کد خبر: ۱۰۵۸۱
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۰-29 July 2019
احمد توکلی از چهره‌های معروف جناح اصطلاحاً "اصولگرا" سخنانی در مورد سوء‌عملکرد مدیریت کلان کشور، نارضایتی کثیری از مردم، ضرورت تأمین آزادی‌های مشروع و بخصوص استفادۀ ابزاری جناح‌های حاکم از از اسلام به عنوان پلکانی برای صعود از نردبان قدرت به زبان رانده است که تا کنون از زبان هیچ اصولگرایی بدین صراحت شنیده نشده است.
در همان حال، علیرضا پناهیان از نیروهای فعال جریان اصولگرایی با حملۀ شدید به سید محمد خاتمی به دلیل دفاعش از صلح و ضرورت جلوگیری از توفان در منطقه، وضعیت جمهوری اسلامی را مشابه آخرین مراحل جنگ صفین و رسیدن به یک قدمی کاخ معاویه دانسته است!

با مقایسۀ سخنان توکلی و پناهیان روشن می‌شود که هیچ نوع جهت گیری و نقطۀ مشترکی بین مواضع آنها دیده نمی‌شود، با این حال هر دو خود را به عنوان "اصولگرا" معرفی می‌کنند!

واقعیت این است که از اصولگرایی به عنوان چارچوبی عقیدتی و خط - مشی مشخص سیاسی، جز پوسته‌ای باقی نمانده و این جناح سیاسی از مدت ها پیش دچار منازعات سخت درونی شده است.
پیش از این، آنچه گرایش‌های مختلف این جناح را به هم پیوند می‌داد و سبب وحدت نسبی‌شان می‌شد، فقط رقابت یا اختلاف یا خصومت‌شان با جناح اصلاح‌طلب بود، اما با پیچیده شدن شرایط کشور، مقابله با اصلاح‌طلبی دیگر به سختی می‌تواند نقش نخ تسبیح را برای غلبه بر تشتت اصولگرایان بازی کند. از این رو، اصولگرایان به سه بخش عمده تقسیم شده‌اند. بخشی که خود را میانه‌رو تعریف می‌کنند، بخشی که هرگونه میانه‌روی به عنوان ضد ارزش نفی و تقبیح می‌کنند و بخشی که مایل‌اند بین آن دو، وسط‌بازی کنند.
در این میان، پایگاه توده‌ای و اجتماعی اصولگرایان ظاهراً مسیر خود را به سمت طیف تندرو کج کرده است. در واقع اصولگرایان از دو دهه پیش، ایدئولوژی خود را گِرد مقابله با همۀ انواع مطالبات اصلاح‌طلبانه سامان داده‌اند و بر همین اساس نیروهای حامی خود را بسیج کرده‌اند. بنابراین، ذهنیت نیروهای حامی، بر مدار تندروی شکل گرفته است و به همین دلیل، آنها سخنان امثال پناهیان را مأمن مطمئن‌تری برای آرامش ذهنی خود می‌پندارند و در عوض از سخنان امثال توکلی، گیج و برانگیخته می‌شوند. این است که میانه‌روهای اصولگرایان، پایگاه سنتی خود را عملاً به تندروها واگذار کرده‌اند و در عین حال، به دلیل رفتار کجدار و مریز خود نتوانسته‌اند در بین سایر اقشار اجتماعی، نفوذ و محبوبیتی کسب کنند. این است که آنها عملاً به صورت شخصیت‌های منفرد اما صاحب نفوذ در ساختار قدرت سیاسی در آمده‌اند.
بدین ترتیب، طیف تندرو اصولگرایی سفت و سخت به پایگاه کم شمار اما منسجم و فعال خود حتی به بهای فراری دادن و به وحشت انداختن سایر نیروهای اجتماعی چسبیده است و برای رضایت خاطر آنها شعارهایی سر می‌دهد که از نگاه طیف میانه‌رو اصولگرایی نه فقط غیر قابل تحقق بلکه در شرایط کنونی برای کشور خطرناک نیز هستند. 
به نظرم، انتخابات مجلس آینده، خط فاصل بین دو طیف اصولگرایی را به حدی پر رنگ خواهد کرد که آنها مجبور به انتخاب نام‌های جدید برای خود خواهند شد. البته این موضوع تا اندازۀ بسیاری به نوع کنش اصلاح‌طلبان بستگی دارد. اگر اصلاح‌طلبان انتخابات مجلس را زمین بازی خود ندانند و آن را فی‌الجمله به رقیب واگذار کنند، آنگاه جامعه شاهد بازی غریب و بی‌سابقه‌ای بین طیف‌های مختلف اصولگرایان و شنیدن حرف‌های تاکنون ناشنیده از زبان میانه‌روهای آنها خواهد بود. 
جناح تندرو اصولگرایی اما این را نمی‌خواهد. آنها به حضور اصلاح‌طلبان به عنوان دشمنی که بتوانند حامیان کم شمار اما مؤثر خود را علیه آنان بسیج کنند، سخت محتاج‌اند. از طرفی اصلاح‌طلبان نیز اهل واگذاری هیچ زمینی در عرصۀ قدرت سیاسی نیستند. آنها فایده و حتی موجودیت خود را در گروی قیل و قال‌های انتخاباتی می‌دانند و بدون آن خود را هیچ می شمرند! بنابراین، به احتمال زیاد، آنها در پی همان بازی کسالت‌بار و تکراری و از مُد افتادۀ و بی‌ثمر دو قطبی سازی بین اصلاح‌طلبی و اصولگرایی خواهند رفت!

احمد زیدآبادی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان