کد خبر: ۱۱۰۷۹
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۱۹-10 August 2019
شهود برای برگسون یک روش فلسفی است که با آگاهی و ماده و.... سر کار دارد 
  برگسون فیلسوفی است مهم که برای روانشناسی فیلسوفی مهم و حیاتی است . تصوراتی که گفتم همچین چیز سختی نیستند. برگسون هم واقعه گرا و تجربه گرا بود.  اما نه از جنس پوزیتویسم و هم به معنا و حیات علاقه مند بود . 

خیلی راحت است ما 5 تا سیب داریم توالی 5 تا عدد که کثرت دارد الان پنج تا سیب را تصور کردیم  یک سیب سرخ است یک سیب کال است و یک سیب رسیده ما تفاوت این سیب ها را تشخیص می دهیم اینجا روش تشخیص ما به قول ژیل دلوز یک روش است . عدد یعنی مجموعه از آحاده ما که یک فضا خیالی  را متصور می شویم تصاویر حفظ می کنیم و تصاویر جدیدی می سازیم این ادراک و ما به واسطه بدن ماست . اریک متیوز در کتاب ، فلسفه فرانسه در قرن بیستم می گوید " فلسفه برگسون واکنشی است علیه پوزیتویسم قرن نوزدهم ". مشغله اصلی برگسون متافیزیک است و آین را مشغله اصلی فلسفه می داند . 

اما برگسون علیه پوزیتویسم و کل تاریخ فلسفه غرب از افلاطون به بعد طغیان می کند . برگسون می گوید هیچ حیقیت غایی ورای تجربه و نمود نیست .بر خلاف افلاطون پس اینجا عالم مقولات افلاطون توسط برگسون به چالش کشیده می شود . واقعیت برای برگسون انضمامی و متغییر است و به  حیات انسانی ربط دارد . روش شناخت ما شهود است . تصورات سیب و گلابی را ذهن داریم . روش ریاضی و عقل ریاضی را برگسون به چالش می کشد برتراند راسل این را نفهمیده است که روش شهود برگسون متافیزیکی و درونی است .  ما در درون یک چیز را مطلقا می فهمیم و درک می کنیم این را هم به کمک بدن می فهمیم پس اتهام که راسل به برگسون زده است باطل است . 
برگسون خرد ستیر و عقل ستیز نبود . 
نتیجه :  می بینیم بدن برای هانری برگسون مهم است . اینجا بدن برای برگسون مهم است . برگسون تاثیر زیادی بر روی موریس مرلو_پونتی گذاشت . شکافت میان سوژه و ابژه را که توسط دازاین ، هایدگر رفع و برطرف شده بود را رادیکالیزه کرد گاهی دازاین ، بودن در جهان که یکی از ماهیت وجودی ماست یا قیام حضوری به قول فردید . البته من فردیدی نیستم ! برای هیدگر دازاین ، گاهی چکش به دست می گیرد و بر میخ می کوبد اما  حس و احساس آن برای هایدگر مورد غفلت قرار گرفته است . به نظر من موریس مرو_پونتی _ هم هوسرل و هم هیدگر و هم برگسون را رادیکالیزه می کند . اداراک ما و تصورات ما ورای بدن نیست . 
منطق و استنتاج ما بر گرفته از احساس بدن است . بدن خیلی مهم است . تصورات ما ورای بدن وجود ندارد .

ما توسط تصورات که داریم قوانین فیزیکی را حساب می کنیم و می توانیم پیشبینی کنیم . مثلا 5 تا سیب داریم که توالی از یک تا پنج است . می توانیم یک سیب را بخوریم و تصویر کمتری داشته باشیم . یا یک سیب دیگر به آن سیب های که داشتیم اضافه کنیم. 

"لحظه ای در میابیم که هیچ چیزی درمورد نظریه های ماده و نظریه های در مورد  روح وجود  دارند نمی دانیم.  هیچ چیزی برای بحث کردن  در مورد واقعیت یا آرمان جهان خارج هم نداریم. حضورم من اینجا به عنوان  تصویر است . معنا واژه تصویر مبهم است . وقتی احساس بدان گشوده می شود آنها را دریافت می کنم و آن را می بندم دریافت نمی کنم .

تمام تصاویر و عکس العمل ها براساس بخش های اولیه قوانین ثابتی هستند که من به آن قوانین طبیعت می گویم و به عنوان دانش مطلقی در نظر می گیرم. این دانش مطلق  این اجازه را به ما می دهد قوانینی طبیعنی که بر  تصاویر ما رخ می دهند را حساب کنم و پیش بینی کنم که در آینده کدام تصویر شامل می شود و ممکن است کدام  تصویر جدید  در کنار سایر تصویر ها قرار نگیرد.
بدن من از سایر چیز ها متمایز است و من هیچ چیزی به غیر از ادراک و تاثیرات آن نمی فهم . "

ماده و آگاهی ، هانری برگسون (انتخاب و ترجمه ی : سعید جلوخانی )

سعید جلوخانی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان