کد خبر: ۱۱۲۸۶
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۱۵-15 August 2019
مارگارت مید
هدف این بررسی پیمایشی مطالعه تفصیلی ویژگی هایی است که سه اجتماع ابتدایی در اقیانوسیه؛
 آراپش ها

موندوگمورها

 شامبولی ها

به شخصیت هر جنس(مرد و زن) تخصیص می دهند.

نزد آراپش ها ویژگی های شخصیتی مردان و زنان از دیدگاه خانوادگی که نگاه کنیم به نظر ما ویژگی های مادرانه است و اگر از دیدگاه جنسی بنگریم ویژگی های شخصیتی هردو جنس زنانه اند. پسربچه ها و دختر بچه ها از همان سنین خردسالی حس همبستگی و احتراز از نگرش های پرخاشگرانه و نیز توجه کردن به نیازها و امیال دیگری را یاد می گیرند. نه مردان و نه زنان آراپشی رابطه جنسی را قدرت نیرومندی که برده ان باشند احساس نمی کنند.

موندوگمورها از هردو جنس برعکس طبعی خشن و روابط جنسی تهاجمی و پرتوقع دارند. هیچ خصیصه ای نزد آنان لطیف و مادرانه نیست. خلق و خوی آنان از نوعی است که ما سرکش و خشن تعبیر می کنیم.

نه اراپشی ها و نه موندوگمورها نیازی نداشته اند که میان جنس ها تفاوتی برقرار کنند. آرمان اراپشی مردی است ملایم و حساس که با زنی که او نیز ملایم و حساس، ازدواج کرده است. در حالی که برای موندگمورها مرد ایده آل مردی است خشن و پرخاشگر که با زنی که او نیز خشن و پرخاشگر، ازدواج کرده است.

شامبولی ها در عوض تصویری وارونه از آنچه در جامعه ما می گذرد ارایه داده اند. نزد انان زن شریک مسلط است. او چهره ای مصمم دارد و کشتی ران اوست. مرد جنس ضعیف تر و عاطفی تر است. 

 از چنین مقابله ای نتایج دقیقی به دست می آید. اگر ما برخی از نگرش ها را به طور سنتی طبعی زنانه می دانیم نظیر تاثیرپذیری، حساسیت و علاقه به فرزندان، ممکن است در قبیله ای صفات نوعی مردان باشند و برعکس. بنابراین هیچ دلیلی نداریم که تصور کنیم انها به شکل برگشت ناپذیر با جنسیت فرد تعیین شده اند. و این نتیجه گیری مستند است چون ملاحظه کردیم که شامبولی ها با وارونه کردن نقش ها در عین حال نهادهای پدرتباری را به طور رسمی حفظ کرده اند.

 اکنون حق داریم تاکید کنیم که ویژگی های منش که زنانه یا مردانه توصیف می کنیم اغلب به طور سطحی تعلق جنسیتی دارند، همانند البسه، شیوه های رفتار یا آرایش مو، که هر عصری آنها را به یکی از دو جنس تخصیص می دهد.

وقتی رفتار نوعی مرد یا زن آراپش را با رفتار مرد یا زن موندوگمور مقایسه می کنیم، هریک از آنها به طور قطع نتیجه شرایط اجتماعی اند. برای تبیین این ویژگیهای شخصیتی نمی توان به عوامل نژاد، نوع تغذیه یا گزینش طبیعی که بعضا عنوان می شود متوسل شد. مجبوریم نتیجه بگیریم که سرشت انسان بی اندازه شکل پذیر است و به تکانه هایی که جامعه به او وارد می کند وفادارانه پاسخ می دهد.

منبع این مطلب؛ کتاب تاریخ اندیشه های جامعه شناسی، میشل لالمان، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، جلد دوم، صفحات ۹۰ و ۹۱ است


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان