کد خبر: ۱۱۰۰۲
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۳-08 August 2019
: درباره جهان داستانی جی دی سلینجر
سلینجر نویسندهِ «زمان خودش» بود، آمریکای دهه های 50 و 60. دوره پس از جنگ جهانی، سربازانِ به هم ریختهِ برگشته از سنگرها. دوره آغاز امپراتوری آمریکا، سال های رشد، صادرکردن دموکراسی لیبرال به جهان، گاهی به زور، با کودتا. دوره جهان گیر شدن تلویزیون وصنعت سرگرمی. عصر هالیوود و ستاره سازی. رویای آمریکایی. این زرق و برق اما با واکنش روبرو شد. دهه 60، دهه ضد فرهنگ (counter culture) بود، دهه «عصیان» جوانان بر ضدِ فرهنگ مستقر، گروه های جدید موسیقی، با ریتم تندشان؛ از نوعی انقلاب جنسی سخن به میان آمد که با سنت های محافظه کارانه آمریکایی، در تقدیس خانواده سازگاری نداشت. نوشته های سلینجر را باید در متن این شرایط دید. 

هلدن کالفیدِ بی حوصله و همه گریز را خلق می کند، با سرگردانی ها و خستگی هایش، که حوصله اش از همه و از خودش سر رفته است. خانواده زویی در رمان «فرانی و زویی» را، بچه هایی «باهوش» که ستارگان تلویزیونی بوده اند، بعدها اما یکی خودکشی می کند، دیگرانی به عرفان روی آورده اند و یکی هم عزلت نشین. این ستارگان تلویزیونی، به کسانی بدل می شوند متنفر از ایده «نمایش». فرانی، دختر مستعد خانواده، دانشجو، بازیگر، نفرت اش را از هرچیزی که بوی تظاهر دهد بیان می کند، و این نفرت، خیلی سلینجر وار است« من از رقابت نمی ترسم، قضیه درست برعکسه، من از این می ترسم که بخوام رقابت کنم. این چیزیه که من رو می ترسونه. واسه اینه که دانشکده تئاتر رو ول کردم. 

همین که به طرز وحشتناکی طوری تربیت شده ام که ارزش های همه رو قبول کنم و این که تشویق شدن رو دوست دارم، و دوست دارم مردم با حرارت درباره ام حرف بزنند، دلیل نمیشه این کار درست باشه. ازش خجالت می کشم، حالم رو به هم میزنه. حالم از این که شجاتش را ندارم که به هیچ کسِ مطلق بشم به هم میخوره. حالم از خودم یا هرکس دیگه ای که بخواد یه جوری جلب توجه کنه به هم میخوره». زرق و برقِ به راه افتاده در آمریکا، به مدد تلویزیون و هالیوود سلینجر را عصبانی می کرد. قهرمانانش می¬خواهند عصیان کنند، اما چگونه؟ آن ها بر لبه جامعه ایستاده اند، جامعه ای همه تحرک، که سرعتش سرسام آور است، که صدایش را کمی از دور می شنویم. جامعه ای غرق در جزییاتِ بی اهمیت. در داستان «یک روز خوب برای موزماهی» ابتدا مکالمه تلفنی میوریل، دختری جوان را داریم با مادرش. میوریل همراه سیمور، نامزدِ از جنگ برگشته اش به تعطیلات رفته و در هتلی اقامت دارند. مادر نگران سلامت روانی نامزد است.

 با وسواس هایی بیش از حد. پس از چندی، مکالمه آن ها به موضوعی می رسد که برای طرفین جذابیت دارد، لباس ها، وسایل و مدهای آرایش. در این فاصله سیمور، لب ساحل با دختر بچه ای گرم گفتگو است، گفتگویی خیلی دوستانه و معصومانه. بر می گردد به اتاقش، میوریل را خوابیده می یابد. روی تخت کنار او دراز می کشد و با هفت تیری خودش را خلاص می کند. انگار که رهاشدن واقعی از این وضعیت، از عذاب های ذهنی و بی معنایی اجتماعی، تنها با خلاص کردن خود ممکن می شود. 

محمد هدایتی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان