کد خبر: ۱۱۵۹۹
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۵-29 August 2019
اندیشه های مارکس در دفاع از حقوق کارگران و زنجبران بشردوستانه و برای خیر و سعادت بود ولی افراط در مارکسیسم زیان های بسیاری برای کشورهای تابع نظام سوسیالیستی بوجود آورد.
زمان ساسانیان هم قیام سوسیالیستی مزدک موجب فقر عمومی و ویرانی قنوات و اراضی و ضعیف شدن کشور شد.

انتقادات بشرح زیر است:

۱.پیش فرض غاصبانه بودن سرمایه نادرست است.خیلی از سرمایه های افراد مشروع است .نمونه آن همین ارزش مالکیت فکری نرم افزار و برندهای تجاری و علائم و اختراعات و شرکت های تجارتی است که در اثر کوشش و حسن مدیریت به ثروت های افسانه ای رسیدند ولی رقیبان آنها با همان تعداد کارگران ورشکست شدند.

اگر ارزش فقط ناشی از کار کارگران است چرا دو بنگاه اقتصادی مشابه با کارگران یکسان یکی بسرعت شهرت تجاری یافته و ارزش سهامش سر به فلک می کشد و دیگری ورشکسته می شود؟
اگر نگاهی به علامت تجاری کوکاکولا و شرکت بنز و تویوتا و میکروسافت و اپل و سامسونگ بیندازیم می بینیم مدیریت خوب و دانش محوری موجب رونق آنها و پیروزی بر سونی و  نوکیا و رقیبان دیگر شد نه کار کارگران

برای یک حقوقدان و فقیه اصلا موجه نیست که اصل دزدی و نا مشروع بودن هر سرمایه را قبول نماید.خداوند انسان ها را از جنس واحد خلق نکرده و برخی  با علم و نبوغ و خلاقیت از بقیه افضل اند عالم و جاهل یا انسان نیکوکار و بدکار یکی نیستند.ترزق من است بغیر حساب


۲.نظریه ی ارزش کاربنیاد سست است . ارزش مبادله ای غیر از ارزش کار است و قیمت بازار بر اساس ارزش تجاری است است. 

۳.منابع ثروت فقط بر اساس کار کارگر نیست ‌بلکه منابع تولید شامل طبیعت و سرمایه و مدیریت و دانش محوری و تبلیغات است.

اگر ارزش کار ملاک باشد چرا خرمای عراق و پنبه مصر در کشورهای دیگر چند برابر است؟ حمل و نقل و تجارت و انبارداری و مدیریت صادرات و واردات موجب ارزش افزوده می شود.

مارکس در پاسخ این انتقاد می گوید سرمایه و طبیعت توسط سرمایه دار چپاول شده و سرمایه دار خودش متلک سرمایه نیست.سرمایه قبلا ازراه رانت خواری یا زمین داری و فیودالیته یا رقابت و بهره کشی انباشت شده وریشه سرمایه هم در کار است‌طبیعت هم متعلق حق همگانی است نه فقط سرمایه دار.

۴.ارزش مبادله ای معمولا در جریان داد و ستد تابع عوامل بازار است و خریدار و فروشنده با نگاه به ظاهر کالا پی به ساعت کار مصرف شده در آن نمی برند.


۵. در خلال مبادله فروشنده سعی می کند به قیمت گران تر بفروشد و خریدار سعی می کند به قیمت ارزان تر بخرد ودر نتیجه ممکن است خریدار ممکن است بالاتر از ارزش واقعی کالا رابخرد 

۶. اگر ارزش کالا تابع کار و بازار کار بشود ؛پس چرا کار کارگر در جریان رقابت بالا نمی رود؟ چرا سرمایه داران برای دستیابی به کار با هم رقابت نمی کنند تا ارزش کار بالا تر برود؟ چرا این رقابت منجر به بهره کشی بشود؟
چیزی که الان شاهدیم اتحادیه های کارگری بااعتصاب نوعی حق حبس اعمال می کنند تا کارفرما مجبور بشود امتیازات بیشتری به کارگر بدهد.قانون کار رسما حق اعتصاب را برای کارگران شناسایی نموده تا از ارزش کارشان دفاع کنند و بااین روش دموکراتیک مشکل نظام بهره کشی حل می شود.

 محمدطاهر کنعانی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان