کد خبر: ۱۰۱۱۳
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۸-17 July 2019
در سالگرد کودتای ۱۵ جولای ۲۰۱۶ ترکیه، کتاب «من راوی آخرین کودتای ترکیه» به قلم نرگس رضایی، نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی از سوی انتشارات لوح فکر منتشر شد و این نخستین بار است که حوادث آن شب از سوی یک شاهد زنده به زبانی متفاوت برای مخاطب ایرانی روایت می‌شود. 
در این کتاب، نرگس رضایی با قلمی شیوا و با استفاده از توصیف به روایت کودتای ترکیه می پردازد که در آن ۲۵۱ نفر کشته و بیش از ۲۰۰۰ نفر زخمی شدند و یکی از خونبارترین حوادث کشور همسایه در سال‌های اخیر به شمار می رود.

نویسنده در این کتاب ضمن اشاره به وحشت آفرینی جنگنده‌ها در آسمان استانبول از مردمی می‌نویسد که بی پروا مقابل گلوله‌ها پیش می‌رفتند و تانک‌ها و گلوله‌ها جلودارشان نبوده و در این رابطه از تعبیر زیبایی به این صورت استفاده می‌کند که «آنها ترس را ترسانده بودند». 
خانم رضایی به موازات روایت کودتای ۱۵ جولای به دیگر کودتاهای ترکیه نیز اشاره کرده و به اولین کودتای ترکیه و فرجام دولتمردان ساقط شده در «جزیره شوم» می‌پردازد که یکی از جذاب ترین فصل‌های این کتاب به شمار می رود. 
یکی دیگر از بخش‌های جذاب این کتاب فصلی است تحت عنوان «زنان و کودتا» که نویسنده در آن به نقش سه زن، یک گوینده، یک خبرنگار و یک خلبان در کودتا می پردازد که نام آنها را در تاریخ ترکیه ثبت کرد.

او همچنین از سیاستمداری می‌نویسد که به خاطر خواندن یک شعر زندانی شد. 

نویسنده در بخش دیگری از کتاب به خاطره‌ای از جنگ ایران و عراق در کودکی‌اش اشاره کرده و در وصفی زیبا می‌نویسد: «وقتی بچه بودم در کشورم ایران جنگ شده بود، وقتی هواپیماها بمب می‌انداختند مادرم می گفت آنها دشمن‌اند، سربازان عراقی دشمن ما بودند اما در کودتایی که من به چشم می ديدم این فرزندان ملت بودند که به روی هموطنانشان آتش می‌گشودند. آن لحظه کودتا در خیالم بسیار خطرناک‌تر از جنگ آمد. در جنگی که من در کودکی‌ام ديده بودم. دشمن ما خودی نبود. با خود فکر می کردم که این کودتا هم بی شباهت به جنگ نیست، خود جنگ است البته بی رحمانه تر از جنگ هم می شود گفت. چون همان وحشت جنگ را که در کودکی لمس کرده بودم به قلبم می ریخت».

نویسنده به موازات حوادث کودتای ترکیه به پیش‌درآمدهای آن نیز پرداخته و نظری جامعه از علل و ابعاد این حادثه ارائه می‌کند که از چندین جهت حائز اهمیت است و در پایان با اشاره به هنوز زخم‌های کودتاهای سابق در ترکیه ترمیم نشده بود که کودتایی دیگر رخ داد به پیامدهای اقدامات کودتاگران می پردازد و می نویسد: «کودتاگران می‌میرند اما زخم‌ها التیام نمی‌پذیرند»

در بخشی از این کتاب آمده است:


در اوج وحشت و هیاهوی غرش جنگنده ها، صدای بانگ اذان بلند و بلندتر شد و با صدای اذان ترسم فرو ریخت و قلبم آرام گرفت. انگار که این بانگ روحانی از هیاهوی پرنده های مرگ می کاست و با بلندتر شدن صدای اذان، فریاد مردم در خیابان ها هم بلندتر شد. شاید چون پنجره بسته بود و ذهنم از دیدن تصاویر کشته ها در آنکارا منکوب شده بود متوجه صدای اذان و مردم نشده بودم و حالا که پنجره را باز می کردم صدای اذان با طنین دلنشینش آرامش را به قلبم باز می گرداند.

صدای اذان از مساجد دور و نزدیک به گوش می رسید و در میان بانگ روحانی صدای تکبیر مردم بود که حالا سکوت شهر و هیاهوی جنگنده ها را در هم می شکست. 



صدای جنگنده ها بود و صدای اذان که ترس را از وجودم دور می کرد. آن روز رییس أمور دینی ترکیه فردی به اسم «محمت گورمز» بود. در اخبار آمده بود صدای اذان از همه مساجد بلند شده است. شاید همین صدای اذان بود که به مردم جرات می داد و بی محابا جلوی تانک می رفتند. اعتقادات این نیرو را به آدم می دهند که پیش برود و در استانبول مردم زیر هیاهوی جنگنده ها پیش می رفتند. 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان