کد خبر: ۱۰۳۶۶
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۳-24 July 2019
اول / چند سالی است که جریانی اصرار دارد تا پژوهشگاه‌ها تدریس نکنند. محققی که هر سال در حوزه‌ی پژوهشی خود تولیدِ علم و مرز دانش را جابجا می‌کند، آیا جز این است که بیشتر از هر فرد دیگر صلاحیت علمی تدریس دروس تخصصی آن رشته را دارد؟! چرا جلوی تدریس پژوهشگاه‌ها را می‌گیرند؟
دوم / چند سالی است که جریان فوق‌الاشاره اصرار دارد تا پژوهشگاه‌ها دیگر دانشجوی تحصیلات تکمیلی پذیرش نکنند. باز سؤال می‌کنم: محققی که سال‌هاست در یک حوزه‌ی پژوهشی تولیدِ علم و مرز دانش را جابجا می‌کند، آیا جز این است که بهتر از هر فرد دیگر، صلاحت علمی پذیرش و هدایت دانشجوی تحصیلات تکمیلی را در آن حوزه دارد؟ چرا می‌خواهند از پذیرش دانشجوی مقطع دکتری توسط او ممانعت به‌عمل آورند؟

سوم / چند ماهی است که پرداخت حق‌التحقیق را در پژوهشگا‌ها ممنوع کرده‌اند. حق‌التحقیق در پژوهشگاه‌ها حکم همان حق‌التدریس را در دانشگا‌ه‌ها دارد که به‌ساعاتِ پژوهشیِ افزون بر موظفی تعلق می‌گیرد. محققی که می‌تواند وقتِ بیشتری را صرف پژوهش علمی کند، چرا چنین نکند و به‌جایش کار آزاد نماید؟ آیا به‌نفع کشور است که محققانِ ما به‌جای تحقیق، کاسبی کنند؟

چهارم / چند ماهی است که استخدام نیمه‌وقت "اساتیدِ تمامِ" مراکز آموزش عالی دولتی در دانشگاه‌های غیردولتی ممنوع شده است! محققی که پس از سال‌ها تلاشِ موفق علمی به‌مرتبه‌ی "استاد تمام"ی رسیده، آیا جز این است که از دانش و تجربه‌اش باید حداکثر استفاده و قدردانی به‌عمل آید؟ آیا به‌نفع کشور است که فعالیتِ افزون بر موظفیِ این سرمایه‌های انسانی، به‌جای اشتغالاتِ علمی و مجتهدپروری، صرفِ کاسبی شود؟!

پنجم / طی هفته‌های اخیر بحث معیشتِ دانشگاهیان به‌اینجا رسیده که همان حقوق و مزایای ماهانه‌ی هیئت علمی نیز اضافی است و باید کاهش داده شود! حقوقِ ناخالصِ یک استاد تمامِ پایه‌ی ۲۶ در ایران از هزار دلار کمتر است! یعنی کمترین حقوق هیئت علمی در سراسر دنیا! آیا جز این است که اگر استادی از قبل خانه و خودرو نداشته باشد، با حقوق ماهانه‌ی هیئت علمی، دیگر امکان ندارد که بتواند این ملزومات اولیه‌ی زندگی را خریداری کند. چرا کمترین‌های متعارف در جهان را نیز بر هیئت علمی ناروا می‌دانند و با تحقیر و ذلیل‌سازی او موجبات دلسردی، ناامیدی و نهایتاً فرار مغزها را فراهم می‌آورند؟ آیا این به‌نفع کشور است؟!

هرکدام از موارد پنج‌گانه‌ای که بالا برشمردم، ضربه‌ای کاری بر نشاط و حیات علمی کشور است. جمع آنها دیگر جای خود دارد. از تدریس محققین جلوگیری می‌کنند؛ اشتغالِ علمی را در ساعات غیرموظفی برای آنها دشوار می‌سازند؛ دانشجویان تحصیلات تکمیلی را از محققین دریغ می‌دارند و به‌لحاظ معیشت نیز او را در تنگنا قرار داده‌اند. تصویری که از کنار هم چیدن قطعاتِ فوق پدید می‌آید، جای شک و تردید باقی نمی‌گذارد که جریانی داخل نهادهای رسمی لانه کرده که با حرکاتی منسجم دنبال نابودسازی تدریجی نشاط و جنبش علمی کشور است. جریانی که در هر سه قوه نفوذ کرده است: هم دولت، هم مجلس هم دستگاه قضایی.

محسن کمالیان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان