کد خبر: ۱۰۱۹۹
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۳-18 July 2019
بعد از ۱۵ خرداد عده ای را گرفتند و توسط دادستان برای اینها تقاضای اعدام شد. آقای طالقانی به تیمسار حساس رئیس دادگاه میگوید : تیمسار اگر دین ندارید آزاده باشید و وجدان داشته باشید
. تیمسار می‌گوید: چه شده آقا؟ می‌گوید یک عده را گرفته‌اید، حالا برایشان تقاضای حکم اعدام شده! اینها آدم‌ها تحصیل کرده‌ای هستند. اصلا اینطور آدم‌هایی نیستند که قتل کنند .  من می‌شناسمشان. تیمسار حساس می‌گوید که آقا بگوئید به جدم که آدم نکشتند. آقا هم می‌گوید "به جدم قسم اینها آدم نکشتند" تیمسار حساس گفت همین برای من کافی است  و بعدا حکم  آن ها را از ۱ سال  تا ۳ سال حبس صادر کرد . 

~بعدا که تیمسار حساس فرمانده ژاندارمری زاهدان شده بود. به رئیس شهربانی زاهدان زنگ می‌زند و می‌گوید که "آقای طالقانی دارد به زاهدان می‌آید، برویم فرودگاه آقا را ببینیم. به رضوانی رئیس ساواک هم بگوییم بیاید. او هم علاقه مند است ایشان را ببیند".  در راهرو فرودگاه  وقتی آقای طالقانی تیمسار حساس را می‌بیند می‌گوید که "تیمسار ما اینقدر بلوا درست می‌کنیم که شما درجه بگیرید، شما که هنوز تیمسار هستی!" افسری که همراه آقا بود وقتی می‌بیند مرحوم آقا با تیمسار حساس شوخی می‌کند، اجازه می دهد که آیت‌الله طالقانی با مرحوم آیت‌الله کفعمی صحبت کند و شب را در خانه ایشان به صبح برساند و صبح به سمت زابل حرکت کنند.

~در راه زاهدان به زابل طالقانی درخواست می‌کند ماشین را نگه دارند و حدود ۳۰ دقیقه پیاده روی می‌کند و وقتی باز می‌گردد از افسر می‌پرسد "چرا مراقب من نیستی؟ شاید من می‌رفتم افغانستان آن وقت  تو را اعدام می‌کردند" افسر  در گوش آقا میگوید "شما همین الان هم آزاد هستید. من حاضرم به خاطر شما اعدام بشوم!"

از میان خاطرات ابوالحسن طالقانی فرزند آیت الله طالقانی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان