کد خبر: ۱۱۰۴۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۲-09 August 2019
تا هفت تیر در دست که باشد

دیروز

واقعیتِ امر این است که دموکراسیِ غربی ریشه در اومانیسم دارد و بدون تحقّقِ پایه‌های اومانیستیِ آن هیچ‌گاه مصداقِ واقعی آن را در عرصهٔ اجتماع نمی‌توان مشاهده کرد و از آنجا که در برداشت‌های آزموده شده در اسلام جایی برای اومانیسم وجود ندارد، باید اعتراف کرد که در اسلامِ آزموده‌ شده، جایی برای آزادی به معنی دموکراسی هرگز نمی‌تواند وجود داشته باشد، مگر اینکه تفسیری نو از اسلام و رابطهٔ آن با مفهومِ اومانیسم عرضه کنیم که شاید هم امری باشد ضروری؛ ولی تا چنان تفسیری، با بیانی موردِ قبولِ خردمندانِ جامعهٔ ارباب دینْ از اومانیسم نشده است، ناچاریم که قبول کنیم در اسلام جایی برای آزادی به معنی دموکراسی وجود ندارد. .
.
اگر امثالِ شیخ فضل اللّه نوری تا سرحدِّ شهادت رویارویِ مشروطیت ایستادگی کردند، حق این است که بگوییم آنها آزادی را در تعارضِ با اسلام تشخیص داده بودند و می‌دانستند که در اسلام، با تفسیر‌های شناخته شده و سنّتیِ آن، جایی برای اومانیسم و طبعاً دموکراسی وجود ندارد. هرقدر بر قلمروِ اومانیسم در حوزهٔ اسلام افزوده شود جا برای آزادی به معنی دموکراسی بازتر می‌شود.
.
.
تاکنون بنیادِ فلسفی این مسأله حل‌ناشده مانده است و تا چشم‌اندازِ فلسفیِ بحث، منطقِ ارسطویی و محال بودن اجتماعِ نقیضین است، این مسأله حل‌ناشده خواهد ماند زیرا قضیه دو دوتا چهارتاست و بدیهی است که با این تحلیل‌های منطقی نمی‌توان از تنگنایِ این بحث‌ رهایی یافت. همهٔ کسانی که خیال کرده‌اند به حلِّ این مشکلات نایل آمده‌اند، غالباً با جعلِ اصطلاحات و پیچ در پیچ کردنِ عبارات، خود را یا دستِ کم مخاطبانِ خود را، فریب داده‌اند و چنان نموده‌اند که مشکلِ اسلام و دموکراسی را حل کرده‌اند؛ اما تا قضیهٔ اومانیسم حل نشود میان اسلام و دموکراسی آشتی برقرار نخواهد شد؛ گیرم «شورا» و «مصلحت» و «عدالت» و ده‌ها کلمهٔ «عاطفی» و کشدارِ دیگر را به میدان بیاورند؛ این گونه کلمات خود اموری از نوع آزادی و دموکراسی به‌شمارند که فهم آنها بستگی دارد به این‌ که «بلندگو» و «هفت‌تیر» در دست چه‌ کسی باشد؛ تنها او خواهد بود که معنیِ عدالت و مصلحت و شورا را تفسیر خواهد کرد و لاغیر.
.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
درویش علی کولاییان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
0
0
از شما تشکر می کنم بیانات استادی ارجمند را در ارتباط با موضوعی بسیار با اهمیت منعکس نموده اید . ایشان پس از بیان روشن خود در انتها چنین می نگارند : " این گونه کلمات خود اموری از نوع آزادی و دموکراسی به‌شمارند که فهم آنها بستگی دارد به این‌ که «بلندگو» و «هفت‌تیر» در دست چه‌ کسی باشد؛ تنها او خواهد بود که معنیِ عدالت و مصلحت و شورا را تفسیر خواهد کرد و لاغیر."

سوالی که باید ایشان پاسخی برای آن مرحمت کنند این است: بهتر نیست قبل از بلندگو و بلند گو دست و قبل از هفت تیر و هفت تیر به دست منبع تامین هزینه بلند گو و هفت تیر و هفت تیر به دست معرفی شوند ؟ آیا همه چیز از آنجا نیست ؟ صاحبان آن منابع کدام کسانند ؟ پاسخی که من دارم " مردم " اند . واویلا زمانی است مردم ندانند چه اندازه و به چه میزان پرداخت می کنند . کوتاهی ، ناآگاهی مردم از میزان و اندازه است . اقتصاد دانان ما نادانسته و مطابق الگویی کهنه با غیرمالیات برشمردن منابع کلان و نقد نفت و گاز ملی شده در ایران ، ناآگاهی را به مردم ما هدیه می کنند ! ! چرا که درآمدهای کلان و نقد نفت و گاز در ایران اگر مالیات مردم محسوب شوند فبض مالیات همه خانوارهای ایرانی را از سهم خود با خبر نگاه می دارد . بلی آگاهی مردم از منافع خود ، همان قدرت است که همه چیز را اصلاح می کند !
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان