کد خبر: ۱۰۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۶-05 August 2019
سال ۱۳۶۵ و در اوج جنگ ایران و عراق رهبری سازمان منافقین مسعود رجوی توسط دفترش درخواست ملاقاتی از آیت الله العظمی سید ابوالقاسم موسوی خوئی می نماید ،بلافاصله جواب داده می شود حضرت آقا فرمودند تمایلی به این دیدار ندارند .
مسعود رجوی در جواب می گوید چطور حضرت آیت الله فرح پهلوی فاسق را به حضور پذیرفتند ولی ما را خیر ، جوابی که توسط مسئول دفتر آیت الله خوئی داده می شود در خور توجه می باشد اعلام می شود حضرت آیت الله فرمودند فرح پهلوی یک مسلمان فاسق بود ولی بنده شما را مسلمان نمی دانم .


ماجرای ملاقات آیت‌الله خوئی و فرح پهلوی در پائیز۵۷ چه بود؟


در آخرین روزهای آبان‌ماه ۵۷ و کمتر از دو هفته پس از روی کارآمدن دولت ارتشبد غلامرضا ازهاری و آغاز اعتصاب مطبوعات، فرح پهلوی همزمان با عید غدیرخم برای یک سفر دو روزه زیارتی راهی عراق می‌شود. ایشان عصر ۲۷ آبان همراه با فریده قطبی مادر، دو فرزند و رئیس دفترش سیدحسین نصر تهران را به مقصد بغداد ترک می‌کند. 

صدام حسین برای دیدار با فرح پهلوی  به محل اقامتش-قصر جادریه- می‌آید و ملاقات مختصری صورت می‌گیرد. مشارالیها در این دیدار در پاسخ به این سؤال صدام که می‌توانیم نسبت به اوضاع ایران مطمئن باشیم ؟ می‌گوید : خوشبختانه مردم متوجه شده‌اند که ادامه اعتصاب و اعمال تخریبی نه فقط اقتصاد مملکت را فلج می‌کند، بلکه استقلال ایران را بخطر می‌اندازد و احساس می‌شود که مردم از این آشفتگی و التهاب خسته شده‌اند.

 اما انتشار خبر یک دیدار در حاشیه‌ این سفر نیمه‌ رسمی و زیارتی، مثل بمب صدا می‌کند: حضور ملکه پهلوی در بیت آیت‌الله خوئی و دیدار با ایشان.

 
خبرهایی که از نجف می‌رسد حکایت از این دارد که آیت‌الله خوئی همسر شاه را به حضور پذیرفته وصحبت های مثبتی بین طرفین درباره لزوم حفظ آرامش در ایران رد و بدل شده است.

 هرچند رادیو و تلویزیون صوت و فیلمی از این دیدار پخش نمی‌کنند، ولی خبر را این گونه اعلام می‌کنند: شهبانو پس از زيارت و انجام نماز در جوار مرقد مطهر حضرت علی از کسالت حضرت آيت الله آقای حاج سيد ابوالقاسم موسوی خوئی مرجع عاليقدر جهان تشيع اطلاع حاصل کردند و از ايشان عيادت فرمودند. مرجع عاليقدر شيعيان جهان  طی اين ديدار  برای حفظ و بقای استقلال ايران و رفاه و آسايش مردم تنها کشور شيعه اثنی عشری دعا کردند. 

روزنامه ندای ناسیونالیست عراق هم درباره این دیدار نوشت: در نظر محافل سياسی و دينی، اين ديدار با اهميت تلقی گرديده و گفته ميشود اثرات نيکوئی در رفع کدورت بعضی مقامات روحانی خواهد داشت. 


اخبار تکمیلی هم به فاصله کوتاهی به ایران منتقل می‌شود که مهمترین آنها اهدای یک انگشتر توسط آیت‌الله خوئی به همسر شاه است.


در حالی که از نیمه سال ۵۶ به بعد با مقاله روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی و فوت مصطفی خمینی، کشور درگیر راهپیمائی‌ها و چهلم‌های پی در پی شد و مبارزات مردم علیه شاه گسترش یافت، در سیزدهم شهریور نماز عید فطر نخستین بار با شرکت مردم  در تهران برگزار شده، کشتار هفده شهریور در میدان ژاله رخ داده، اعتصاب کارکنان شرکت نفت علیه رژیم شاه از تابستان شروع شده و از پائیز هم اعتصاب مطبوعات به راه افتاده و کار آنقدر بالا گرفته که شاه در نطق تلویزیونی ۱۴ آبانش گفته صدای انقلاب مردم را شنیده ، دیدار مرجعی در سطح آیت‌الله خوئی با همسر شاه معنی متفاوتی داشت.

 

واکنش انقلابیون

انتشار خبر این دیدار، مبارزین و علمای انقلابی حوزه را سخت خشمگین کرد. آیت‌الله صدوقی که در چندماه اخیر چند نامه انتقادی نیز به آیت‌الله خوئی نوشته  یک روز پس از دیدار، تلگرافی مختصر ولی تند به ایشان می‌زند:

 حضرت آیت ‌الله الخوئی دامت بقائه ، قَد اَذهَبَت طَیّباتُکُم، ما هکذا الظّنُّ بکُم


صدوقی ۲۰/ذی‌الحجه/۹۸

 
نمایندگان آیت‌الله خوئی در ایران از جانب طلاب، علما و بدنه روحانیت مبارز ایران به شدت زیر فشار انتقاد می‌روند و از آنها خواسته می‌شود درباره چرایی و چگونگی این دیدار توضیح دهند. در همین روز، اعلامیه‌ای با امضای فضلا و طلاب حوزه علمیه قم منتشر می‌شود که ضمن اظهار تاسف از این که راه یافتن عنصر کثیفی از این دستگاه جبار و طاغوتی نزد شخصیتی به عنوان مرجع می‌تواند لکه ننگی بر دامن روحانیت شیعه که همیشه پاسدار پرچم مبارزه با ظلم و طاغوت در تاریخ بوده است باشد ، اعلام می‌کنند فضلا و طلاب حوزه علمیه قم به حکم وظیفه الهی و وجدانی خود تصمیم گرفته‌اند به عنوان ابراز مخالفت با این عمل و تا روشن شدن بیشتر جریان این دیدار، از گرفتن شهریه آقای خوئی امتناع نمایند.


برخی بر این باور بودند که این دیدار باید تکذیب شود؛ در غیر این صورت، آیت‌الله خویی مورد تحریم قرار می‌گیرد. پس از این دیدار مرتباً از بازار تهران به منزل آقای عبدالله لطفی یگانه (نماینده آیت‌الله خویی در تهران) تلفن‌های شدیداللحنی می‌شده و در تمامی این تلفن‌ها آقای خویی مورد اهانت و ناسزا قرار می‌گرفته است. به سید جمال‌الدین خویی (فرزند آیت‌الله) حمله شد و ایشان به شدت زخمی شد. در اسناد ساواک آمده است: گفته می‌شد که در قم رهبران مجاهدین – از قبیل ربانی شیرازی و شیخ علی مشکینی و آقای محمد یزدی – گرفتن شهریه خویی را تحریم کرده‌اند و حتی گفته شد که مشکینی در این مورد اعلامیه‌ای نیز صادر کرده است.

 
ساواک نیز می‌کوشد با سوء استفاده از تضادهای سیاسی بین هواداران امام خمینی و آیت‌الله خوئی از سوئی و تضادهای قومیتی و آذری بودن آیت‌الله خوئی از سوی دیگر در تنور اختلافات بدمد. بنابر گزارش ساواک در مشهد آیات عظام سید حسن طباطبایی قمی و سید عبدالله شیرازی به همراه پسرانشان، اقداماتی را علیه آیت‌الله خویی انجام دادند. شیخ باقر طبسی از روحانیون مشهد نیز با آیت‌الله سید کاظم مرعشی مذاکره کرد و اظهار داشت ما باید مرجعیت خویی را محکوم نماییم.

  
روایت سیدحسین نصر

سیدحسین نصر استاد دانشگاه تهران و بنیان گذار انجمن شاهنشاهی فلسفه، تابستان ۵۷ به عنوان رئیس دفتر مخصوص ملکه پهلوی انتخاب شد. او که از معدود همراهان فرح پهلوی در این سفر بوده روایت خود را از این دیدار  این گونه تکمیل و تعریف می‌کند: این سفر در واقع برای دیدن آیت‌الله خوئی بود که ایشان فرموده بودند من برای شاه پیغامی دارم. 

 
حسین نصر دیدار را نیز این گونه شرح می‌دهد: همه چهارزانو پَهلویِ آیت‌الله خوئی روی زمین نشسته بودیم. اتاق کوچک خیلی محقری بود. بعد از سلام و علیک، اول ایشان یک انگشتر به شهبانو داد و گفت این را بدهید برای حفاظت از پادشاه. بعد هم گفت پیام من این است، دستش را زد به عمامه‌اش که روی سرش بود و گفت : به شاه بگوئید عمامه‌ ما علما را بگیرید، ببندید به لوله‌ تفنگ های ارتش ایران. یعنی اتحادی پیدا بشود بین علما و حکومت ایران و نگذارید که همه‌ نظام به هم بخورد وگرنه یک فاجعه‌ بزرگی برای شیعه، برای عراق، برای ایران خواهد بود. این پیام آیت‌الله خوئی بود.  او می‌گوید من همان وقتی که آیت‌الله خوئی آن انگشتر را به شهبانو دادند آن را دیده بودم و فکر می‌کنم رویش نوشته بود یَدالله فَوقَ أیدیهِم .



آیت‌الله خاتم یزدی از یاران امام خمینی که آن روزها در پاریس بوده می‌گوید: 


رفتیم خدمت امام ، سلام و علیک کردیم و امام تبسم ‌‎ ‌‏می‌‏‌‌‏کردند. از نجف و از طلبه‌‏‌‌‏ها و رفقا هیچ سؤال نکردند، فقط پرسیدند : قضیه ملاقات ‌‎ ‌‏فرح با آقای خوئی چه بوده است و چرا آقای خوئی او را پذیرفت؟ تا مرحوم آقا میرزا ‌‎ ‌‏حبیب‌‏‌‌‏الله خواست بگوید که آقای خوئی از قضیه خبر نداشت، امام فرمودند: من خبر ‌‎ ‌‏دارم که از یک ماه قبل مقدمات این ملاقات را فراهم کرده بودند و خود آقای خوئی ‌‎ ‌‏هم خوب خبر داشته است.



بعد امام فرمودند، سابق بر این روشن فکرها فکر می‌‏‌‌‏کردند ‌‎ ‌‏که روحانیت طرفدار سلطنت و سلطنت هم طرفدار روحانیت است و هر دو به آسیاب ‌‎ ‌‏یک دیگر آب می‌‏‌‌‏ریزند. لکن اخیراً روشن فکران به این مطلب رسیده‌‏‌‌‏اند که روحانیت و ‌‎ ‌‏سلطنت با هم هستند. لکن من از روش خودم دست بر نمی‌‏‌‌‏دارم، به وظیفه عمل می‌‏‌‌‏کنم ‌‎ ‌‏و ان‌‏‌‌‏شاءالله تا آخر هم می‌‏‌‌‏روم، پیروزی قطعی است و عاقبت هم روشن می‌‏‌‌‏شود.‏



قبل از این‌‏‌‌‏که ما به پاریس برویم، جوانی از قم به نجف آمده بود و می‌‏‌‌‏گفت که ‌‎ ‌‏برادرش در دانشگاه کشته شده است. دانشجوها را کشته‌‏‌‌‏اند و او هم یکی از آن‌ها بوده ‌‎ ‌‏است. برادران انصاری او را نزد آقای خوئی برده بودند. آقای انصاری تعریف می‌‏‌‌‏کرد ‌‎ ‌‏که وقتی این شخص قضیه را برای آقای خوئی تعریف کرد، آقای خوئی گفته بود که ‌‎ ‌‏آن جوان اشتباه کرده است و توپ و تانک با گوشت بدن هیچ مناسبتی ندارد و او نباید ‌‎ ‌‏می‌‏‌‌‏رفته است.‏

بعد این جوان به پاریس رفته بود و ماجرا را برای امام هم نقل کرده بود. وقتی به ‌‎ ‌‏نزد امام رفتیم، امام پس از طرح قضیه فرح، این مطلب را عنوان کردند و گفتند: این چه ‌‎ ‌‏حرفی بوده که آقای خوئی به آن جوان قمی گفته است. این جوان اگر رفته و کشته ‌‎ ‌‏شده، برای اسلام و برای مقابله با ظلم رفته است و تعبیر ایشان خیلی زننده است و ‌‎ ‌‏نباید ایشان چنین حرف‌‏‌‌‏هائی بزند.


آیا  می دانید قبل از کشته شدن عبدالمجید خویی توسط عومل مقتدی صدر نفر امنیتی صدام بامرحوم آیت العظمی خویی ره دیداروازایشان می خواهند یک جمله فتوا دهند که سربازان عراق درجنگ با ایران کشته می شوند؛شهید هستند.

ایشان درجواب عامل صدام می فرمایند:

"من درسیاست دخالت نمی کنم وچنین فتوایی نمی دهم."

نفرامنیتی صدام بشدت ایشان را درصورت ندادن فتواتهدید می کنندولی ایشان تن به چنین فتوایی نمی دهند.پدر ایشان  یکی  ازمحورهای مبارزاتی مردم آذربایجان درزمان مشروطیت بوده وباحیدری ونعمتی شدن مردم وچند دستگی بوجود آمده تحت فشارزیادی قرارمی گیرند نهایتاپدرتصمیم به هجرت گرفته باهمه خانواده به نجف می روند.

مرحوم آیت العظمی خویی ره درزمان ورودبه نجف ۱۳ ساله بوده اند.

یکی ازدلایل جواب به عامل امنیتی صدام رفتاری را که ازمبارزین آنزمان ازجناحهای فکری مختلف درمنزل پدردیده بودند؛می دانند.

واقعا معتقد جدایی دین از سیاست بودند.

قبرایشان درنجف وقتی ازسمت ایوان طلا واردمی شوید درحجره دوم ویا سوم قرار دارد.عکسهای دوپسر ودو دامادشهیدشان دربالای قبرشان نصب شده که توسط عوامل صدام شهید شدندوعبدالمجید هم بعدازپدر شهید شدند وعکسان بالای قبرمی باشد؛ ولی ایشان حاضر بنوشتن یک جمله ی" کشته شدن سربازان عراق درجنگ با ایران شهید هستند نشدند"

اگرتن به دادن چنین فتوایی داده بودند عملا جنگ میان دومرجع بنام درایران وعراق را تداعی می نمود.

مردبسیاربزرگی بودند وشاگردان بزرگی همچون حضرت آیت اللعظمی سیستانی تربیت نموده اند ؛روحشان شاد وقرین رحمت الهی بادان شاءالله.

 یک سئوال بسیاراساسی آیاامکان دارد بنده وجنابعالی وحاج آقا مختاریک رادیو برعلیه پوتین ژترال ک.گ.ب کمونیست راه اندازی نماییم؟

آیا مقامات امنیتی اجازه راه اندازی چنین رادیویی رامی دهند؟

قطعا اجازه نخواهند داد.

چطورجناب دعایی وبعضی دوستانشان رادیوی روحانیون مبارز رادربغداد درزمان شاه ؛برعلیه شاه راه اندازی می کنند؟

آِیا بدون اجازه دستگاه امنیتی صدام امکان راه اندازی چنین رادیویی وجود داشت؟

انگشتر به شاه دادن مهم بود ؛یاهمکاری امنیتی باصدام؟

دوداماد(آیت الله مستنبط و...)ودوپسر را درراه "التزام عملی دین ازسیاست جدااست" دادن مهم است؛یا انگشتری به شاه دادن بابت جلوگیری ازکشتارمردم و....

حال خیلی افراد به نتیجه ای که آن مرحوم رسیده بودند؛رسیده اند.

حال دولت؛ دینی شده بعدازچهل سال؟

یادین؛ دولتی شده برای مطامع دنیا؟

خداآخروعاقبت همه مان راختم بخیر کند ان شاءالله.

مرحوم آیت الله سید علی قاضی ره ذکری را به مرحوم آیت الله العظمی خویی ره درجوانیشان می گویند که ۴۰شب بعداز نمازمغرب بخوانند آینده خودرا خواهند دید.

ایشان خوابی می بینند که دربین علما معروف است ومرحوم آیت الله سیدعلی قاضی می گویند :"اگرنترسیده بودند حال قبروبرزخ وقیامتشان راهم می دیدند."

درآخرآن خواب درموذنه حرم امام علی ع اعلام می شود"آیت الله العظمی خویی به رحمت ایزدی پیوست."

که ایشان ازخواب بعدازچهل شب ذکر گفتن وحشت زده بیدارمی شوند وخواب رابرای آیت الله سیدعلی قاضی ره وقتی تعریف می کنند ؛اوجمله فوق را می گویند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان