کد خبر: ۱۱۲۸
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۶-15 November 2017
مسند مديريت از ديدگاه اسلام، امانتي است که به مدير سپرده میشود و او بايد از اين مقام که به عنوان امانت در دست اوست، شديداً مراقبت نمايد و امانت را بر طبق معيارهايش امانت دار باشد.
عصراسلام/امین آصفی:  ديدگاه مديران در نسبت به کاري که انجام میدهند، متفاوت است. يک عده مديريت را براي خود موفقيت و شانس و لقمهی چربي میدانند و سعي میکنند در طول مديريت، حداکثر بهره برداري را به نفع خود ببرند و عده اي نيز مديريت را امانتي سنگين دانسته که از جانب مدير به آنها واگذار شده است و البته حداکثر سعي خود را در حفظ و مراقبت از اين امانت مبذول میدارند. حضرت علي (ع) بعد از آنکه عبدالله بن عباس را والي بصره نمود و وي از بیتالمال استفاده شخصي کرد، نامه اي به اين مضمون براي او نوشتند: «فإنّي کنت أشرکتک في أمانتي و جعل تک شعاري و بطانتي و...»؛ (نهجالبلاغه، نامه 41) من تو را شريک در امانتم (حکومت و زمامداري) قرار دادم و تو را صاحب اسرار خود ساختم. چنانکه مدير چنين نگرشي نسبت به مقام خود داشته باشد، منصب را وظيفه و اعمالش را خدمت به خلق میداند.

مسند مديريت از ديدگاه اسلام، امانتي است که به مدير سپرده میشود و او بايد از اين مقام که به عنوان امانت در دست اوست، شديداً مراقبت نمايد و امانت را بر طبق معيارهايش امانت دار باشد.
همان طور که قرآن کريم بيان میکند: «إنَّ اللّهَ يَأمُرُكُم أن تُؤَدُّوا الأماناتِ إلي‏ أهلِها»؛(نساء، 58) خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش باز گردانيد. برخي در شأن نزول اين آيه نوشتهاند که وقتي رسول اکرم (ص) با پيروزي کامل وارد مکه شدند، عثمان بن طلحه را که کليددار خانه کعبه بود احضار فرمودند و کليد را از وي گرفتند تا درون کعبه را از بتها پاک سازند، پس از انجام اين کار، عباس عموي پيامبر نزد آن حضرت آمد و تقاضا کرد که منصب کليدداري خانه کعبه به او سپرده شود ولي پيامبر(ص) در حالي که اين آيه را تلاوت میکردند، کليد را به عثمان بن طلحه باز گرداندند.
ظاهر اين آيه چنين مینماید که مفهوم «امانت» مفهومي عام است که مشتمل بر همه امانتهاست؛ اعم از مالي و غير مالي ميان مردم و امانت هاي خداوند بر بندگانش، اعم از قرآن و ساير اوامر و نواهي الهي و امانت هاي خداوند که بر عهده زمامداران است؛ چرا که رهبري و پيشوايي نزد زمامداران، امانتي الهي است و آنان مأمورند که حقوق رعيت را ادا کنند و ميان آنان عدالت را جاري سازند. بنابراين آيه مورد بحث بر مفهومي عام دلالت دارد. اگر چه برخي از مصاديق آن ارزشمند و با اهميت تر است، لذا روايت هايي که از طريق شيعه و سني در تفسير امانت وارد شده، در مقام حمل امانت بر مصاديق مهم آن است و نه بيان مفهوم اصلي امانت و در واقع از باب «جري» و «انطباق» است و افاده حصر نمیکند.
رهبري و ولايتي که از جانب خداوند به کسي محول میگردد و يا مردم به شخصي واگذار میکنند، از بزرگترین امانتها میباشد و سنگيني تکليف در آن به مراتب بيشتر است و از آن جهت که از ديدگاه اسلام، مديريت و پستها امانت است لذا در واگذاري مناصب حساس مديريت، معيارها و شرائطي لازم است که از مهمترین آنها «امانت داري» است.
قرآن کريم در موارد متعدد و مناسبت هاي گوناگون امانت در مديريت و امانت داري مدير را گوشزد نموده است. يکي از آن موارد، در داستان حضرت موسي (ع) ديده میشود؛ وقتي حضرت در مبارزه با فرعون، از مصر مهاجرت نمود و در بين راه به سرزمين مد ین رسيد و در آنجا به خاطر خدمت و لطف صادقانه اي که نسبت به دختران حضرت شعيب (ع) انجام داد، محضر حضرت شعيب (ع) رسيد، يکي از دختران حضرت شعيب (ع) به خاطر صداقت و لياقتي که در حضرت موسي (ع) مشاهده کرده بود به پدرش پيشنهاد کرد و گفت: «يا أبَتِ استَأجِرهُ إنَّ خَيرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِيُّ الأَمينُ»؛ (قصص، 26) پدرم او را استخدام کن، زيرا بهترين کسي را که میتوانی استخدام کني آن است که قوي و امين باشد. دختر حضرت شعيب (ع) از نحوه عمل موسي (ع) در آب دادن گوسفندان و طرز کاري که از وي ديد، فهميد که او مردي نيرومند است و همچنين از عفتي که او در گفتگوي با آن دو دختر از خود نشان داد و از اينکه به سبب غيرتش گوسفندان آنها را آب داد و نيز طرز به راه افتادن او تا خانه پدرش شعيب (ع) چيزهايي ديده که به عفت و امانت وي پي برده بود.
در جمله کوتاهي که در آيه فوق از زبان دختر حضرت شعيب (ع) در مورد استخدام موسي (ع) آمده است، مهمترین و اصولیترین شرايط مديريت به صورت کلي و فشرده خلاصه شده است که عبارتاند از: قدرت و امانت. خداوند متعال در اين آيه «امانت داری را از ويژگي هاي يک کارگزار و مدير شايسته برشمرده است. در روايتي آمده است که يکي از ياران پيامبر اکرم (ص) محضر حضرت عرض کرد: «ألاتستعملني»؛ آيا مسئوليتي را به من واگذار نمیکنی؟

حضرت دستي بر شانه او زد و فرمود: «إنّک ضعيفٌ و إنّها يوم القيامه خزيٌ و ندا مه إلاّ مَن أخذها بحقّها و أدّي الذي عليه فیها»؛ تو ضعيف هستي و اين پستها امانت است و روز قيامت مايه رسوايي و پشيماني میگردد، مگر کسي که آن را آن گونه که بايد بر عهده گيرد و وظيفه خود را دربارهاش ادا کند.

يکي ديگر از مواردي که قرآن کريم، به اهميت مسأله تعهد و امانت براي يک مدير اشاره دارد، وقتي است که يوسف صديق (ع) بعد از جريان زندان تحميلي، به مقام شامخ وزارت اقتصاد و دارايي کشور مصر رسيد. ايشان میگوید من میتوانم بودجه مصر قحطي زده را به خوبي فراهم کنم: «قالَ اجعَلني عَلي‏ خَزائِنِ الأرضِ إِنّي حَفيظٌ عَليمٌ»؛ (يوسف، 55) ثروت مصر را در اين سال هاي قحطي زده به من بده، چون هم حافظ منافع مردم و هم آگاه و عالم در اين کار هستم.

همان گونه که ملاحظه شد، قرآن کريم سفارش میکند که کارها را به دست کسي بدهيد که هم بتواند آن کار را از نظر معيارهاي علمي به خوبي انجام دهد و هم پاسدار حقوق مردم باشد. اين دو اصل مهم را همواره در فرهنگ قرآن شاهد هستيم.

قرآن کريم شغل هاي حساس و غیر حساس جامعه را با اين دو اصل مطرح کرده است؛ هم شباني در سينه کوه که از سادهترین شغل هاي اجتماعي است و هم وزارت امور مالي را در کشور وسيعي چون مصر با تخصص و امانت داري ذکر کرده است. بنابراين کوچک و بزرگي پست و مقام نبايد ما را از اين نکته غافل نمايد که مدير شايسته در هر سطحي از مديريت جامعه، بايد واجد دو وصف تخصص و امانت باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان