کد خبر: ۱۰۲۸۰
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۴-21 July 2019
چند روزی بود که کشتی در آب‌های ساحلی بمبئی در فاصله‌ای دور از ساحل لنگر انداخته بود.
خورشید از افق سر برمی‌آورد و مردی سوار بر قایق به سوی کشتی می‌رفت. برای انجام این مأموریت کمی دلهره داشت. می‌دانست کار ساده‌ای در پیش ندارد. مأموریت او این بود که باید شاهی معزول را از بمبئی به نقطه‌ای دور و بی‌خطر می‌برد. قایق به کشتی رسید و مأمور خود را به عرشه رساند. آن مأمور با شاه در عرشه دیدار کرد و مأموریت خود را به اطلاع او رساند. به شاه گفت: 

«من پیغامی از طرف والاحضرت نایب‌السلطنه برای شما آورده‌ام... موظفم تأسف عمیق ایشان را به حضور آن اعلاحضرت عرض و اعلام کنم برای شما و تمام همراهان به هیچ‌وجه امکان پیاده شدن در خاک هندوستان وجود ندارد... تصمیم گرفته شده که اعلاحضرت... به یکی از جزایر متعلق به انگلستان به نام موریس تشریف‌فرما شده در آن‌جا به صورت مهمان دولت ما تا چند ماه آینده اقامت نمایند.
شاه گفت: «موریس؟ موریس دیگر کجاست؟ من تاکنون اسم آن را نشنیده‌ام.»

آن شاه برکنارشده رضاشاه و آن مأمور کلارمونت اسکراین، کارمند وزارت خارجۀ بریتانیا بود که مأموریت داشت شاه را به تبعیدگاهش در جزیرۀ موریس ببرد. ابتدا قرار بود شاه به هند رود، اما گویا مقامات بریتانیایی به این نتیجه رسیده بودند حضورش در هند به صلاح نیست. آن زمان هند شرایط ملتهبی داشت و تکاپوهای هندی‌ها برای کسب استقلال به اوج رسیده بود و طبعاً آمدن عناصر خطرناک به خاک هند معقول نبود. 

ششم مهر ۱۳۲۰ رضاشاه و جمعی کوچک از خانواده‌اش در بندرعباس سوار بر کشتی باری «بَندرا» شد و اکنون پس از چندین روز انتظار در آب‌های ساحلی بمبئی باید سوار بر کشتی مسافری «بِرمه» به موریس می‌رفت.

اینکه چرا رضاشاه عزل یا مجبور به کناره‌گیری شد از موضوعاتی است که معمولاً در ذهن جمعی و حافظۀ تاریخی ایرانی‌ها موضوعی بی‌اهمیت پنداشته شده است. روایت‌ها و تفسیرها در مورد رضاشاه همواره بسیار ضدونقیض است. رضاشاه در پی اشغال ایران از سوی متفقین، به بیان دقیق ۲۵ روز پس از اشغال، وقتی متفقین تهدید کردند وارد تهران می‌شوند، از تهران رهسپار اصفهان شد. از آنجا به کرمان رفت و چند روزی در آنجا بیمار بود و بعد با فشار کنسول بریتانیا از آنجا راهی بندرعباس شد. بنابراین، پرسش اساسی این است که چرا متفقین ایران را اشغال کردند و چه مشکل لاینحلی داشتند که باید از طریق اشغالگری آن را حل می‌کردند. در این نوشتار کوتاه به سراغ یکی از منابع مهم برای فهم این مسئله می‌رویم: سِر ریدر بولارد، سفیر بریتانیا در تهران؛ کسی که مهرۀ اصلی در جریان رخدادهای شهریور ۱۳۲۰ و پس از آن بود. 

در طول حکومت رضاشاه رابطۀ ایران با آلمان بسیار گسترش یافته بود و انبوهی از آلمانی‌ها به دلایل و بهانه‌های مختلف به ایران آمده بودند. وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد (که در مرحلۀ نخست درگیری اصلی فقط میان آلمان و بریتانیا و فرانسه بود)، کلاً فضای مطبوعات و حاکمیت ایران آلمانی‌دوستانه بود. بولارد می‌گوید بریتانیا می‌کوشید ایران را متقاعد کند آلمانی‌ها را از ایران بیرون کند و شاه زیر بار نمی‌رفت. تا اینجا تصمیم شاه برای همدلی با آلمان معقول به نظر می‌رسید، چون در دو سال اول جنگ آلمان پیروزی‌های خیره‌کننده‌ای کسب کرد. اما مسئله ناگهان زمانی پیچیده و بغرنج شد که آلمان به شوروی حمله کرد و به سرعت در خاک این کشور پیشروی کرد. اکنون شوروی با آلمان وارد جنگی هولناک شده بود و تحمل نمی‌کرد آلمانی‌ها در ایران باشند، از دیگر سو، اگر ایران اکنون آلمانی‌ها را اخراج می‌کرد، رفتاری خصمانه به نظر می‌رسید و ممکن آلمان را علیه ایران بشوراند؛ آن هم آلمانی که با سرعتی برق‌آسا به ایران نزدیک می‌شد و بعید بود بازندۀ این جنگ باشد.

در پاسخ به این پرسش که چرا ایران اشغال شد، تنها جوابی که بولارد می‌تواند بدهد همین ترس آن‌ها از حضور آلمانی‌ها در ایران است. برای مثال، چند کشتی آن‌ها در آب‌های جنوب لنگر انداخته بود و می‌ترسیدند با غرق کردن آن‌ها در اروند رود راه آبی آبادان بسته شود و ایران حتی زیر بار نمی‌رفت این کشتی‌ها را بازرسی کند و عملاً جز وعده‌های بی‌عمل هیچ گونه همکاری با متفقین نمی‌کرد. اما مهم‌تر‌ از همه این بود که اکنون شوروی هم به اندازۀ بریتانیا از نفوذ آلمان در ایران بیمناک بود و برای هر دوی آن‌ها مسئله مرگ و زندگی بود...



مهدی تدینی


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان