کد خبر: ۱۰۸۳۷
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۸-04 August 2019
دو سال از جنگیدن برای مشروطه می گذرد. کشور در اغتشاش و محمدعلی میرزا ، شاهِ مخلوع مترصد بازگشت به قدرت و سربازان تزار در آذربایجان مشغولِ بیداد و ستم . 
بابا عزیز همدم ستارخان تعریف می کند : «... اسباب افطار سردار را برده بودم. گفت : « نان بماند برای بعد . باید برویم خانه عین الدوله» . 

عین الدوله دشمن آزادی بود. دو سال قبل تبریز را بمباردمان می کرد. باور نمی کردم سردار به دیدن او برود.... عین الدوله با آن سبیل های کلفت ظاهر شد. 

سردار گفت :«تبریز چشم به راه شماست، روسها دارند وارد می شوند» . 
عین الدوله به شوخی گفت: «آن وقت ها، راهمان ندادید». 

ستارخان گفت : «حالا شما میهمان ما هستید.»
من مات و مبهوت نزدیک بود بزنم زیر گریه. عین الدوله هم متاثر شد .در راه بازگشت از سردار پرسیدم: همین عین الدوله بود که جوان هایمان را می کُشت.... 
سردار گفت: او مستبد است ولی اجنبی پرست نیست . 

اما روزگار نگذاشت عین الدوله به آذربایجان برود. روسها از قبل صمد خان شجاع الدوله را حاکم تعیین کرده بودند.

( از میان خاطرات عزیز خان ، یارِ ستارخان سردارملی )
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان