کد خبر: ۱۱۲۸۷
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۱۷-15 August 2019
عمق نظريه وبر بر «كنش اجتماعي» و «عقلانيت» استوار است. كنش همان رفتار افراد است. 
تقسيم‌بندي ماكس وبر از «كنش» بر حسب گذشته تاريخي: 

 كنش سنتي: مبتني بر يك گذشته سنتي يا آداب و رسوم و عادات باشد. رفتارهاي مبتني بر آداب و رسوم و سنت. 

 كنش عاطفي يا احساسي: كنشي كه در آن فرد رفتار خود را برپاية احساس و عاطفه بنا مي‌كند نه برپايه عقل و هدف (گريه كردن) 

 كنش معقولانه معطوف به ارزش : كنشي است كه فرد برپايه يك نظام ارزشي قصد دستيابي به يك رفتار عقلاني و هدفمند را دارد. (گذشتن از جان در راه وطن) 

 كنش معقولانه معطوف به هدف: كه فرد سعي مي‌كند برپاية ابزارهاي معقول و منطقي به اهداف معقول خود برسد. (پيشروي در جبهه جنگ تا مرز شهادت نه خود شهادت) 

اگر در يك جامعه كنش سنتي باشد نوع «اقتدار سنتي» است، اگر در يك جامعه «كنش عاطفي و كنش معقولانه معطوف به ارزش» باشد نوع اقتدار «كاريزماتيك يا فرهمندي» است و اگر كنش يك جامعه «كنش معقولانه معطوف به هدف» كه بهترين كنش است اقتدار بصورت «عقلاني يا هدفمند» است.  
 
بوروكراسي: 

وبر بروز «بروكراسي يا ديوانسالاري» را در سايه «عقلانيت» يك جامعه مي‌داند كه در نهايت به يك «قفس آهني» براي جامعه ختم مي‌شود. 
 
 نمونة آرماني:
 
يك ابزار مقايسه و غيرواقعي در جامعه است. اين ابزار مي‌تواند واقعيتهاي عيني موجود در جامعه را بازتوليد كند. در همة علوم نيز اين نوع از نمونه مي‌تواند وجود داشته باشد. در جامعه‌شناسي اين نوع نمونة آرماني مربوط به پديده‌هاي اجتماعي موجود در جامعه مي‌شود. از طريق اين نمونه آرماني مي‌توانيم به مقايسه بپردازيم. به عبارتي ديگر هماننديها و انحرافات موجود در واقعيت‌هاي جامعه با اين مقايسه آشكار مي‌شود. 

نمونة آرماني يك ابزار مفهومي تحقيقاتي است. 
 
ويژگي يك نمونة آرماني: 

الف) ويژگي تاريخي، ب) عناصر انتزاعي از واقعيت، ج) بازسازي عقلايي يك نوع رفتار خاص 
 
 جامعه‌شناسي تفهمي يا تفسيري: 

انسان بعنوان يك موجود جاندار داراي احساساتي است كه در شرايط مختلف فرق مي‌كند و از انجام هر كاري هدف و منظور دارد. در اين روش محقق براي فهم از كنش ديگران، خود را جاي كنشگر قرار مي‌دهد تا هدف او را متوجه شود. 

از نظر وبر دو نوع علم داريم: 

علم طبيعي
 علم اجتماعي 

دوركيم مي‌گويد رفتار اجتماعي مانند رفتار طبيعي بايد قوانين  ثابتي كه بتواند رفتارها را تحليل كند باشد، اما وبر قبول ندارد و مي‌گويد علوم اجتماعي انسان را مورد بررسي قرار مي‌دهد و رفتارهاي انساني از هيچ قانوني قابل پيش‌بيني نيست. هم موضوع علوم و هم قوانين موجود در اين علوم و هم روشهاي موجود با هم متفاوت است. در علوم طبيعي افراد مي‌توانند ارزشهاي خود را در تحليل پديده‌ها بكار ببرند، اما در علوم اجتماعي محقق حق ندارد غير از انتخاب موضوع ارزشهاي خود را بكار گيرد. 
 
 تعريف قدرت، طبقه، منزلت از ديدگاه وبر: 

طبقه؛ دسته‌اي از انسانها را دربر مي‌گيرد كه داراي سه ويژگي اصلي باشند: 
در تركيب زندگي شخصي خود يك عنصر علّي (عنصر تعيين‌كننده) مشترك وجود داشته باشد.  
اين عنصر بوسيله منافع اقتصادي و فرصتهاي كسب درآمد يا تصاحب كالا و خدمات بازنمود مي‌گردد. 
همچنين مي‌تواند در شرايط توليد كالا يا بازار كار متجلي گردد.  

منــزلت: پايگاه و جايگاه افراد كه مطابق با معيارهاي مختلف قابل تعريف است منزلت اجتماعي مي‌باشد. نام ديگر منزلت اجتماعي «فخر اجتماعي» است. 

قــدرت: قدرت يعني توانايي تحميل ارادة خود بر ديگران، عليرغم مقاومت آنها.  

از ديدگاه وبر اين سه عامل (طبقه، منزلت، قدرت) دسته‌بنديها يا طبقه‌بنديها يا قشربندي در جامعه است كه طبق اين معيارها جامعه به دو طبقة «مسلط» و «تحت سلطه» و «دارا» و «ندار» تقسيم نمي‌شود.  
 
 فرق بين روش تفهمي و نمونة آرماني چيست؟ 

روش تفهمي روشي براي درك رفتارها و كنشهاي اجتماعي است، اما نمونة آرماني يك ابزار تحقيقاتي است. 
 
منبع این مطلب: http://jaafari.blogfa.com
(خلاصه نظریات جامعه شناسی دکتر امانی)

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان