کد خبر: ۱۱۲۷۷
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۰-15 August 2019
یکی از پرسشی‌هایی که ممکن است در ذهن ما وجود داشته باشد، تفاوت میان ضمیر سوم‌ شخص «وی» و «او»ست.
عصراسلام:
اغلب تصور می‌شود که ضمیر «وی» صورت کهن‌تری باشد و به‌کاربردن آن رسمی‌تر؛ اما باید گفت هردو پیشینه‌ی کهنی دارند و یکی کهن‌تر از دیگری نیست.

درحقیقت، اگر به زمان عقب‌تری، مثلاً به دوره‌ی اوستایی و فارسی باستان، بازگردیم، نیای این‌دو به ستاکِ ضمیریِ ava-/hāu- خواهد رسید. در دورۀ باستانِ زبان‌های ایرانی، ضمایر بسته به نقش و جایگاهشان در جمله به هشت حالت صرف می‌شده‌ و سه شمار (مفرد، مثنی و جمع) و سه جنس (مذکر، مؤنث و خنثی) داشته‌اند؛ ازاین‌رو، برای مثال، ستاکِ ضمیریِ ava-/hāu- روی‌هم به پانزده شکلِ صرفی در متون اوستایی دیده می‌شود (Jackson, 1892: 123; cf. Kent, 1953: 68-69).

در دوره‌ی میانه‌ی زبان‌های ایرانی، یعنی دوره‌ی فارسی میانه (پهلوی)، حالت‌های هشت‌گانه‌ی باستان و شمار و جنس از میان رفته‌اند، و تنها دو صورتِ ōy و awē باقی مانده‌اند. گمان می‌رود که در اوایل دوره‌ی میانه، ōy برای حالت صریح و awē برای حالت غیرصریح به کار می‌رفته است و اولی در فارسی «او» و دومی «وی» شده است (آموزگار و تفضلی، ۱۳۸۲: ۶۸، پانوشت ۱).

مثال برای حالت غیرصریح در دورۀ میانه:
u-š xwēš āfrīn kard, awē-z āfrīn kard
«او خود را آفرین کرد، وی را نیز آفرین کرد.» (کتیبۀ شاپور سکانشاه در تخت‌جمشید، شمارۀ ۱، cf. Gignoux, 1972: 13; Nyberg, 1964: 126-127)

مثال برای حالت صریح در دورۀ میانه:
pas kē tigr ō ān cēdāg abganēd ōy dast nēw
«پس هرکه تیر بر آن چینه افکَنَد، او نیو دست است.» (تحریر پهلوی کتیبۀ شاپور در حاجی‌آباد، Nyberg, 1964: 122-123).

به بیانی ساده‌تر، ضمیر «وی» بازماندۀ صورتِ awē در فارسی میانه است و ضمیر «او» بازماندۀ صورتِ ōy.
در فارسی نو، هر دو ضمیر باقی مانده‌اند، ولی تمایز دستوری ندارند؛ بااین‌همه، آگاهان به این موضوعْ «او» را در حالت فاعلی یا در جایگاه فاعل به‌ کار می‌برند و «وی» را در حالت‌های غیرفاعلی.

مثال برای حالت فاعلی در فارسی نو: «او به خانه آمد.»
مثال برای حالت غیرفاعلی درفارسی نو:
«گروهی وی را دیدند که به خانه می‌رفت.» / «پلیس مدارک و اسناد را به وی تحویل داد.» / «از وی پرسیدم.»

بااین‌حال، ازآنجایی که فارسی نو لزوماً از قواعد دستوری فارسی میانه پیروی نمی‌کند، به‌کاربردن این‌دو به جای همدیگر غلط نیست و چه بسا شواهد فراوانی نیز وجود داشته باشد؛ بنابراین، نگارنده در پی تجویز قاعده‌ای دربارۀ این دو ضمیر نیست و در این یادداشتِ کوتاه صرفاً پیشینۀ آن‌ها را یادآوری کرده است.


نازنین خلیلی‌پور

منابع
آموزگار، ژاله و احمد تفضلی (۱۳۸۲). زبان پهلوی. تهران: انتشارات معین.
Gignoux, Ph. (1972). Glossaire des inscriptions Pehlevi et Parthes. CII. Suplementary Series. Vol. I. London.
Jackson, A. V. W. (1892). Avesta Grammar and Reader. Stuttgart: W. Kohlhammer.
Kent, R. G. (1953). Old Pedrsian. New Haven & Connecticut: American Oriental Society.
Nyberg, H. S. (1964). A Manual of Pahlavi. Wiesbaden: Otto Harrossowitz.

منبع: سایت خواب گرد
khabgard.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان