کد خبر: ۱۱۶۱
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۸-21 November 2017
نقل است که روزی ناصرالدین شاه در مقابل آئینه ایستاد و دستی به سبیل ناصری خود کشیده و گفت: چقدر همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید!

نقل است که روزی ناصرالدین شاه در مقابل آئینه ایستاد و دستی به سبیل ناصری خود کشیده و گفت: چقدر همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید!
حکایت حال و روز ما در آستانه نه چهل سالگی انقلاب، بلکه صد سال گذشته است که نخبگان، مردم و حاکمیت، نسخه‌ها برای حرکت به سمت مدرن شدن نوشته‌اند. اگر بخواهیم در مورد ادارات و عملکردشان، خروجی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی سراسر کشور، سیستم بانکی، نظم و قاعده‌مندی، سرانه مطالعه، پاسخگویی و نقدپذیری مسئولین، گردش نخبگانی، عمق‌نگری و درازمدت‌اندیشی در تمام سطوح مدیریتی، فساد گسترده، شکاف‌های اجتماعی، پرخاشگری عمومی، فردمحوری بجای سیستم‌محوری در اکثر بخش‌های مدیریتی کلان، سیستم خدماتی در بیمارستان‌ها و مطب‌ها، سرمایه‌گذاری، عقل رسانه‌ای، هنر آسیب‌شناسی، امور تربیتی و خانواده و .... معدلی از رضایت مردم، کارشناسان و حتی خود مسئولان بدست آوریم، بعید است علاقه‌ای به انتشار نمره آن داشته باشیم.
شب و روز هم برای برون‌رفت از این نابسمانی‌ها سخنان و راهکارهای بی‌شماری ارائه می‌گردد. اما به نظر می‌رسد که تا یک مساله اساسی حل نشود، تا هزار سال دیگر هم با حضور هر ایدئولوژی و تفکری بر سر حاکمیت ایران، سایر مسائل حل نخواهد شد.
امام علی علیه‌السلام در نامه خود به مالک اشتر نکته مهمی را گوشزد می‌نماید:
"با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می‌آورد و آن نظم و آیین که مردم ‌پیش از تو بر پای داشته‌اند".
در واقع قرار است اهل دانش و علم مشکلات به نظام در آمدن یک جامعه را حل کنند.
اما مشکل اینجاست مملکتی که نوابغ و نمره اول‌های آن در گذشته به سمت مهندسی و رشته‌های ریاضی-فیزیک گرایش داشتند و امروز همگی به سمت تجربی و پزشک شدن هجوم می‌برند، چگونه می‌خواهد مسائل خودش را حل کند؟ در فرهنگی که راه ساختن خود(انتخاب بر مبنای آینده خود) بر راه ساختن جامعه فراگیرتر است، آیا این همه نابسامانی سامان می‌یابد؟
مملکتی که احتیاج به هزاران متخصص و نابغه در علوم سیاسی، هنر، جامعه‌شناسی، ده‌ها رشته مدیریتی، امورتربیتی و خانواده، جرم‌شناسی، فلسفه و سایر رشته‌های انسانی دارد، چرا مجبور نشود برای تمام کارهای مدیریتی کلان خود از پزشک اطفال و مهندس راه و ساختمان و... استفاده کند؟ باهوش‌ترین‌ها و پرتلاش‌ترین‌ها مهندس و پزشک می‌شوند، به همین دلیل هم برای پست وزارت خارجه هم تا سال‌ها یک پزشک وزیر بود! در حالیکه در کشورهای توسعه‌یافته، وزیر بهداشت هم پزشک نیست! مگر کسی که متخصصی عالی در کبد است لزوما بلد است حتی مطب خود را به درستی مدیریت کند؟ چه رسد به دستگاه عظیم و پیچیده یک وزارت‌خانه را.
کرسی‌های تخصصی علوم انسانی در کشورهای توسعه‌یافته، خیلی قبل‌تر از ما پا گرفته و رشد نموده‌اند مثلا کرسی‌های تخصصی علوم سیاسی در دانشگاه‌های سوئیس، فرانسه و ایالات متحده سابقه‌ای بیش از سایرین داشته و از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای  برخوردار است.
برای مثال انجمن علم سیاست آمریکا چهل و دو رشته نظام‌یافته را با روش‌ها و عناوین متفاوت برای این علم معرفی کرده است.
جالب است بدانید نه تنها در مدیریت و سایر رشته‌های علوم انسانی، بلکه در رشته اخلاق ده‌ها کرسی دکترای اخلاق برپاست که مثلا سهم کشاورزی سه دکترای اخلاق کشاورزی است! پزشکی نیز به همین شکل. به عبارت دیگر افراد در آنجا دکترای اخلاق پزشکی با گرایش بیمارستانی می‌گیرند!
شاید به همین دلیل است وقتی به کشورهای توسعه یافته سفر می‌کنیم، در موارد بسیاری انقدر شیفته رفتار آنان می‌شویم. البته به هر میزان که عده‌ای به فکر ساختن کشور بوده‌اند نه ساختن خود، حرکت رو به جلو داشته‌ایم اما بسیار کم.
در آمریکا مهم نیست که ناسا پر باشد از مهندس‌ها و نوابغ ایرانی و پاکستانی و هندی، بلکه مهم است که نخبگانی داشته باشند که ساز و کاری بچینند که ناسا داشته باشند و نوابغ دنیا را به خدمت گرفته و مدیریت کار را به عهده بگیرند.
حالا همه نمره الف‌ها و پر تلاش‌ترین‌ها هجوم ببرند به رشته تجربی و منتظر باشند هزاران نابغه متخصص از آسمان ببارد و در تمام رشته‌های انسانی سرمایه‌ها و استعداد‌های کشور را مدیریت کند!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان