کد خبر: ۱۱۳۹۷
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۱-21 August 2019
در ابتدا واژه‌هایی از گویش‌های گوناگون زبان‌های تالشی و تاتی آورده می‌شود و بعد به ریشه واژه «اَژدَها» خواهیم رسید.

آژدَهو – âždâho: اَژدَها، مار بزرگ و زهردار (گویش شمالی زبان تالشی، در گویش شمالی زبان تالشی صدای «آ ā» تبدیل به صدای «اُ o» می‌شود) 

ژای žây: زدن (گویش شمالی زبان تالشی) 

آژای âžây: زننده، کسی که می‌زند (گویش شمالی زبان تالشی)
 
گاو، گَو gâv: دهان (گویش شمالی زبان تالشی) 

هو ho:گُشاد، پهن، عریض (گویش شمالی زبان تالشی) 

مُر mor: مار، انواع مارهای معمولی کوچک و بزرگ (گویش شمالی زبان تالشی)

مُرَه mora: موش (گویش شمالی زبان تالشی) 

کِم kem: کِرم، کرم خاکی  (گویش شمالی زبان تالشی) 

اَژدِقا aždeqā: اژدها (گویش جنوبی زبان تالشی، فومن) 

اَژدِقا جو aždeqā ju: نام قدیمی روستایی بین فومن و گِشت رودخان 

گَه ga؛ دَن dan: دهان (گویش جنوبی زبان تالشی ، ماسال ، فومن) 

اَژدُو aždū؛ اَژدُویی aždūi: اَژدَها ( زبان تاتی «آذری کهن» روستای کرینگان، آذربایجان شرقی) 

هِرو heru: گُشاد، پهن (زبان تاتی روستای کرینگان) 

گاو gâv: دهان (زبان تاتی روستای کرینگان) 

مُر mor‌: مار، انواع مار (زبان تاتی روستای کرینگان) 

کیرِم kirem: کِرم، کرم خاکی (زبان تاتی روستای کرینگان)
 
هُر hōr: دشت (زبان تاتی روستای گلین قیه، آذربایجان شرقی)
 
مُر mor: مار؛ مُرَه mora: موش (زبان تاتی روستای گلین قیه)
 
اَجدِها ajdehā: اژدها (زبان تاتی روستای درو dǝrav ، خلخال) 

دان dān: دهان (زبان تاتی روستای درو، خلخال) 

گَر gar؛ دان dān: دهان (زبان تاتی گویش کلور ، خلخال ) 

دُن don: دهان ( زبان تاتی گویش تاکستان، قزوین) 

دان dān: دهان (زبان تاتی گویش روستای وَفس، استان مرکزی)
 
اَژدِرها ažderhār؛ هَشتَر haštar: اژدها (زبان تبری ، مازندران) 

دِهون dehun: دهان (زبان تبری، مازندران)
 
وِلا velā؛ ایلا، ایلار ilā ، ilār: گُشاد، پهن (زبان تبری، مازندران) 

اَژدَها: اژدرها، مار بسیار بزرگ، در افسانه‌های قدیم مار بسیار بزرگی بوده که از دهانش آتش بیرون می‌آمده و آن را با بال‌های بزرگ و چنگال‌های قوی و دُم‌دراز مانند دُم مار تصویر می‌کردند‌، شاعران اسب قوی و درشت‌اندام را به آن تشبیه کرده‌اند. و نیز اژدها یا اژدهای فلک: یکی از صورت های فلکی شمالی است به شکل اژدها که به عربی تنین می‌گویند. (فرهنگ فارسی عمید، ص 112). 

دَهانَه: دهان‌مانند، آنچه که شبیه به دهان باشد، مثل: دهانه مشک، دهانه غار، دهانه قنات. (فرهنگ فارسی عمید ، ص 620).

باید توجه داشت که قسمت دوم واژه‌هایی مانند گل‌دان، نمک‌دان، قن‌دان، و ... نیز ریشه در واژه «دان = دهان» دارد؛ چرا که این‌گونه وسیله‌ها باید حالتی دهان‌مانند داشته باشند تا بشود درون آنها چیزی گذاشت و یا ریخت. (دهان، دَهن، دان، دَن). 

اژدها aždahā: نام مار افسانه‌ای بسیار بزرگ که از زبانش آتش بیرون می‌آمده ، اژدرها هم نوشته‌اند. 

مثال از سعدی:
گرچه کسی بی‌اجل نخواهد مُرد/ تو نرو در دهان اژدرها

اژدر‌دهان aždardahān: گُل میمونی (فرهنگ واژه‌های کُهن در زبان امروز آذربایجان، محمدرضا شعار، نشر بلخ، چاپ اول 1378، ص 21). 

در زبان اوستایی نیز اژدها به صورت «اَژی دهاکَه ažidahāka» و «اَژَی ažay» آمده است. 

با توجه به تمامی واژه‌هایی که آمد، احتمالا واژه کُهن «اژدها» این تغییرات را در طول زمان پشت سر گذاشته است: 
اَژی دان ها ažaydānhā 
اَژی دَن ها ažaydanhā 
اَژی دَها ažaydahā 
اَژدَها aždahā 

در واژه «اَژدَها» به احتمال «اَژ» کوتاه‌شده «اَژَی » و «دَ» کوتاه‌شده «دَن، دان» می‌باشد. در نتیجه با توجه به واژه‌هایی که آمد و با توجه به ماهیت و ویژگی‌های این حیوان «اَژدَها، اَژدَهو»  می‌توان معنای آن را این‌گونه در نظر گرفت:  
اَ a (تکواژ اشتقاقی صفت فاعلی‌ساز) + ژَی žay (زدن) + دان dān (دهان) + ها، هو hā  ho (گُشاد، پهن) = زننده دهان‌گُشاد؛ مار دهان‌گُشاد زننده؛ ماری که دهان گُشادی دارد و نیش میزند. 

اَژَی دان ها - اَژی دَن ها - اَژَی دَها - اَژدَها = زننده دهان گُشاد. 

نویسنده:ضیاء طرفدار

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان