می‌زد؟

در این میان البته از موضع منفعل اصلاح طلبان نیز نباید غافل شد. در روزگاری که اصلاح طلبان پیر در رخوت خود به سر می‌برند و در همه سیاستهای خود شکست مطلق خورده اند، دکترین عصر جدید نه تنها پازل آنها را به لحاظ سیاسی تکمیل می‌کند بلکه به لحاظ فرهنگی همان کاری را می‌کند که آنها برای مدتها در صدد ایجاد آن بودند. از این منظر است که عصر جدید را نباید تنها دکترین راست گرایان دانست، بلکه شواهد این امکان را فراهم می‌کند که عصر جدید را دکترین امنیت ملی عصر جدید حیات سیاسی ایران بعد از انقلاب یا همان گام دوم تلقی کرد.

در این میان چپ نو باید به میدان آمده و در عین به رسمیت شناختن ژانرهای مختلف رسانه ای از اهمیت اصلاح ساختار رسانه ای صحبت به میان بیاورد چرا که جز با اصلاحات ساختاری عرصه برای مدتی در اختیار راست جدید خواهد ماند و بعد احتمال ریزش کل ساختار وجود دارد. به بیانی دیگر دکترین امنیت ملی عصر جدید یک گفتمان پایدار نیست بلکه ضد امنیت ملی است و بعید است در کلان قصه همسو با منافع نظام جمهوری اسلامی‌باشد.

طبقه متوسط نشان داده که همواره نسبت به راست گرایان خائن است و علیرغم دریافت ظواهر سبک زندگی آمریکایی از آنان در بزنگاه‌های سیاسی به آنها پشت می‌کند. البته که در فضای کنونی و در روزگار هژمونی راست جدید، به نظر چاره ای جز حمایت از عصر جدید وجود ندارد. محمد ایمانی فعال اصولگرا می‌نویسد: "می‌دانید کار رذیلانه چیست؟

این که کسی یا کسانی بخواهند موش یا فضله آن را در دیگ بیاندازند و دست پخت جمع را آلوده کنند و از چشم بیندازند. برنامه عصر جدید در شبکه سوم سیما با موج اجتماعی ای که به راه انداخت، گل کرد.”


میلاد دخانچی


پاورقی‌ها:

1. بنگرید به یادداشت درآمدی بر جریان‌های اصلاحگرا در صدا و سیما، نوشته میلاد دخانچی
2. اقبال راست جدید به کنشهای رسانه ای علی علیزاده را نیز باید در این قاب مورد تحلیل قرار داد. به واسطه علیزاده راست جدید این امکان را پیدا کرده تا موضع خود را از مسیری غیر از لحن همیشگی اصولگرایان مطرح سازد.
3. بعدها محسن مهدیان از خبرگزاری فارس نیز به تلویزیون آمد. اکثر خبرنگاران پایگاه رجا نیوز نیز به تلویزیون آمدند و دربرنامه‌های سرگرمی‌محور مشغول به فعالیت شدند.
4. بنگرید به یادداشت اوج چیست؟، نوشته میلاد دخانچی
5. حتی مسعود فراستی نیز که به موضع گیری تند نسبت به فیلم‌های مخاطب پسند شهرت داشت در نقدهای اخیر خود سلیقه خود را به فیلم¬های
گیشه¬پسند نزدیک کرد. به عنوان مثال او در یک تصمیم عجیب از فیلم متوسط سرخپوست حمایت کرد.
6. همزمان با ساخت تلنت شوی ایرانی، برنامه بدون توقف نیز از شبکه سوم پخش شد، برنامه ای که یا میهمانانش از راست¬گرایان بودند و یا با چالشی که جوانان با میهمانان این برنامه می‌کردند نوعی فاصله گذاری راست جدید با راست سنتی در آن محسوس بود.
7. بنگرید به واکنش مجری برنامه به خانم پریناز ایزدیار.
8. البته نباید از نیم نگاهی که راست جدید به مسأله "آینده” اداره جامعه دارد غافل شد. حذف عادل فردوسی پور توسط راست جدید را نیز باید در راستای دکترین عصر جدید برای "آینده” تحلیل کرد.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۴
0
0
این یادداشت بیشتر یک لفاظی و بازی با کلمات و اصطلاحات است و ارجاع پذیر نیست.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان