کد خبر: ۱۰۰۷۷
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۳-15 July 2019
فاضل ارجمند و فقيه و شاعر گرامي آقاي دكتر سعيد جازاري (دامت توفيقاته) كه از فضلاي حوزه علميه خراسان شيدالله اركانهايند و تأليفات سودمندي دارند، دو سه سال پيش براي ادامه تحصيل به دانشگاه بسيار بسيار معتبر «سوربون» به فرانسه آمدند
 و در نزد برخي از اساتيد دانشمند آن دانشگاه به تعلّم و استفاده پرداختند و پس از طي مراحل تحصيلي، براي احراز مقام دكتري رسالة جامعي در باب «حوزه علميه مشهد» و تحوّلات آن عموماً، و تأثير و نفوذي كه مرحوم مبرور استاد الاساتيد و منتهي الاسانيد حضرت آيت‌الله‌ آقاي آقاميرزا مهدي غروي اصفهاني (قدّس‌الله تربته) برآن حوزه در طول سالهاي يكهزار و سيصد و چهل و سه تا يكهزار و سيصدو شصت و پنج قمري (برابر سالهاي 1924 تا 1947 ميلادي و 1303 تا 1325 شمسي) داشته‌اند و باقيات صالحات عظيم فكري و علميي كه از خود به يادگار گذاشته‌اند، (البته به زبان فرانسه) تدوين كردند و نام آن‌را به پيروي از نام گزارشي كه جناب استاد محترم آقاي محمدرضا حكيمي (دامت افاضاته) براي كتاب خود و مكتب فكري مرحوم آقاي ميرزامهدي(رحمه‌الله عليه) ابتكار كرده‌اند، «مكتب تفكيك» نهادند و آن ‌را براي ارزيابي به هيأت رسيدگي به رساله‌هاي داوطلبان دكتري تقديم كردند.

استاد محترم و بسيار فاضل و متتبع راهنماي‌ اين رساله‌ كه آقاي پروفسور «پي‌يرلوري» بودند، هم به مناسبت تازگي موضوع رساله و هم به جهت آنكه مي‌دانستند كه اين بنده از مستفيضان و از افرادي است كه به سعادت درك افاضات كثيرالبركاتي را كه مرحوم خلد آشيان حضرت آيت‌الله‌ آقاي آقاميرزا مهدي (قدّس سره) در آخرين سالهاي حيات پرفيوضات خود به عنوان «معارف» القاء و افاضه مي‌فرمودند، نائل شده بوده است، از اين ناچيز به توسط دانشگاه‌ هاروارد دعوت كردند كه به عنوان عضو ژوري يا هيأت رسيدگي نهائي به آن رساله كه در تاريخ اول ژوئيه سال 2013 در دانشگاه سوربُن پاريس برگزار خواهد شد، حضور يابم. من بنده دعوت را پذيرفتم و در موعد مقرّر در جلسه رسيدگي شركت كردم. آن جلسه در يكي از سالنهاي «دانشكده تجارت و مطالعات عالية» دانشگاه سوربُن منعقد شد و اعضاي هيأت داوري (ژوري) به ترتيب مذكور در صورت جلسه عبارت بودند از اساتيد ذيل‌الذكر:

1ـ پي‌يرلوري: مدير مطالعات آن دانشكده در بخش مذاهب (رئيس جلسه) و استاد راهنماي رساله

2ـ احمد مهدوي دامغاني، استاد دانشگاه هاروارد

3ـ بانو سابرينا مِرْوَنْ: از «مركز ملّي تحقيقات علمي»

4ـ يانّ ريشار: استاد ممتاز دانشگاه پاريس سه (كه سابقه آشنايي طولاني با ايشان دارم)

قريب شصت نفر نيز كه عموماً و يا اكثراً از اساتيد و دانشجويان و فضلاي علاقه‌مند به مسأله بودند، اعمّ از ايراني و فرانسوي در آن جلسه حاضر بودند و به دقت به سخنان اعضاي ژوري و پاسخهاي آقاي جاز‌اري توجه داشتند. پس از آنكه جلسه به اصطلاح «رسميّت» يافت، ابتدا آقاي پروفسور لوري شرحي دربارة محتواي رساله و معرّفي اجمالي آقاي جازاري و سوابق تحصيلي و حُسن استعدادِ او و لياقت ايشان بر احراز درجة دكتري بيان كرد و از آقاي جازاري خواست كه آنچه را در «دفاع» و يا استحقاق رسالة خود بر پذيرش آن مناسب مي‌شمارد، بگويد و به پرسشهاي اعضاي ژوري پاسخ دهد و آقاي جازاري به نحو موجز و مفيدي كليّات محتواي رساله(تز) خود و برخي از منابع و مآخذش در تدوين رساله به استحضار «ژوري» رساند و مختصراً به سؤالات اعضاي ژوري پاسخ داد و از تِز خود دفاع كرد. آنگاه رئيس جلسه از آقاي يان‌ ريشار درباره محتواي رساله و ارزيابي آن نظرخواهي كرد.

آقاي پروفسور ريشار بيانات سودمندي درباره تحولات فكري جامعه ايراني در قرن اخير درباره مذهب و مسائل آن و يادآوري نظريّات افراد مشخصي كه ايشان از آنان به «متفكر و روشنفكر مذهبي» تعبير مي‌كردند و برخي تذكّرات به آقاي جازاري ايراد كردند.

آنگاه رئيس جلسه از اين بنده خواست تا اولاً نظر خود را درباره رسالة مطروحه و ثانياً اطلاع و آشنايي شخصي خودم را با آنچه به «مكتب تفكيك» معروف شده است و معرفي مرحوم غفران‌مآب حضرت آيت‌‌الله آقاي آقاميرزا مهدي اصفهاني (اطاب‌الله ثراه) بيان كنم. من بنده از اينكه دانشجوي فاضل و متتبع آقاي جازاري در مقام شناساندن مكتب فكري مرحوم آقاي اصفهاني به خوبي رساله‌اش را تدوين كرده است، اظهار رضايت و خوشوقتي و مسرّت كردم و مختصراً شرح حالي از مرحوم آقاي ميرزا (و گفتم از اين پس از اين مرد بزرگ و عالم جليل‌القدر در سخنم به «آقاي ميرزا» تعبير خواهم كرد) و سابقه تحصيلات ايشان و اختصاصي كه به مرحوم مبرور خلدآشيان حضرت آيت‌الله‌العظمي نائيني قدس‌سره داشته‌اند و اينكه بيست و چهار سال اخير عمر شريف پربركت خود را در مشهد سكونت داشته و در آن حوزه علميه به تعليم و تربيت شاگرداني كه اكثر آنان علماي نامدار و مدرّسان بزرگوار سالهاي يكهزار و سيصد‌وپانزده تا يكهزار و سيصد و شصت شمسي 1936 تا 1980 ميلادي در حوزه مشهد بودند، همّت گماشتند و در طول ده سال اخير عمرشان علي‌الإطلاق أعلم و افقه و افضل أقران خود از علما و فقهاي خراسان و ديگر شهرهاي ايران به استثناي قم و احتمالاً اصفهان شناخته مي‌شدند و در همه احوال معظّم‌له «اسوة» فضيلت و كمال و قدس و تقوا و زُهد و نزاهت بودند و به مقامات معنوي والائي نائل شده و بي‌شك با مقام منيع رفيع حضرت ولي‌عصر (سلام‌الله عليه) علقه و ارتباط خاصّي داشتند و برخي از خواصّ و مريدان ايشان كرامات و خوارق عاداتي هم به ايشان نسبت مي‌دهند كه نمي‌توان منكر آن شد. خداش به درجات عالي قرب ارتقا دهاد!

مكتب فكري تفكيك

اما اجمال و خلاصه مكتب فكري آن بزرگوار درباره توحيد و خداشناسي، همان است كه همة پيامبران الهي و اوصياي آنان (عليهم‌السلام) به آن ايمان و اعتقاد داشته‌اند و حكماي متألّه مانند سقراط و افلاطون و فلوطين نيز برآن روش بوده‌اند و آن عبارت از آن است كه:

خداشناسي به معناي آن نيست كه بتوان به كُنه ذات اقدس او «معرفت» حاصل كرد، بلكه مقصود از خداشناسي آن است كه به وجود ازلي و ابدي و لطف او ايمان يقيني و اعتقاد و توجه بايد داشت و به نعمت‌هاي او خود را متنعم و مستفيد شناخت؛ زيرا ذاتِ اقدس او، اجلّ و اعلا از احاطة ماسواي خود او به اوست، همان‌گونه كه قرآن ما مي‌فرمايد كه: «الا أنه بكلّ شيء محيط» و اين اعتقاد جازم يا ايمان راسخ و هدايت حقيقي فقط با شناخت و شكر مداوم نعمت‌هاي الهي و پاي‌بندي مستمر به اداي فرايض و سنن شريعت الهي براي آدمي حاصل خواهد شد و طريق مستقيم وصول به اين معرفت نيز تعلق و تمسك به آنچه قرآن از آن به «حبل‌الله» تعبير مي‌فرمايد كه پيغمبر اكرم ما (صلواه الله) عليه آن‌ را بر قرآن مجيد و عترت طاهره منصرف مي‌داند و مي‌گويد:

ـ اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما اِن تمسّكتُم بهما لن تضلوا...‌

و از آنجا كه معاني واقعي كتاب‌الله را خود رسول اكرم و اهل بيت مكرّم او كه به اعتقاد ما شيعيان حَمَلة وحي و وارثان علم قرآن و مفسّران منحصر آنند،1بهتر دانسته و فهميده و بيان فرموده‌اند. پس ما براي نيل به اين معرفت جز فهميدن و پيروي آنچه ائمه ما در آن باره بيان كرده‌اند، راهي نداريم؛ زيرا به عقل محض در اين مسأله نمي‌توان اعتماد كرد و حق تعالي با ترتيب دادن صغري و كبري‌هاي منطقي و براهين يا استدلال‌هاي فلسفي شناختني نيست؛ زيرا همه آن قضاياي منطقي بديهي الانتاج و براهين فلسفي كه حكما و يا متكلمين به آن استناد و اتكا مي‌كنند، ساخته و پرداختة فكر همان فلاسفه و متكلمان است و مخلوق آنان و به ‌هيچ‌وجه نمي‌تواند به ذات اقدس باري‌تعالي كه خالق همه چيز است، پي برد و ذات اقدس او أجلّ و اعلا از وصول افكار و تعقّلات مخلوقات به اوست و امام باقر(عليه‌السلام) پنجمين امام ما اين معني را به نغزترين عبارت بيان فرموده است كه: آنچه را بشر در دقيق‌ترين انديشه‌ها و تصوراتش (درباره خداوند متعال و شناساندن او) انديشيده باشد و به هر نتيجه‌اي كه برسد، آن اوهام و انديشه‌ها هرچه باشد، آفريده و ساختة خود اوست و مانند خود او مخلوق است و امكان شناساندن خالق را ندارد2 و خداي تعالي بدان وسيله به تعريف درنمي‌آيد.

و اين خلاصه و لبّ لباب همه عقيده يا مكتب فكري و معرفتي مرحوم آقاي ميرزاست و همة آن برگرفته از قرآن مجيد و معارف و سخنان اهل بيت پيغمبر(عليهم‌السلام) است، با تصريح بر اينكه همه انبياي عظام الهي و حكماي متألّه اشراقي و يهوديان «قرائين» (KARAITE)3 و در جاي‌جاي انجيل‌هاي ششگانه (با احتساب انجيل توماي مقدس و انجيل بارنابه) و در نامه‌هاي پولس قديس نيز به تعبيرات گوناگون آن‌را ذكر كرده‌اند، و علماي بزرگ مسيحيت كه از آنان با عنوان «آباء كليسا» ياد مي‌شود، چه قدما آنان در قرون اوليه مسيحيت مانند «سَن‌كلمان» و «سن ‌آمبزواژ» و «سَن‌گرگوار كبير» و بالاخص «سَن ‌اوگوستن»، و يا متأخرين آنان مثل «سن آن‌سلّم» و «سن توماي آكويني» مكرّر در مكرّر در اين‌باره گفته و نوشته‌اند و بهترين شاهد آن ادعيه و نيايشهاي «مزامير» و رساله‌هاي قديس پُل و كتابهاي سن‌‌اوگوستن از جمله «شهر خدا» و «اعترافات» او و «ابطال الباطل» او (كه در ردّ مانويان و ملاحده است) مي‌باشد. سن‌اوگوستن مي‌گويد: «عقل در اين باره راهي به جايي نمي‌برد و فقط ايمان است كه آدمي را به «حقيقت» معتقد مي‌سازد.»

آقايان و بانوان

آنچه اينك گفتم، همان است كه اصل و مايه و پايه آن ‌را در طول سالهاي 1322 ـ 1324 شمسي برابر 1943 تا 1945 ميلادي كه اين توفيق و سعادت حضور مستمر در درسهاي معارف مرحوم آقاي ميرزا داشتم، از فرمايشات ايشان دريافته‌ام. درسهايي كه آقاي استاد محمدرضا حكيمي به آن نام «مكتب تفكيك» داده؛ ولي من بنده نام آن‌ را «مكتب عترت» يا «مكتب وحي» مي‌نامم. ضمناً خود را مجاز مي‌دانم كه از سوي دوست عزيز خودم، جناب استاد محمدرضا حكيمي كه عمرش دراز باد، از اعضاي گرامي ژوري و از حاضران محترم به خاطر علاقه و توجهي كه به «مكتب تفكيك» ابراز فرموده‌اند، سپاسگزاري نمايم و مزيد توفيق‌ آقاي جازاري را كه رساله‌اي بدين تفصيل دربارة «مكتب تفكيك» فراهم كرده است، آرزو كنم.

بانو پروفسور «سابرينا مرون» عضو ديگر ژوري از آقاي جازاري سؤالي نكرد؛ ولي چون هم آقاي جازاري و هم اين بنده چند بار نام مقدس حضرت ولي‌عصر(عج) را برده بوديم، از من دربارة «امام غائب» و نحوة اعتقاد شيعه به آن وجود مبارك پرسشي كرد و من بنده به رعايت حال و مقتضاي مقام، به ايشان گفتم: اين مسأله و اعتقاد از ضروريات قطعي مذهب شيعه است؛ همچنان‌كه تثليث معتقد شما از ضروريات ديانت مسيحيت است و به اصطلاح امروزي: اين مسأله «خط قرمز» تشيّع اثناعشري است؛ يعني آنچه را كه شما بدان «دُگم» مي‌گوييد و اين «دُگم»‌ها در مسيحيت نيز بسيار است.

ارزيابي رساله

سپس نوبت به اظهارنظر ژوري نسبت به رسالة مطروحه و ارزيابي آن شد، و آقاي پروفسور لوري از آقاي جازاري و از حضار خواست تا چند دقيقه‌اي، ژوري را تنها بگذارند. و پس از مذاكره و مداقّه، آقاي پروفسور ريشار و بانو پروفسور مِرون نظر دادند كه رساله «خوب و شايسته» است؛ ولي من بنده نظر دادم كه رساله «بسيار خوب و شايسته» است و آقاي پروفسور لوري به عنوان استاد راهنما رضايت خود را از كار آقاي جازاري اعلام داشت و بالاخره موافقت و مقرر شد كه رساله با «عنوان بسيار خوب و شايسته» پذيرفته شود و چنين شد و به آقاي جازاري و حضاري كه از جلسه خارج شده و منتظر اعلام نتيجه مي‌بودند، اطلاع داده شد كه به سالن ژوري برگردند و پس از اعلام رأي ژوري، حاضران و اعضاي ژوري به آقاي دكتر جازاري تبريك گفتند و همه به سالن ديگري براي پذيرايي هدايت شدند.

پي‌نوشتها:

1ـ اين معني را مستند به كلام معجز نظام حضرت امام سجّاد عليه‌السلام مي‌دانم كه: «....و ورّثتنا علمه مفسراً...» دعاي 43 صحيفه مباركه.

2ـ كُلّ ما صوّرتموه باوهامكم في ادق معاينه فهو مثلكم مخلوق منكم مردود اليكم.

3ـ رسالة «العقائد الدينيه لليهود القرائين»، چاپ مصر، قرن 19
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان