کد خبر: ۱۱۱۵۲
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۸-12 August 2019
تا قبل از مغول، مرجع تأییدِ بلامُعارضِ حکومتِ ترکان، خلفای بغداد و علمای اهل سنت بوده‌اند.
 در اینجا، پادشاه بعد از استقرار بر تخت مهان و بر سر گذاشتن کلاهِ کیان، مرجعیت دینی را مزاحم تشخیص داده و از اینکه عناصری از آنها گاه‌گاه مرجع مظلومیت مردم قرار گیرند، برمی آشوبد و می‌خواهد سلطه سیاسی خود را بر کسانی که قاعدتاً وجودشان لازم و ملزوم نظام سیاسی است، اعمال کند. 

به همین جهت، مقام موبدی را نیز به خود تخصیص میدهد و دامنه سلطه سیاسی را می گستراند، همچنانکه در قوانین اساسی پاره‌ای از کشورهای اسلامی، پادشاهان هنوز هم از نظر دینی مرجع و اميرالمؤمنين هستند، در قانون اساسی مراکش این امر تأکید شده است و در عربستان نیز شاهد گونه دیگری از آن هستيم، همچنین در اردن.
مسئله تمرکز و گسترش قدرت و انحصارطلبی ربطی به متغیرهای اخلاقی حاکم سیاسی ندارد، این امر به ماهیت قدرت بستگی دارد. 

اگر ابزارهای جدی ساختار اجتماعی - اقتصادی، فرهنگی نتوانند در مقابل گسترش و تمرکز قدرت منع عملی ایجاد کنند. این تمرکز تا مرحله نهایی و فساد پیش می رود. قدرت سیاسی متکی به ارتش پایگاه اجتماعی خود را دارد و فاقد ساختار تحديد کننده آن است. در پی انواع انحصارهاست که قدرت دینی نیز جلب و جذب و گاهی نیز تسليم بلا شرط قدرت سیاسی می شود. در این تصویر مبتنی بر واقعیت، قدرت سیاسی خود را چراغ هدایت جامعه میداند – قدرتی که دست بدیها را کوتاه می کند و روانها را به سوی روشنی هدایت می نماید. 

 البته از آنجا که جامعه ایرانی معتقد است باید کسی جامعه را از بالا اصلاح کند، پادشاه نیز به این اقدام دست می زند و مردم نیز این انتظار را از او دارند البته و صد البته روانها زمانی به سوی روشنایی حرکت خواهند کرد و دستها زمانی از بدی کوتاه خواهند شد که مکانیسم این عمل از داخل خود جامعه بجوشد و از جانب الگوهای روابط جمعی و فرهنگ عمومی جامعه حمایت شود. این امر، شخصی نیست که شخص خاصی آن را عهده دار شود؛ این پدیده، امری اجتماعی است و هدایت آن نیز به دست اجتماع ممکن است. 

 تاریخ ما که حکایتی بس طولانی از داستان اصلاحات از «بالا» است، حکایتی است از واقعټنی ناموفق. قهرمان سیاسی داستان فردوسی مدعی است که جلوی هرگونه تخلفات را خواهد گرفت. تخلفات فقط زمانی به طور نسبی ریشه کن می شوند که اجبار بدون قید و شرط یا قدرت سیاسی، اولا، از حمایت جامعه مدنی برخوردار باشد؛ ثانیا، هماهنگ با جامعه مدنی عمل کند؛ ثالثا ، حقوق و اجرای آن به صورت خودجوش از جامعه مدنی بتراود؛ و رابعأ، قدرت سیاسی به حمایت و راهنمایی جامعه مدنی به اجرای قوانین مشغول گردد. در هر صورت تصویری که از فردوسی داریم، حکایت واقعیتی است از آنچه در ایران می گذشته: پادشاهی که همه کاره است و مردم نیز این همه کارگی را، که متناسب با فرهنگ همه فن حریفیِ شیخِ قبیله است، از وی می‌خواهند.

 نخست آلتِ جنگ را دست برد
در نام جستن به گردان سپرد
چو خفتان و چو تیغ و بَرگستوان 
همه کرد پیدا به روشن‌روان
بدین اندرون سال پنجاه رنج
ببرد و از این چند بنهاد گنج.


جامعه‌شناسیِ خودکامگی، تحلیلِ جامعه‌شناختیِ ضحاکِ ماردوش؛ دکتر علی رضاقلی؛ نشرنی؛ ۱۳۹۷


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان