کد خبر: ۱۱۲۱
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۱-13 November 2017
هزار سال پیش که غزالی، دانشمند بزرگ اهل سنت به سبک فلاسفه غربی عصر مدرن به فلسفه یونانی- اسلامی تاخت، شاید گمان نمی‌کرد که ستیز بر سر آنچه مدافعانش «فلسفه اسلامی» می‌خوانندش، متفکران شیعه را دچار شقاق و جدال تاریخی بکند.
هزار سال پیش که غزالی، دانشمند بزرگ اهل سنت به سبک فلاسفه غربی عصر مدرن به فلسفه یونانی- اسلامی تاخت، شاید گمان نمی‌کرد که ستیز بر سر آنچه مدافعانش «فلسفه اسلامی» می‌خوانندش، متفکران شیعه را دچار شقاق و جدال تاریخی بکند. شش قرن پس از غزالی، صدرای شیرازی جدال فقیهان و فیلسوفان شیعی را یک گام پیش‌تر برد و ما اکنون 400 سال است که به این جدال خاتمه نداده‌ایم. طرفه آنجاست که بسیاری از فیلسوفان صدرایی شیعه، فقیه نیز بوده‌اند. در همین زمانه خودمان؛ امام خمینی، آیت‌الله رفیعی قزوینی، آیت‌الله الهی‌قمشه‌ای، علامه طباطبایی و علامه جعفری (که این روزها سالروز وفاتشان است)، آیت‌الله منتظری، آیت‌الله جوادی‌آملی و آیت‌الله سید جلال‌الدین آشتیانی.
این جدال تا جایی پیش رفته که امروز خیلی‌ها گمان می‌کنند فقیهان ضد فلسفه شیعی اساسا با هرگونه مشرب عقلی سر ستیز دارند و جدال فقیهان و فیلسوفان شیعه به صورت جدال عقل و ضد عقل جلوه داده می‌شود. اما آگاهان می‌دانند که ابزار فقیهان برای تفقه، دانش عقلی-عرفی اصول فقه است که در دقت‌های عقلی واقع‌نگرانه از فلسفه اسلامی پیشتازتر است و کارکردهای اجتماعی آن نیز در برابر فقدان یا نحافت رویکرد اجتماعی فلسفه صدرایی بسیار چشمگیر است.
دانش فلسفه اسلامی (اگر بر خلاف برخی مخالفانش بپذیریم که چنین دانشی امکان و وجود دارد) امروزه تلفیقی (اگر نگوییم التقاطی - اختلاطی) از مباحث فلسفی یونان باستان، ایران باستان، متون اصلی دین اسلام و ذوق و سلیقه و شهود فردی فلاسفه اسلامی است. همین تلفیق و ترکیب است که مخالفان و منتقدان را نه از منظر غزالی، بلکه از منظری کاملا شیعی (که اهل بیت معصومین را فصل‌الخطاب درک شریعت می‌دانند) به التقاطی بودن و بالتبع رهزن بودن آن سوق داده است.
حال بنگریم به دعوایی که چند سال است در جامعه ما بر سر اسلامی کردن علوم انسانی در جریان است. در این دعوا بسیاری از آنان که خواهان اسلامی کردن این علوم هستند خود از مدافعان ترکیب و اختلاط صدرایی در فلسفه به شمار می‌آیند. این دعوای جدید که فقیهان بسیاری هنوز وارد آن نشده‌اند، بی‌شباهت به جدال 400 ساله بر سر ابتکار ملاصدرا نیست. اما چرا به ظاهر رفتاری یک بام و دو هوا می‌نماید؟
گمان می‌کنم آنچه امروزه می‌توان به عنوان نقطه عطف این جدال دانست، کارکردها و اثرگذاری‌های اجتماعی هر یک از این نگرش‌هاست. واقعیت آن است که با وقوع انقلاب اسلامی و عملی و اجرایی شدن نظریه ولایت فقیه، فقه به مدت چهار دهه در یک امتحان بزرگ عملی از منظر کارکرد و کاربست اجتماعی‌اش قرار گرفته، قدرت‌نمایی فعالانه کرده و به تدریج خود را با شرایط جدید وفق داده است. اما فلسفه اسلامی در دهه‌های پیش از انقلاب در مصاف با فلسفه‌های مهاجم موضع انفعالی و واکنشی داشت و چندان قادر به دیالوگ و به‌روزرسانی کاستی‌هایش نبود. این موضع انفعالی در دهه‌های اخیر نیز در قالب جدل‌های کلامی استمرار یافت.
شاید به همین دلیل است که امام خمینی به عنوان یکی از مهم‌ترین استادان فلسفه اسلامی در پایان عمر خود خطاب به عروس کوچکش که دانشجوی فلسفه بود، گفت که از «حجاب فلسفه» بگذرد تا «چراغ فطرت»ش به خطر نیفتد و به نوه‌طلبه‌اش شیخ مسیح بروجردی نیز گفت که فقه را بیشتر از فلسفه اسلامی دوست دارد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان