کد خبر: ۱۰۹۱۸
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۷-06 August 2019
کردان خراسان که با نام «کرمانج» شناخته می شوند در منطقه وسیعی از شمال خراسان ساکن هستند.
 این منطقه در روزگار صفویه و قاجاریه به تصدیق فریزر, اعتماد السلطنه، سفرنامه ناصر الدین شاه و … با نام «کردستان خراسان» شهرت داشته است و رشته کوههای مقدس و پربرکت آنرا « جبال الاکراد » نامیده اند.

این منطقه از دیدگاه ایرانشناسان مشهور دنیا، « انبار غله ایران» معرفی شده است. کنون موجزی از پژوهشی گسترده را درباره حضور این قوم اصیل ایرانی را در هزاره های باستانی ایران در خراسان هر چند مختصر و در مجالی کوتاه واکاوی می نماییم.

روزگار اسطوره ای

اولین نشانه های کرد در خراسان را می توان در روایات افسانه ای و اسطوره ای ایرانیان جست .آنجایی که در شاهنامه فردوسی و در داستان پادشاهی ضحاک تازی شیطان در نقش پزشک به ضحاک سفارش می کند تا جهت از بین بردن دو مار روییده بَر شانه هایش هر روز دو جوان را مغز در آرند و به مارها بخورانند. گفته شده احتمالا این مارها استعاره از سرطان است.ضحاک دستور پزشک را به دیده می گیرد.
دوشاهزاده در نقش آشپز ضحاک , وارد دستگاه ضحاک می شوند و یکی از جوانان را در پنهان آزاد می کنند و مغز دیگری را با مغز گوسفند آمیخته می گردانند و به مارهای ضحاک می دهند.
چنان بُد که هر شب دو مرد جوان
چه کهتَر از تخمه پهلوان
خورشگر ببُردی به ایران اوی
همی ساختی راه درمان او
بکشتی و مغزش بپرداختی
مر آن اژدها را،‌خورش ساختی
دو پاکیزه از گوهر پادشاه
دو مرد گرانمایه پارسا
یکی نام«اَرمانک» پاک دین
دگر نام «گرمانک» پیش بین
از آن دو، ‌یکی را بپرداختند
جز این چاره ای نیز نشناختند

کُردان خراسان در روزگار باستان
بدین شیوه هر روز یک جوان رهایی می یافت و درکوه پنهان می شد و این جوانان که هم نژادان کاوه آهنگر بودند با یاری کاوه و فریدون (که پدرش آبتین را ضحاک مغز درآورده و به ماران داده بود ) پادشاهی ضحاک را برمی اندازند و اینجاست که حکیم توس می فرماید:
کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد           کز آباد نایَد بَرش یاد

شایسته است توجه داشته باشیم این اتفاقات در مازندران وپیرامون دماوند اتفاق افتاده است اما مازندران در اوستا و شاهنامه فردوسی منطقه ای است که از ساحل سند و متمایل به سوی شمال شرقی تا فلات پامیر و بعد کشیده شده و مَزَندَریان یا مَزَنی ها تا دشت پیشانسیه (در حوالی کابل) پراکنده بوده اند .در هند خانواده هایی زندگی می کنند که نام خانوادگی« مازَنی» دارند.(ر.ک.: دانشنامه ایران باستان.استاد هاشم رضی- ص۱۹۳۴)
همچنین در « دینکَرد » که روایت پهلوی اوستا است فریدون خود به مازندران , در «دشت پیشانسیه » واقع در کابل با مازنی ها برخورد کرده است.
واسیلی نیکتین شرق شناس شهیر روس درباره ی« کرماییل» در شاهنامه مینویسد:(ص۶۰ زیر نویس)
بنا به روایت دیگری دو نفر مامور و متصدی این شغل اندوهبار بودند که یکی کرمائیل نام داشت .آیا تجانس نام شخص اول«کرمائیل» با کلمه ی کرمانج امری تصادفی است ؟ چون دو عاملkur وman در آن نام با هم جمع شده اند .این روایات کردی به متن نوشته ی پورانیاس«مورخ و جغرافی دان یونانی »نزدیک است که میگویید:در قرنهایی که مردم « تِپ »برای« دیونیزوس » خدای تاکستانها و شراب (قرینه ی باکوس رومی )میکردند.به جای کودکان قربانی , بزغاله می کشتند .ازطرفی در افسانه ها ی مذهبی ملل آسیای صغیر نیز گاهی به تشابه هایی بر می خوریم که ضحاک و گوسفند را به دیونیزوس وبزغاله نزدیک میکند که در هر دو مورد حیوانی را در قربانی جانشین آدم میکنند .
نقل عقیده ی دومزیل نیز در این باره جالب است که:«در تاریخ آزی وهاک(ضحاک)ظهورشیطان وآن بوسه ی شوم که بر شانه های او زد و دخالت آن طباخان عجیب یعنی ارمائیل و کرمائیل که هر روز آدمهایی را از مرگ نجات میدادند و به ایشان گله داری می آموختند .شاید صورتی محلی «احتمالا کردی»از نشانه ی مائده ی بهشتی و دو ملک روزی رسان به نام های خرداد- مرداد«ایرانی خالص»یا هاروت- ماروت«عربی» باشد.( ر.ک: کتاب سانتورها – ص ۶۶)

پیش از اوستا
اگر با نظر مورخان یونانی (افلاطون، خسانتوس و …) که روزگار زرتشت را ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد دانسته اند موافق نباشیم. آنگاه بر پایه دیدگاه اکثریت دانشمندان تولد زرتشت رادر ۱۴۰۰ پ.م قرار می دهیم و پیش از آن حضور امپراتوری کرد «میتانی» در ۲۰۰۰-۱۵۰۰ پیش از میلاد شاهد هستیم پادشاه میتانی به نام « کردی وزه» را می توان اولین شخص در تاریخ با نام واژه کرد نامید. نامیدن نام «کُردو » بر اشخاص تا قرن اخیر نیز در خراسان و دیگر مناطق کردنشین سابقه داشته است.
گروهی از پادشاهان همنام با میتانی ها با نام های شَئوشَفَر، شائوش و اَرثَموخ که تمامی نامهای ایرانی هستند در خوارزم (شمال خراسان قدیم و ازبکستان کنونی) حکومت داشته اند.(ص ۵۶۸ – دانشنامه کاشان)
تمامی پادشاهان میتانی دارای نامهای ایرانی هستند و در عهدنامه خود با هیتی ها، به ایزدان آریایی اشاره کرده اند.
پروفسور درخشانی در دانشنامه کاشان کلمه میتانی را از منظر زبان شناسی هم ریشه با ماد می داند و به تصدیق پروفسور رجبی در کتاب هزاره های گمشده تمامی دانشمندان جهان تمایل دارند که کردها را بازماندگان اصیل مادها بدانند.قابل ذکر است که یکی از پادشاهان میتانی نیز با نام « پرسه شَتر» به معنای پادشاه پارسی وجود داشته است که مدتی اختیار دار پادشاهی میتانی بوده است.شایان ذکر است که فارسی به مفهوم امروزی (فارسی دری) پس از اسلام و از ناحیه افغانستان و تاجیکستان امروزی به تمام ایران سرایت کرده است همانطور که دکتر عبدالعظیم رضایی دانشمند برجسته کشورمان متذکر شده است:
زبان عمومی مردم ایران پهلوی بوده است که همه لهجه های محلی از کردی , بلوچی ,ارمنی , سیستانی, خوارزمی، پشتو و … در حکم شاخه هایی از آن بوده اند و همه آنان با هم نزدیکی کامل داشته و دارند. ( ر.ک: اصل و نسب و دینهای ایرانیان باستان – نوشته عبدالعظیم رضایی)
مسعودی نیز در « التنبیه والاشراف» پارسیان را از قبایل کرد می داند .همانطور که حمید ساعدی پور هم در کتاب ایران و اقوام ایرانی « پارسیان» را کرد واز تبار بارزانلو (پارسانلو) ها میداند.پروفسور هینتس که جزو ده ایرانشناس برتر دنیا است نیز « ساگارتی »های هخامنشی را « کرد» میداند. تمامی مدارک و اسناد از روزگاران کهن تا به امروز نشان از برادری و هم زبانی کردان و پارسیان دارند
قابل ذکر است که آخرین یافته های باستان شناسی خواستگاه کاسی ها و قوم« مرد» (مردکانلو) هخامنشی را در شمال شرقی ایران فرهنگی میدانند. هر دو قوم کرد (کوسه و مردکانلو) اکنون نیز در خراسان ساکن هستند.نباید از نظر دور داشت که « میتانی» ها در عصری زندگی میکرده اند که هنوز اقوام هندواروپایی (ایرانی) از یکدیگر جدا نشده بودند و دارای زبانی همسان بوده اند.بدین مفهوم که پارسها و کردها با یک زبان سخن میگفته اند. میتانی ها در منطقه ای زندگی می کرده اند که اکنون به کردستان ترکیه مشهور است.

عصر اوستا
عصر اوستا روزگاری است که زرتشت پیامبر ایران باستان، بنیادی مذهبی را بر علیه فرهنگ آریایی پیش از خود , در شرق ایران پایه گذاری می کند. غیر از « گاثا »ها که منسوب به خود اوست دیگر بخش های اوستا در روزگاران مختلف بنیان یافته است. در یشت ها که یکی از کهن ترین یادگارهای اوستایی است سخن از ناموری به نام « فرات » است که نماینده خاندانی کهن از کردان کرمانج است. ابن فضلان در سفرنامه خود از املاک ابوالحسن علی ابن فرات وزیر المقتدر خلیفه عباسی در قصبه « ارثخشمیثن» از نواحی خوارزم نام میبرد.
ابن حوقل در صوره الارض « فرات» ها از کردان ساکن در پارس می نامد. اکنون « فرات » های کرمانج زبان قرن هاست که از خراسان به پارس و از آنجا به کردستان ترکیه امروزی مهاجرت کردند و در کردستان ترکیه ساکن هستند.« فرات » ها که بازمانده هخامنشیان بودند از انحلال سلسله هخامنشی توانستند آداب و رسوم هم تباران هخامنشی خود را در روزگار سلوکیان را پریستاری کنند .( ر.ک: فرهنگ ایران باستان – استاد ابراهیم پورداود)
خاندان های کُردِ نامان (لو) ً، رشوان (لو), توران (لو) و غیره نیز در بخش تورانیان ایرانی نژاد و ایرانی زبان که دشمنان آئین زرتشتی و طرفداران آئین میترا بودند نقش فعالی در پیشینه باستانی خراسان داشته اند.

پس از اوستا
این دوران، روزگاریست که با « ماد » ها به عرصه ظهور می رسد و اولین ارتش ملی ایران توسط هوخشتره شکل می گیرد. بنابر تصدیق پروفسور رجبی در هزاره های گمشده، اکثر دانشمندان جهان تمایل دارند که کردها را بازماندگان اصیل مادها بدانند. البته این تمایل بر اساس فرهنگ، لباس و واژه های کردی (مادی) دخیل در کتیبه های فارسی باستان می شد. (ر.ک: دستور زبان فارسی باستان – رونالد کنت )
حضور کردان شاه مادی در کارنامه اردشیر بابکان مهر تائید دیگری بر کرد بودن مادها است.دیاکونوف، شرق شناس شهر روس در تاریخ ماد می نویسد:
زبان کتیبه های هخامنشی چنانکه دیر زمانی است ثابت شده حاوی « لغات مادی» فراوان است ولی شمار کلمات مادی باید خیلی بیش از آنچه تصور می شده باشد.
وی همچنین می گوید: گمان می رود که در فرهنگ لغات کتیبه های هخامنشی واژه های مادی خالص دیگری نیز باشد که در پارسی باستان استعمال نمی شده است.
دیاکونوف می گوید: مردمان ماد شرقی در ناحیه کوهستانی خراسان در رشته جبال کوپه داغ کنونی یا سرزمین باستانی پارس سکونت داشته اند.پروفسور مینورسکی شرق شناس شهیر روس «کرمانج» را پس از مادها، هم زبانان آنها یعنی پارسها به حکومت رسیدند. پارسها به گواهی مورخان یونانی همچون هرودت و گزنفون از نظر لباس و فرهنگ به شدت تحت تاثیر مادها بوده اند. یافته های باستان شناسی نیز تائید کننده این مطلب است.
کوروش کبیر لباسش را از مادها گرفته بود و همه اطرافیانش را متقاعد کرده بود که آنرا بر تن کنند. « کوروش » لقبی برای نام واقعی او به نام « آگرداد » (زاده آتش) است. (ر.ک: فرهنگنامه ایران باستان – استاد غیاث آبادی) که نامی کردی است و کتزیاس که ۱۷ سال در دربار هخامنشیان می زیسته است. کوروش را از قبیله « مرد» ها می داند و همانطور که اشاره شد یافته های جدید باستان شناسی خاستگاه مرد ها را از خراسان می داند.در همین روزگار است که هرودت از تامانی ها (تمنان لو) در اطراف رودخانه جیحون خبر میدهد.

کُردان خراسان در روزگار باستان
مسعودی نیز قوم کرد را از فرزندان « کرد بن مرد بن صعصعه بن هوازن» می داند. ضمن اینکه همین مورخ در التنبیه والاشراف « پارسیان » را از قبایل کرد می داند.
آخرین پادشاه هخامنشی، داریوش سوم در جنگ با اسکندر مقدونی شکست خورد و کشور را به بیگانه سپرد. بنابر نظر پروفسور گیرشمن: این چنین هخامنشیان بر اثر خود پرستی، فقدان روشن بینی و عدم تفکر سیاسی و ملی موجبات شکست خویش را فراهم آوردند.
پس از اسکندر مقدونی که حکومت ۸۰ ساله سلوکیان در ایران را برپایه تفکر همبستگی فرهنگ ایرانی – یونانی بنا نهاد، اشکانیان چادرنشین که مانند هخامنشیان از قوم ایرانی « سکا » ریشه گرفته بودند حکومت خود را در شمال خراسان کنونی (قوچان کنونی) بنیان گذاری کردند.
از تاریخ اشکانیان مستندات بسیار ناچیزی وجود دارد. اینان مشهور به تساهل دینی و فرهنگی هستند. اشکانیان با تشکیل یک ایران فدرالی (ایالتی) که هر منطقه بصورت خود مختار ولی تحت نظر دولت مرکزی حکومت می کردند، طلایی ترین عصر تاریخ ایران را رقم زدند.
در هفت قبیله تشکیل دهنده سلسله اشکانی، قبیله های کرد حضوری چشمگیر دارند. این قبایل کرد شامل سه نام زیرین است:
کارن (بُرزانلو در شمال خراسان)، مهران (در ترکیه) و زیک (در کردستان عراق و ترکیه).
اشکانیان که از قوم « سکا » و ایرانی زبان بودند (ر.ک: کتاب « سکاها »- ترجمه دکتر رقیه بهزادی).بنا بر نظر « گیرشمن » با تقویت روح ایرانی و شکست دادن دشمنان، جایگاه ساسانیان را آماده ساختند و شاهان سلسله ساسانی از آن استفاده بسیار بردند. نام « آریا پیشس » و « آریا نثوس» که دو تن از پادشاهان سکایی بودند آریایی بودن سکاها را خاطر نشان می سازد.(ر.ک: دهیوپات- عباس قدیانی )
به هر تقدیر آخرین پادشاه اشکانی، اردوان پنجم از اردشیر بابکان شکست می خورد و سلسله اشکانیان منقرض می شود. در شکل روبرو که استاد توحدی از کتاب اسناد مصور اروپاییان در ایران چاپ نموده است.به خوبی کردان با سکاهای تیز خود مشابه هستند.

سلسله ساسانیان که تعصب شدید مذهبی زرتشی داشتند با پادشاهی اردشیر که پدرش پاپک از طایفه کرد "بازرنگی” و مادرش "دینک” از طایفه کرد شبانکاره بود، آغاز می شود. وی در راه رسیدن به پادشاهی بسیاری از قبایل کرد و غیر کرد را از لبه تیغ می گذراند.
طایفه بازرنگی اکنون در ناحیه کردنشین "خانقین” در عراق زندگی می کنند و کردان شبانکاره نیز در دایره المعارف اسلام ج ۴ معرفی شده اند.همچنین کتاب وزین « کردان شبانکاره» به نگارش روانشاد دکتر جمشید صداقت کیش , مرجع مناسبی جهت شناخت کردان شبانکاره است.
اردشیر مداین را به شهری آّباد تبدیل کرد و یکی از محلات آنرا به نام «کرد آباد» نامید (ر.ک: وحدت قومی کرد و ماد – حبیب اله تابانی).
در روزگار اردشیر پسرش هرمز فرمانروای خراسان می شود. حمزه اصفهانی نام مادر او را « کرد زاد» می نویسد.
ابن بلخی نیز در فارسنامه می نویسد: چندان شوکت که لشکر پارس را بودی از این کردان بود.

در سلسله های ایرانی همیشه نظر خاصی به خراسان وجود داشت چنانچه کوروش کبیر فرزند خود « بردیا » را حاکم خراسان قرار داد . داریوش خراسان را به پدر خود «ویشتاسب » سپرد .اشکانیان که خود از خراسان، سَر، بلند می کنند و اردشیر ساسانی نیز پسر هرمز را فرامانروای خراسان قرار می دهد.در پایان خاطر نشان می سازد حضور کردان در خراسان بسیار گسترده تر از مقاله حاضر می باشد و این مختصر برگ سبزی است تحفه درویش .    

دکتر شهرام امیری فر رامه                                             

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان