کد خبر: ۱۰۷۳۳
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۵۸-02 August 2019
ششم اکتبر 1981، قرار بود رژۀ ارتش برگزار شود، به مناسبت موفقیت نظامی مصر در جنگ «یوم کیپور» در برابر اسرائیل.
ستوان خالد اسلامبولی از گروه اسلام‌گرای «جهاد»، فرماندهی یک کامیون را در روز رژه بر عهده داشت. سربازان زیردستش را مرخص کرد و سه عضو دیگر از گروه جهاد را جایگزین کرد. وقتی کامیون به روبروی سکو رئیس‌جمهور رسید، اسلامبولی و یارانش از کامیون پایین پریدند و سکو را به رگبار بستند و نارنجک پرتاب کردند. سادات کشته شد، با سی‌وهفت گلوله؛ هفت نفر از مهمانانش نیز مردند. مبارک، معاون رئیس‌جمهور، زخمی شد و زنده ماند. دوربین‌ها این صحنه را ثبت کردند. خالد رو به دوربین فریاد زد: «من فرعون را کشتم!» 

سادات در سخنرانی معروفی در نهم نوامبر 1977، در افتتاحیۀ مجلس مصر گفته بود اگر لازم باشد تا آخر دنیا، یعنی از جمله به اسرائیل و کنست (مجلس اسرائیل)، خواهد رفت اگر از این راه بتواند جلوی کشته شدن حتا یکی از سربازانش را بگیرد. 

کسی این حرف را جدی نگرفت، اما وقتی مناخیم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل، سادات را دعوت کرد، او پذیرفت. سادات امید داشت کشورهای عربی از او حمایت کنند و امید داشت گفتگوی اسرائیل و مصر تأثیری دومینویی در منطقه داشته باشد. اما اشتباه کرده بود... تنها ده روز پس از سخنرانی سادات، دیدار او از اسرائیل از فرودگاه بن‌گورین در تل‌آویو آغاز شد. فردای آن روز، آن ادعای باورنکردنی رخ داد: سادات در در کِنِسِت سخنرانی کرد و این نخستین مقام عرب بود که موجودیت اسرائیل را بی‌اما و اگر به رسمیت شناخت. البته او شروطی را هم برای صلح برشمرد، به خصوص این‌که اسرائیل باید از همۀ مناطق اشغالی، از جمله بیت‌المقدس شرقی خارج می‌شد و کشور فلسطینی با مرزهای مشخص ایجاد می‌شد. 

یک سال بعد (1978)، پس از مذاکرات سخت، پیمان کمپ دیوید میان اسرائیل و مصر، با مداخلۀ کارتر، به امضا رسید. این پیمانِ جداگانه صحرای سینا را به مصر بازگرداند اما اعراب را سخت آزرد، تا جایی که مصر از جمع کشورهای اسلامی و عربی طرد شد. از این پس، سادات بیش از پیش به دوستان غیرعربش نیازمند بود، به خصوص محمدرضا شاه. 

بزرگ‌ترین تفاوت سادات با ناصر این بود که او مصر را از مسیر و ایدئولوژی پان‌عربی خارج کرد و کوشید نوعی اسلام‌گرایی حکومتی را ترویج کند. قانون‌اساسی مصر را تغییر داد  و تصریح شد که «شریعت» مبنای قانون‌اساسی مصر است. او رابطه با اخوان‌المسلمین را نیز ترمیم کرد. اخوان از زندان آزاد شدند و روزنامۀ آن‌ها دوباره منتشر شد. سادات فرهنگ اسلامی را مبنای ارزش‌ها، آموزش و پرورش و قانون‌گذاری مصر قرار داد. تنها پس از کمپ‌دیوید بود که رابطۀ اسلام‌گرایان با سادات برای همیشه خراب شد. 

سادات (متولد 1918) روستازاده بود، کودکی‌اش همراه با سیزده خواهر و برادر دیگرش در فقر مطلق بود، مدرسه نرفت. اول می‌خواست بازیگر شود، موفق نشد. بعد رؤیای افسری به سرش زد، توانست به دانشگاه افسری راه یابد و پس از دورۀ آموزشی در 1938 ستوان شد. وقتی کمی آگاهی سیاسی یافت، فهمید دشمن اصلی بریتانیاست و بعد سیاستمدارانی که تابع خواست انگلیس‌اند. با ناصر آشنا شد و گروهی تشکیل دادند با عنوان «افسران آزاد» که هدفشان انقلاب بود. جنگ جهانی دوم درگرفت و یکی از مکان‌های درگیری شمال آفریقا بود. سادات نیز مانند بسیاری از مصری‌ها هوادار آلمان بودند. او به نفع آلمانی‌ها جاسوسی کرد، همین باعث شد بازداشت و زندانی شود. پس از دو سال زندان توانست فرار کند و از آن پس با گروهی همکاری می‌کرد که هدفشان ترور مقامات مصری‌ای بود که با قوای اشغالگر بریتانیا همکاری می‌کردند. در سال 1952 «افسران آزاد» کودتا کردند، ملک فاروق را مجبور به کناره‌گیری کردند، پسرش فؤاد جای او نشست، اما سال بعد مصر جمهوری شد. بدین‌سان راه محمد انور سادات به مقامات کشوری باز شد و سال 1957 به وزارت رسید.  

دیگ جوشان خاورمیانه صحنه‌های عجیب بسیار به خود دیده است، یکی از آن صحنه لحظۀ ترور سادات است. روزی او ستوان بود و برای رهایی از سلطۀ بریتانیا باور به ترور داشت، روزی دیگر خالد اسلامبولی ستوان بود و برای رهایی از سلطۀ سادات باور به ترور داشت...


مهدی تدینی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان