کد خبر: ۱۰۴۸۸
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۲-27 July 2019
سرانجام زمان آن رسید که آذوقه در خود دربار تمام شد و تازه شاه از خواب غفلت بيدار گشت،
دقیقا مصادف با روز عاشورا بود که در اول اکتبر1722م سلطان حسين از حرمش با لباس سياه و ماتم بيرون آمد وقتی در میادین شهر انبوه اجسادی را دید که از گرسنگی بر روی همدیگر افتاده اند اشك از دیدگانش سرازیر شد و به آواز بلند گريست(فارسنامه ناصری... ج ۱ص ۴۹۸)

تازه  به نديمان و خادمانش میگفت چرا او را از اوضاع با خبر نکرده اند! به محمود پيغام فرستاد كه آنچه را سابقا خواستى، قبول دارم اما محمود در جواب گفت: چيزى ديگر در تصرف شما باقی نمانده است كه به من ببخشيد اکنون کل ايران را میخواهم(تاريخ ايران، ملكم،...ج ۱، ص ۲۰۸)

و فرداى آن روز خود با خفت و خواری به حضور محمودافغان رفت چون نزديك رسيد، به بهانه آنكه محمود در خواب است، مدتى او را نگاه داشتند سپس نزد محمود بردند، چون محمود را نشسته ديد گفت ارادۀ خداوندى بيش از اين نبود كه من پادشاه باشم و وقت آن رسيده است كه تو بر تخت سلطنت ايران نشينى، خداوند ترا مدد كند، پس طرۀ شاهى را از سر برداشته تسلیم محمود نمود(تاريخ ايران، ملكم...ج۱ص ۲۱۰)
و سپس شاه سلطان حسین صفوی پیرمردی شصت ساله و فربه با عمری خوشگذرانی و عیاشی، پشت سر محمود 21ساله راه افتاده و او را وارد کاخهای مختلف و رنگارنگ صفوی میکند تا یک به یک کلیدهای کاخها را به او بسپارد!تا ثروت عظیم سلسله دويست و بيست ساله صفویان را تحویل او دهد اما عذاب آورترین بخش غنیمت ها،ضبط حرمسرای شاه صفوی بود که بالغ بر چهارصد زن بود که محمود افغان بین افسران قشون خود تقسیم نمود در حالیکه چند ماه پیش تنها دختر شاه سلطان حسین را خواسته بود و اکنون کل حرمسرایش را تصاحب میشد.بر طبق نوشته مورخين مثل كروسينسكى و ژوزف اپى‌سليميان، پادشاه تيره‌بخت صفوى، زيردست محمود افغان، مرگى به نام زندگى داشت و در قسمتى از كاخ خويش محبوس بود.

مثل اکثر سلسله ها،در راس سلسله صفوی نیز یک نابغه قرار داشت شاه اسماعیلِ صفوی،نابغه ای که در چهارده سالگی در880 ه‍. شاه ایران شده و اولین سلسله مستقل ایرانی بعد از حمله اعراب به ایران را بوجود می آورد اما در تهِ سلسله، شاه سلطان حسین یک انسانِ غرق در خرافات و تجمل و عیاشی قرار داشت که در تعصب و سنی کشی‏ گوی سبقت را ربوده است(تاريخ ايران... ‏ج‏2.ص339)

شاه اسماعیلِ نابغه که در اجرای عدالت و دادخواهی بین مردمِ، مو از ماست میکشید و شبها با لباس درویشی به قهوه خانه ها میرفت تا احوال مردم را از نزدیک ببیند به محض اینکه خبردار میشد کسی مورد ستم قرار گرفته و مالی بزور از کسی ستانده شده تا اعاده کامل مال به صاحبش،خواب بر چشمش نمی آمد(روضة الأنوار عباسي...ص170)

 به میزانی که به آخر همین سلسله میرسیم شاهان، دور از دسترسِ مردم میگردند و آن شبگردیهایِ راس سلسله،جای خود را به شبرویهای میرغضبها و عسسها میدهد که شریک دزدان شب شده دمار از روزگار مردم درمی آوردند که به نوشته تذکره الملوک، دو دانگ از مال دزدیده شده به میرِشب تعلق داشت!( تذکره الملوک...ص49)

پس به مرور،فاصله شاه و اهالی قدرت،با مردم چنان زیاد میگردد که درک اوضاع مردم و کشور از دستشان بدر میرود و در نتیجه، به میزانی که به آخر سلسله میرسیم شاه ثروتمندتر،فربه تر و غرق در رفاه و توهمات و تجملات گشته و سرانجام در غرقابی از جنگ و مشکلات،سقوط و اضمحلال خود و کشور فرا میرسد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان