کد خبر: ۱۰۴۶۱
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۷-26 July 2019
حکومت ایل تا اوایل دوران سلطنت رضاشاه بعهده ایلخانیها و ایل بیگیها بود که برای آنها فرمان همایونی از طرف پادشاه قاجار صادر میشد. ( لازم به يادآورى ميباشد ایلخانی لقب سران مغول بود که آخرین ایلخان مغول هم ابوسعید بهادرخان بود که شیراز نیز در قلمرو سلطنت او قرار داشته است .
بعد از ابوسعيد بهادر خان ،  فقط برئیس ایلات خراسان ایلخانی خطاب میشد بروسای سایر ایلات ایران منجمله ايل قشقائى ایل بیگی گفته ميشده است و مشیرالدوله پیرنیا جد خوانین قشقائی را اوزون حسن اق قوینلو نوشته است) در سنه ۱۲۳۴ از طرف خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار فرمان ایلخانی بافتخار جانی خان قشقايى و فرمانده ایل بیگی بافتخار محمدعلیخان فرزند جانى خان صادرشد. 

هر ایل متشکل از چند طایفه که رئیس طایفه را کلانتر و هر طایفه مشتمل بر چند تیره که رئیس تیره را کدخدا میناميدن . در بین طوایف افرادی هم بنام ریش سفید وجود داشته و دارند که وظیفه شورای داوری  را انجام و اختلافات را با کدخدا منشی حل و فصل مینمایند. حکم ایلخانی در بین ایلات نافذ و انتظامات را بعهده داشتند و وصول و ایصال مالیات دیوانی که بطور سرانه و خانوار از روی تقسیمات ایلی توسط ایلخانی به حکام و مالیه فارس سند سپرده میشد در عهده آنان بود و بهمین جهت برای هر ایل و طایفه از طرف ایلخانی یکنفر هم بنام تحصیلدار معین میگردید.

 حقوق ایلخانی و کارگذاران بصورت رسوم علاوه بر مالیات دیوانی از رؤسای طوایف که آنها نیز در این مأموریت وظیفه مشترک داشتند تأمین میگردید. کارگذاران و اطرافیان و خدمه ايلخانيها از املاک اختصاصی آنها و املاک استصوابی و تحت نفوذ و واقع در محدوده و مسیر انتظاماتی ایل نیز بفراخور حال و بر حسب اقتضای زمان و مکان حقوقی داشتند و رسومی عاید مینمودند. بعد از استقرار حكومت رضا شاه که مالیات سرانه و خانواری لغو گردید این حقوقها به دریافت سه صدم از تعداد گوسفندان افراد ایل مبدل و از اینطریق مخارج دستگاه حکومتی خوانین و کلانتران و کدخدایان و مأمورین تأمین میگردید. چيز جالب توجهى كه به آن برخوردم فرامین سلاطین و احکام حکام و دفاتر جزو جمع مالیات و عوارض و نوشته هاى  منشى  محمد عليخان ايلخانى برجاى مانده است همگى به زبان فارسى ميباشد.

 با بررسى ناسخ التواريخ ميتوان به اين نتيجه رسيد كه ايل قشقائى بعد از ايلخانى جانى خان قدرت و قلمرو خود را بسط داده است. بعضی از ایلات فارس از ممسنی وبویراحمدی و اینانلو و خمسه و کوهمره و محمد صالح و وندا را ضمیمه ایل قشقائی نموده طایفه چهارده چریک که یکی از ایلات مهم  فارس و اغلب با ایل قشقائی مخالفت مینمودند مطیع  نموده اکثر طوایف آنها را بین ایلات قشقائی تقسیم و جزو جمع مالیات قشقائی نموده. مرحوم جانی خان و فرزندان و نواده او علاوه بر اینکه مدتی بکلیه ایلات فارس حکومت داشته اند اغلب حکومت های جزء فارس از جمله بهبهان، کازرون، دشتی، اردکان، آباده، قنقری و بوانات و ممسنی بعهده فامیل جانی خان بوده است ضابطی بلوک سرحد چهاردانگه و سرحد شش ناحیه و کامفیروز که اغلب املاک اربابی خوانین میشود در محدوده حکومت آنان قرار میگیرد. هم چنین ضابطی بلوک خنج و قیر و کارزین و میمند و صمیکان و بلوک خفر اغلب جزو جمع مالیاتی خوانین میگردد. 

حکومت جهرم، لشنی و چهار راه و آباده طشت، بیضا، ابزج، رامجرد و بقریباً نصف محال فارس در قلمرو و تحت سلطه و اقتدار خوانین قشقائی و نصف دیگر بطور مساوی در تحت ریاست و تسلط خانواده قوام الملک شیرازی بوده است با این تفاوت ریاست خوانین قشقائی در اغلب قلمرو که شرح داده شد از زمان بحبوحه قدرت جانی خان شروع شده و ریاست فامیل قوام الملک در سنه ۱۲۹۴ هجری که شاهزاده سلطان حسین میرزا فرزند ارشد مسعود میرزا ظل السلطان به استانداری فارس منصوب شده و بواسطه صغر سن میرزا فتحعلی خان صاحبدیوان قوامی از طرف والی استاندار از نامبرده قوامت میکرد و در کارها مطلق العنان اداره قوامی ها را که تا آنوقت فقط کلانتر شیراز بیگلربیگی بوده خطاب میشدند وسعت داد. فرزندان جانی خان عبارتند از حاج حسینقلی خان، محمد علی خان، مرتضی قلیخان، مصطفی قلیخان، محمد قلیخان. حاج حسینقلی خان بعد از فوت مرحوم جانی خان بواسطه کبر سن بریاست ایل قشقائی منصوب شده لیکن از عهده انتظامات ایل برنیامده فقط ۶ ماه ایلخانی بوده و بعد از آن رياست ايل قشقائى به محمدعليخان رسيده است. محمدعليخان فردى باسواد و علاقه مند به فرهنگ و بسيار ميهن دوست بوده است . 

محمدعلیخان ایلخانی در سال ۱۲۰۸ قمری متولد شده بعد از وفات پدر بلقب ایلخانی سرافراز و در سال ۱۲۴۰  بدامادی شاهزاده حسینعلی میرزای فرمانفرما مفتخر گردیده و همه وقت طرف توجه و مرحمت مخصوص شاهزاده قاجار و یکی از اشخاص برجسته و فاضل که در معلومات فارسی سر آمد و یکی دو فقره هم از طرف دربار شاهنشاهی بسفارت ترکیه منصوب و خدمات خود را بطور شایسته بانجام رسانیده با مراتب ارادتی که به اهل عرفان داشت پیوسته با عرفا و اهل بینش انیس و با ارباب دانش جلیس و در سلسله دراویش وارد از پیر روشن ضمیر میرزا ابوالقاسم سکوت که از عرفای بنام و شهیر بوده پیروی میکرده و به میرزا محمد شفیع وصال شیرازی ارادت میورزیده است .

 نكته جالب توجه وصيت نامه اى ميباشد كه از محمد عليخان ايلخانى رئيس ايل قشقائى كه در محضر مرحوم شیخ الاسلام طی پنج نسخه تنظیم و بمهر و امضای شیخ الاسلام مزین و مسجل نمود و هر یک از نسخ که طومار مفصلی است بخط خودش و به فارسى نگاشته شده است كه یک نسخه از آن طومار در دستگاه حاجیه بی بی گوهر که بعدا از فوت او  نزد غلامحسین خان کهندل پور و یک نسخه دیگر در دستگاه سالار مظفر (محمد علیخان)نسخه دیگر در دستگاه  سردار عشایر نسخه دیگر در دستگاه اسعدالسلطنه بوده و نگارنده رونشت آنرا ديده است . معروف است مرحوم محمد علیخان ایلخانی بفرزند خود وصیت کرده بود او را در دامنه کوه جنوبی شیراز در جوار بقعه شیخ عبداله اقطع معروف به پیر بن آب دفن نمایند که در بهار و پائیز در موقع عبور ایل از گرد و خاک آن محظوظ بماند. 

ميرزاى داورى فرزند سوم  «وصال» بنا به وصيت محمد عليخان ايلخانى  شعرى سروده که با این بیت (دریغ از جهان کرم ایلخان /که بگرفت نامی بمردی جهان) شروع و با  این بیت (یکی سر بر آورد و کرد این رقم / بمرد ایلخانی جهان کرم) که مادَه تاریخ فوت او ۱۲۸۶ قمری است
ختم میگردد بحساب ابجد: بمرد ایلخانی جهان کرم میشود ۱۲۶۸

و این است  اشعاری که مرحوم میرزای داوری در مادَه تاریخ فوت محمد علیخان ایلخانی سروده است:

دریغ از جهان کرم ایلخان/که بگرفت نامش بمردی جهان
 
برازنده نام مردی بماه /
فروزند روی ایران سپاه

فزاینده نامه پهلـوی / ز بختش جهان کهن را نوی
خرد با دلیری بهم داشته/ 
هنر در هنر با هم انباشته 
 بفر از نیکانش برده گرو /ز شاخ کهن بگذرد شاخ نو
به تند آب شمشیر و رای دست / 
ز کشور همه زنگ آشوب شست 
همه ملک پرورده نان اوست/
بهر سفرۀ نانی از خوان اوست 
 سپهر از شکوهش شد اندیشناک /
بر انگیخت مکری و کردش بخاک 
بسوگش جهانی گریبان درید/
بلند آسمان تا بدامان درید 
ز مرگش جهانی دل آشفته شد/
سر بخت ایرانیان خفته شد 
دریغآنبروبرزو بالای او/
که در روی گیتی نبدجای او
بر او از بزرگی جهان تنگ گشت/
بمینو خرامید از این تنگ دشت
بن کوه شد دخمه پهلوان/
که کوه از بلندیش دارد نشان
نهان شد بکوه آن تن با شکوه/
شگفتی بود آسمان زیر کوه
روانش بباغ چنان شاد باد/
زیزدان بجان وی آباد باد
بر او دخمه بادا چو خرم بهشت/
بهشتی بود مرد فرخ سرشت
جهانی سراسر پر از نام اوست/
نمیرد کسی را که نامش نکوست
بتاریخ او خسته دل داوری/
بتک رفت و جست از خرد یاوری
یکی سربرآوردوکرداینرقم/
"بمرد ایلخانی جهان کرم"
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان