کد خبر: ۱۰۸۰۲
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۳-03 August 2019
عارف روزی برایم تعریف کرد: در قزوین به دختری علاقمند شدم و دل به او باختم اما پدر و مادرش مخالف این وصلت بودند. ما بسیار دلبسته هم بودیم، درد عشق و مخالفت جدی خانواده دختر مرا برآن داشت قزوین را ترک و به رشت بروم تا بلکه از سوز این عشق در امان باشم، حالا که سال ها از آن روزگار گذشته، فکر میکنم چه بهتر آن دختر همسرم نشد تا شاهد این همه مصیبت های زندگیم شده و بدبخت بشود.
عارف در زندگی سیاسی از 2 نفر بدش می آمد: وثوق الدوله و قوام السلطنه. این دو در آن روزگار از بانفوذترین سیاست مد