کد خبر: ۱۱۰۹۴
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۵-10 August 2019
چه دليلي براي گراميداشت روزي و شغلي وجود دارد كه اين شغل، جايگاه خودش را از دست داده و ديگر كسي تره هم خرد نمي‌كند كه اصلا خبرنگار كيست
 ، چه كار مي‌كند و چرا وجودش در يك جامعه مهم و به نفع خودِ آن جامعه است؟ سوزن اول را كه به خودمان بزنيم، اين «يك پول شدن سكه خبرنگاري»، خودكرده است؛ ما روزنامه‌نگارها، قاطي فساد شديم، دچار كبر و غرور شديم، پاي‌بند شرافت شغلي‌مان نبوديم، به خاطر پول، رفتيم براي اين و آن حزب و جريان كار كردن و دست آخر اين شد كه اگر كسي پيدا شود و بخواهد صداي‌مان كند، مي‌گويد: «هي! ماله‌كش!».
ماله‌كشي هستم كه در سه ماه اول سال 98، به مسافركش، تغيير پوزيشن شغلي دادم، بس كه پهلوي اين و آن مدير رسانه‌اي رفتم و شنيدم كه در باتلاق قيمت كاغذ، خبرنگار بايد در ضررِ كار رسانه‌اي شريكِ مديرش شود! اما در ديدارهاي كوتاه توي پرايد قرضي و جدال با ترافيك و جوش آوردن ماشين و استفاده از ويز و سر و كله زدن با مسافران، فهميدم كه ديگر همان حلقه آخر هم شكسته و اصلا چيزي به نام شغل خبرنگاري در اتمسفر مسافرانم وجود ندارد. خالي‌ست اين جايگاه و طبعا كه اين جاي خالي، پر شده با خبرهاي دوزاريِ تلگرامي و اينستاگرامي و توييتري. 
جفايي كه به ما شد اما محدود به فعل خود ما نبود. 92 كه يادمان نرفته؟ رسانه‌ها و شغل خبرنگاري نه فقط به جايگاه خودش برنگشت كه وضع بدتر شد. مديران غريبه با مطبوعات از ما، «توليدكننده محتوا»، «ران‌كننده» و «پوش‌كننده» با جيره و مواجب ساختند كه ديديم و البته ديديم كه مردم چطور مچ دست‌مان را باز كردند كه فلاني خبرنگار نيست، وابسته به اين است و خرجش را آن يكي مي‌دهد. در اين قحطي امنيت شغلي، ما چرا خودمان را اين‌قدر ارزان فروختيم كه حالا قيمت‌مان از فلان توييتري ارزان‌تر شده؟ ما نردباني بوديم كه از ما بالا رفتند و درست وقتي كه به پشت بام رسيدند، انداختندش پايين. حالا اين پايين هستيم. در بيرون، ماله‌كش و در داخل، نامرئي و ناديده.
حاشيه‌اي كه ما به آن رانده شديم، جايِ ناجوري‌ست؛ مي شود هر كاري در اين جا كرد، مي‌شود از اين و آن اطلاعات گرفت و در دشمني با آن و اين، خرجش كرد. 
حاشيه‌اي كه ما به آن رانده شديم، پايين‌ترين‌شان ما در تاريخ مطبوعات ايران است؛ جايي كه رسانه ملي، عملا ما را جاسوس خطاب مي‌كند و مردم، باورمان ندارند. 
اين حاشيه، اما حاشيه امني براي فساد است. جايي ست كه در آن، مي‌شود هر خبر هولناكي را با شل كردن سر كيسه و به مدد خبرهاي بي‌ضررِ لايك‌خور، به محاق برد و خفه كرد. حالا آن بيرون هم كه بوديم، كار خاصي نكرديم اما در روزگاري كه ديگر مردم ما را نمي‌خوانند، خبر راست را كي و كجا و چطور مي‌شنوند؟ مسافران يكي يكي سوار پرايدم مي‌شدند، خبرهاي روز را از توي گوشي مي‌خواندند و وقتي سوال مي‌كردم منبع خبرت كجاست، در جوابم با لبخندي عاقلانه مي گفتند: «شما رانندگيتو بكن! از اين ماله‌كش‌ها چيزي درنمياد».

سعید برآبادی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان