کد خبر: ۱۱۰۸۲
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۰-10 August 2019
درونمایه های اصلی فرویدیسم عبارتند از، میل جنسی، سرکوب [repression] و ناخودآگاه [the unconscious]. 
هرکدام از اینها، به نحو برجسته ای نیز توسط شوپنهاور مورد تامل قرار گرفته و به شیوه ای یکسان با، یا حداقل قدری مشابه، شیوه مورد نظر فروید مورد بحث قرار گرفته اند.

یکی از چالش برانگیزترین فرضهای شوپنهاور این فرض اوست که شخصیت امری فطری و غیرقابل تغییر است. اما، این فرض او به این معنا نیست که زندگیهای ما یکسره "طبیعی”اند. طبق ملاحظه او، برعکس، آنها بیشتر برآیندِ شخصیتی "زیگزاگی یا کج و معوج” هستند، که فاقد لطف، انسجام و "استحکام” است. دلیل آن این است که ما اکثرا شخصیتهای خود را نمی شناسیم. ما در راه وظایفی می کوشیم که، برای نمونه، برای شخصیتهای ما "بسیار شریف” باشند، و اجازه می دهیم که خویشتن-شناسیِ خودِ ما بوسیله دیگران معین گردد و بدین وسیله خود را به طرحهایی متعهد میکنیم که هیچ مهارت و سلیقه ای در آنها نداریم (ج خ ب:۵-۳۰۳).

دلیل اینکه بیشتر زندگیها چنین اند این است که دست یافتن به خود-شناسی بسیار دشوار است. و دلیل اصلی این مسئله ناشی از حس نیاز به احترام به خود [self-esteem] است، نیازی که (در اینجا شوپنهاورعبارتی را از لاراشِفوکو [La Rochefoucauld] نقل می کند) "از زیرک ترین انسانِ عالم زیرک تر” (ج خ ب:۲۱۰) است. چرا که ما نیازمند این هستیم که به خویشتنِ خویش خوش گمان باشیم—زیرا، بنابر اصطلاحات فرویدی، "فراخود” [superego] در ما با تربیتهای اجتماعی و خانوادگی جاسازی میشود— [و اینگونه است که] امیالِ پستْ سرکوب شده و از ورود آنها به "آگاهیِ آشکار” خودداری میشود: "عقل قرار نیست هرچیزی را درباره [آنها] بداند . . . از آنجاییکه نظر مثبتی که ما از خود داریم در این صورت به نحو گریزناپذیری خدشه دار خواهد شد” (ج خ ب II: 10-209). این بدان معناست که ما اغلب تنها به شکلی کاملا تصادفی و دیرتر از موقع به کشف آن چیزی نائل میشویم که حقیقتا بدان میل داشته و از آن می هراسیم.

 آن برای نمونه، چه بسا تنها حسِ "سرور آمیخته با شرمی” از شنیدن مرگ یک خویشاوند باشد که ما وارث او محسوب میشویم، حسی که ما را از میلی مطلع میسازد که به شکلی ناخودآگاه برای سالها در ما پوشیده مانده بود (ج ب خ I: 210). و چه بسا تنها تاملی اندیشمندانه بر این واقعیت باشد که خطاهای محاسباتی ما غالبا به نفع خود ماست که ما را نسبت به "گرایشی ناخودآگاه برای تقلیل بدهی و افزایش طلبِ خود” (ج خ ب II:218)، و نه ناراستیِ آگاهانه، مطلع می سازد. و چه بسا تنها آگاهی یی باشد که رویدادهای ظاهرا شتابزده در واقع عبارتند از "افعالی که به شکلی مخفیانه لحاظ شده اند” ("لغزشهای زبانی فرویدی”) ["Freudian slips”] که آشکار میسازد که فرد طبق انگیزه ای عمل کرده که از اذعان بدان خودداری کرده است (ج خ ب II:296).
این متون نشان از آن دارد که ایده فرویدیِ سرکوب، همراه با ایده های متضایفی همچون ناخودآگاه به عنوان منبعِ امیالِ سرکوب شده و فراخود به عنوان آفریننده نیاز به سرکوب، همگی آشکارا بوسیله شوپنهاور مورد پیش بینی قرار گرفته بودند. 

و این ایده که اتفاقاتِ ظاهری در واقع می توانند افعالی تعمدی با اهدافی ناخودآگاه باشند نیز همینگونه است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان