کد خبر: ۱۰۷۲
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۷-30 October 2017
کسي که سنگینترین کار را براي يک عده ستمديده انجام میدهد و میگوید اين رحمت خداست يعني مواظب قدرت و مقام خويش است که او را مغرور و مقهور خود نسازد. چنين خضوع، مواظبت و مراقبتي انسان را به مقام شامخ و درک محضر الهي میرساند.
عصراسلام/حسین مولایی:نويسندگان و صاحب نظراني كه در قلمرو مديريت اسلامي و ديدگاههاي اسلام در مورد مديريت قلم زدهاند هر يك به فراخور برداشت و ذهنيت هاي خود از اسلام، مباني اخلاقي و سيره پيامبر (ص) و معصومين (ع) به طور مستقيم و يا غيرمستقيم تعاريف و يا توضيحاتي را ارائه دادهاند كه نوعي مفهوم مديريت اسلامي از آن مستفاد ميشود. با توجه به اين كه دامنهی اين برداشتها و تعریفها ( كه بيشتر بر محور ارزشها و مباني اخلاقي مكتب اسلام و سيره پيشوايان دين قرار داشتهاند) گسترده و از نظر نوع نگاه نيز (در عين نزديك به هم بودن) متنوع است.
به تعدادي از تعریفهای ارايه شده در مورد مديريت اشاره ميشود:
«افجهاي» مديريت اسلامي را مقولهاي مكتبي میداند و وظيفه مكتب نيز از نظر او ارايه راهحل هايي است كه با مفهوم عدالت خواهي سازگار است. (فصلنامه مطالعات مديريت، شماره 21 و 22، ص 10).
«حمیدی زاده» نيز معتقد است كه نظام مديريت در تفكر اسلامي از اصول اعتقاد آن سرچشمه ميگيرد و بنابراين، مديريت بر يك مجموعه انساني و در يك سازمان در راستاي مديريت جهان خلقت است و با اين ويژگي، وي مديريت را به عنوان يك بينش مطرح ميكند و مدیر نيز عضوي از اعضاي آفرينش است كه بايد همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانين كلي آن باشد زيرا تشكيلاتي كه به وي سپرده شده، هدفش در جهت نظم كلي جهان و براي پيشبرد فعاليت هاي بشري به منظور دستيابي به سطوح آرماني است ( فصلنامه مطالعات مديريت، شماره 20، ص2).
«عسگريان» مديريت از ديدگاه اسلام را در مسير نزديكي به خداوند ميداند. بدين معني كه در کلیهی سطوح آن زهد و تقویپیشه ميشود، سعي در بخشش و ارشاد فزوني مييابد و جلب رضايت اكثريت بيشتر ميشود (عسگريان، 1370، ص 52).
«مشرف جوادي» معتقد است در مديريت اسلام (اسلامي)، ابتدا محور رابطه با ا... و حركت به سوي او همراه با قادر مطلق دانستن وي و شهادت به يگانگي يعني فقط ياري و كمك طلبيدن از او منظور است ( مشرف جوادي، 1378 ص11).
«مديريت در اسلام» بدون در نظر گرفتن اعتقاد به معاد و يا دنياي ديگر ناقص است. در واقع مطلب و مسايل مديريت در اسلام، جدا از دنياي ديگر همان مديريت غربي است ( مشرف جوادي، 1378، ص ج).
هنگامي كه صحبت از مديريت در اسلام ميشود، ابتدا منظور ادارهی امور بهرهبرداري صحيح از نعمت هاي الهي بر اساس اعتقاد به جهانبيني توحيدي است. يعني کلیهی اعمال و رفتار انسانها و يا مديران بايد بر مبناي جهانبيني توحيدي باشد و فلسفه توحيدي ايجاب ميكند كه اعمال يك مدير، علاوه بر انطباق با جهانبيني توحيدي، با اصول و اهداف جامعه اسلامي نيز تطبيق داشته باشد (مشرف جوادي 1378، ص 3).
سازمان امور اداري و استخدامي در مورد مديريت اسلامي اين تعريف را آورده است: « مديريتي كه زمینهی رشد انسان به سویا... را فراهم نمايد و مطابق كتاب و سنت و روش پيامبر (ص) و امامان معصوم و علوم و فنون و تجارب بشري جهت رسيدن به اهداف يك نظام در ابعاد مختلف، همانند يك محور عمل كند، مديريت اسلامي ميناميم. « مديريت اسلامي، 1364).
 آیه ا... مصباح يزدي نيز براي مديريت اسلامي سه معني و برداشت قايل میباشند: «... بررسي شیوهی مديران مسلمان در طول تاريخ امت اسلامي، تحليل شيوهاي مديريت مسلمان و نشان دادن خصلتهایی است كه از مسلمان بودن آنان نشأت گرفته است و معناي سوم اين كه مسايل مديريت اسلامي را در منابع اسلامي (قرآن و سنت) مورد بررسي قرار دهيم و سیرهی مديران معصوم (ع) را نيز به عنوان سنت عملي مورد توجه قرار دهيم» . (ديدگاههاي اسلام درباره مديريت، صص 28-27).
از ديدگاه «عسگريان »، مديريت از ديدگاه اسلام كه در جامعه اسلامي جريان مييابد در مسير نزديكي بها... قرار دارد، بدين معني كه در کلیهی سطوح آن زهد و تقویپیشه ميشود، سعي در بخشش و ارشاد فزوني مييابد و جلب رضايت اكثريت بيشتر ميگردد (عسگريان، 1370، ص 52).
«هاشمي ركاوند» نيز مديريت در اسلام را در اصل بر مبناي كلامي و عقيدتي ملهم از قرآن و سنت نبی (ص) استوار ميداند ( هاشمي ركاوند، 1379، ص 76) از نظر ابراهيمي منظور از مديريت اسلامي آن است كه در عمل و اجر و هدف. عدالت اجتماعي را مد نظر قرار دهد و مقصود نهايي آن كسب رضايت خداوند باشد و خدمت به خلق را نوعي عبادت بداند و زندگي و معیشت افراد در همين راستا تأمين شود (ابراهيمي 1375، ص 28).
«تقوي دامغاني» بدون اين كه از مديريت اسلامي تعريفي ارايه دهد در مورد چيستائي مديريت توضيحي داده و به امانت بودن، تكليف بودن و حق نبودن، خدمت بودن و مواردي از اين قبيل اشاره كرده است و سپس به توضيح نقش مدير در جوامع اسلامي پرداخته است(تقوي دامغاني، 1377).
«نبوي»، پس از ارايه تعاريفي از مديريت در نظريههاي غربي، مديريت اسلامي را اين چنين تعريف كرده است:

1
«مديريت» هنر و علم کار گیری صحيح افراد و امكانات در جهت وصول اهداف سازماني است، به نحوي كه با موازين شرع مغايرت نداشته باشد». (نبوي 1380، ص 33)
«قبادي» نيز مديريت اسلامي، يعني آن بخش از «مديریت» و فرآيند آن را، كه مستند به وحي الهي و منابع اسلامي باشد و وجه تمايز آن با ديگر مدیریتها را در مبتني بر وحي بودن، نبود نظام بهرهكشي انسان از انسان، مبتني بودن بر ارزش هاي متعالي، مطلق و ثابت و استوار بودن بر پایهی تعالي، كرامت و شرافت انسانها ميداند مديريت اسلامي تعريف كرده است (قبادي، 1378،ريال ص 12)
در این حرف كه ما در كشورمان نیاز به اصلاح روش های مدیریت داریم، شك نكنید، اما مسأله مهم تر یافتن یك الگوی صحیح برای حل این مشكل است. آیا باید حتماً سراغ ایسمهای غربی برویم و نگاهمان به ۴ كشور به اصطلاح توسعه یافته باشد یا این كه اسلام عزیز برای حل این مشكل، راه حل دارد؟ آیا مفهومی به نام «مدیریت اسلامی» وجود خارجی دارد؟
نحوه «مدیریت اسلامی» توسط «مدیران اسلامی» از بحث هایی است كه تبیین آن و در نهایت عمل كردن طبق آن از ضروریات دوران ماست، خصوصاً با روی كار آمدن دولت جدید و شعار به حق و كلیدی «دولت اسلامی». ما اكنون در مرحله دولت سازی قرار داریم، از بحث های ضروری این دوره تبیین منش و روش صحیح مدیران دولت اسلامی است. دولت اسلامی، مدیر اسلامی و مدیریت اسلامی میخواهد. به عقیده بعضی دانشمندان میتوان تمام اصول مدیریت و حکومت داری را حتی از همان ۱۰ سال حكومت پیامبر (صلوات الله علیه) در مدینه به دست آورد. «دولت اسلامی» صرفاً یك شعار نیست، واقعیت دارد. دولتی كه بنیانها و روش های اداره آن، ویژگی های مسئولانش و نحوه ارتباطش با ملت از دل اسلام بیرون میآید. با رجوع به قرآن كریم و احادیث ائمه بزرگوار(ع)، میتوان به وضوح اهتمام و توجه جدی قرآن عزیز و همه اهل بیت عصمت را به این مسأله مشاهده كرد

2
وجه تمایز مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریت:
مدیریت اسلامی پیش از آنکه علم باشد، یک مکتب است؛ از این رو وظیفه مکتب، ارائه راه حلهایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار باشد . اگر علم نیز خواهان خدمت به مکتب یا تعالی انسانها باشد، باید با سیر مطالعاتی مکتبی که در یک سیر اکتشافی است بدین نتیجه رسید که جهان بینی حاکم بر کاربرد این «علم » در حیطه «تولید» ، یک جهان بینی الهی و نشات گرفته از وحی است .
لذا سیر مطالعاتی مکتبی پیرامون مدیریت اسلامی یک سیر اکتشافی است . و باید از «روبنا» به طرف «زیربنا» باشد که با روش مطالعه «علمی » که یک سیر تکوینی و از «زیربنا» به «روبنا» است، متفاوت است .
وجه تمایز مدیریت اسلامی با اشکال دیگر مدیریت در این است که در جوامع سرمایه داری (بورژوازی) و یا سوسیالیستی، اداره امور مردم در دست عده ای از سردمداران حکومت است ؛ در حالی که در نظامهای الهی به ویژه اسلامی وجه تمایز در «اسلامی » بودن نظام مدیریتی و متکی و مبتنی بودن این نظام بر پایه اصول لایتغیر «وحی » میباشد .
این مکتب اکتشافی است نه تکوینی ؛ بدین معنا که هر لحظه باید مطلب تازه ای از متن مکتب و از دریای زلال و عمیق معانی قرآن برداشت شود؛ لذا بدنبال نزول قرآن، رسول اکرم صلی الله علیه و آ له و  امامان معصوم تبیین کننده این مفاهیم بودهاند؛  پس هرگونه سیر تکوینی بر افکار الهی ممنوع است و مدیران باید تابع و حافظ ارزشهای تبیین شده توسط رهبران حکومت اسلامی باشند؛ حکومتی که سیاست و دیانت آن جدای از هم نیست و سیاست آن متکی و مبتنی بر فرامین الهی است .
وجه تمایز دیگر مدیریت اسلامی این است که مدیریت اسلامی همان گونه که قبلا متذکر شدیم مبتنی بر دو اصل تعالی و تولید است تعالی انسان و تولید کالا . این کالا زمانی ارزشمند است که در خدمت تعالی انسان باشد، ولی در مکاتب شرق و غرب اصول مدیریت مبتنی بر محور تولید است؛ نه افزایش مکارم اخلاقی و اعتقادات .
پس نتیجه میگیریم که مدیریت اسلامی مبتنی بر حضور یک مکتب «الهی » یا «اسلامی » است و قبل از آنکه «سازمان » تشکیل داده شود، مکتب پایه گذاری میشود .
تشویق، محبت و احترام متقابل از ارکان این مدیریت به شمار میرود .
بدون شک والاترين مقام براي انسان کامل، مقام قرب الهي است و بهترين راه براي رسيدن به چنين مقامي، اين است که انسان خداي خويش را حاضر و ناظر بر شئون خود ببيند، چنين انساني هم مراقب فکر و انديشه خود است و هم مواظب عمل و کار خود.
قرآن کريم راه نائل شدن به اين مقام را به خوبي و زيبايي بيان کرده میفرماید: وقتي فرد به اين مقامي متعالي میرسد که بهترين کار و والاترين مقام را، عندالله بداند؛ به اين معني که نه تنها کارهاي کوچک و مقام هاي عادي او را تسخير نکند، بلکه سنگینترین کار و بالاترين مقام در اختيار او باشد، نه او در اختيار مقام بلند. انساني از مرزهاي خودبيني و غرور میگذرد و به مقام عنداللهی میرسد که همه مقامها و نعمتها را از ناحيه خدا بداند و بگويد اين چيزي جز فضل الهي نيست تا ظرفيت و توان من در ميزان آن مورد آزمايش قرار گيرد.
يک نمونه از بيان قرآن کريم در اين زمينه ديوار فلزي ذوالقرنين است. در سوره مبارکه کهف وقتي جريان ذوالقرنين را مطرح میکند، میفرماید: «قالُوا يا ذَا القَرنَينِ إِنَّ يَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ مفسد ون فِي الأَرضِ» (کهف، 94) و به ذوالقرنين گفتند که شما ديواري احداث کنيد که ما از شر اين يأجوج و مأجوج در امان باشيم و از اين گروه آسيب نبينيم و اضافه کردند: «فَهَل نَجعَلُ لَكَ خَرجًا عَلي‏ أن تَجعَلَ بین نا وَ بَينَهُم سَدًّا»؛ (کهف، 94) آيا امکان دارد که ما خراج و ماليات، يا خرج و بودجه اين کار را به شما بدهيم که شما سدي احداث کنيد که از شر تهاجم آنها محفوظ بمانيم؟ و «قال ما مکّنّي فيه ربّي خير» من نياز به خراج و بودجه شما ندارم. نگفت خودم دارم و من میکنم، بلکه گفت: آن قدرتي که خداوند به من داده، خير است. خدا مرا متمکن کرد تا سدي احداث کنم که جلوي تهاجم مهاجمين را بگيرد.
وقتي ذوالقرنين اين سد عظيم فلزي را در دهانه کوه احداث کرد گفت: اين سد از نظر قدرت جلوي تجاوز هر متجاوز را میگیرد. زيرا آن قدر بلند است که نمیتوانند از آن بالا بيايند و آن قدر محکم است که نمیتوانند نقب بزنند و همچنين در ادامه آيه جمله کليدي و مهم را اضافه میکند که: «قالَ هذا رَحمَهٌ مِن رَبّ»؛ (کهف، 98) نگفت: من اين کار را کردم، خود را نديد؛ بلکه گفت: اين رحمت الهي است. اين ديد و تفکر خدايي، غبار غرور را از قباي انسانيت پاک میکند و ستاره هاي فروتني و تواضع را در مسير تعالي انسان روشن میسازد.
کسي که سنگینترین کار را براي يک عده ستمديده انجام میدهد و میگوید اين رحمت خداست يعني مواظب قدرت و مقام خويش است که او را مغرور و مقهور خود نسازد. چنين خضوع، مواظبت و مراقبتي انسان را به مقام شامخ و درک محضر الهي میرساند.

2
قران کريم، نمونه ديگري را در داستان حضرت سليمان (ع) مطرح مینماید. آنجا که میگوید وقتي سليمان خواست تخت و عرش آن زن، از سبأ به يمن آوره شود، فرمود: «کيست که عرش و تخت فرمانروايي آن زن را قبل از اينکه او و همراهانش بيايند، نزد من حاضر نمايد؟» يکي از حضار محفلش عرض کرد: «من قبل از اينکه شما از اينجا حرکت کنيد و برخيزيد تخت را احضار میکنم؛ « قالَ عِفريتٌ مِنَ الجِنّ‏ِ أنَا ءاتيكَ بِهِ قَبلَ أن تَقُومَ مِن مَقامِكَ». (نمل، 39) حضرت سليمان (ع) نپذيرفت و آنگاه: «قالَ الَّذي عِندَهُ عِلمٌ مِنَ الک تاب أنَا ءاتيكَ بِهِ قَبلَ أن يَرتَدَّ إلَيكَ طَرفُكَ»؛ (نمل، 40) کسي که علمي از کتاب حق را میدانست. به سليمان (ع) گفت: «من قبل از اينکه چشم و دیدهات برگردد، آن تخت را به حضور تو میآورم؛ يعني به اندازه يک چشم بر هم زدن يا کمتر از آن، اين تخت با عظمت را از سبأ به يمن حاضر میکنم.» گفتن همان و تحقق همان! «فَلَمّا رَآهُ مُستَقِرًّا عِندَهُ»؛ وقتي حضرت سليمان اين تخت را به فاصله يک چشم به هم زدن يا کمتر، پيش خود يافت، گفت: « قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّي»؛ (نمل، 40) اين فضل و رحمت الهي است. يعني اين مقام او را نگرفت.
قرآن کريم اين دو کار سنگين و مقام بلند را از اين دو شخصيت بزرگ نقل میکند و بعد میگوید که اينان وقتي به اين مقام و پايه رسيدند، تمام سخنشان اين بود که گفتند: اين رحمت خداست!
ميان کلام اين پيامبران گران قدر و سخن قارون، تفاوت هاي بسياري وجود دارد. اين ديد و تفکر مراقبت است که انسان را از نردبان تعالي بالا میبرد و آن ديد خودبيني و غرور است که به حضيض هلاکت میکشاند.
مديران جامعه اسلامي نيز بايد چنين ديدي نسبت به مسئوليت و مقامي که در اختيار دارند، داشته باشند و اين اصل اساسي رهبري انبياي الهي را هرگز فراموش نکنند و زماني که به يک قدرت جهاني رسيدند و يا خدمتي به جامعه کردند بگويند: «قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّي» و ديگر از کسي توقع ستايش و نيايش نداشته باشند، کار را به رخ ديگران نکشند و زير پوشش خدمتگزاري، توقع رياست و مقامي بالاتر را نداشته باشند.
حسین مولایی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان